گردشگر یا مهاجم طبیعت؟
روایتی اتنوگرافیک از زخمهای سبز بر تن ییلاقات سوها و سقزچی
در پهنهیِ وسیع و مسحورکنندهیِ ییلاقاتِ سوها و سقزچی، جایی که سبزینگیِ بیانتها با افقِ آسمان گره میخورد، نشانههایی از یک «دیالکتیکِ تخریب» به چشم میخورد. این عرصههای مرتعی و جنگلی، که همواره در حافظهیِ جمعی به مثابهیِ نمادی از صلحِ میانِ انسان و طبیعت شناخته میشدند، اکنون تحت تأثیرِ رفتارهایِ انسانی، دچارِ تحولیِ آسیبشناسانه شدهاند. تصویرِ پیشِ رو، نه تنها یک منظرِ ییلاقی، که میدانی برایِ مشاهدهیِ پیامدهایِ مستقیمِ حضورِ «دیگریِ غریبه» در طبیعت است.
کالبدشکافیِ لکههای سیاه
در بطنِ این گسترهیِ سرسبز، لکههایی نامتقارن و تیره خودنمایی میکنند؛ زخمهایی که بر چهرهیِ خاک و چمن نشستهاند. این اجاقهایِ موقت، بقایایِ خاکسترشدهای هستند که حکایت از لحظاتی از لذتِ آنیِ گردشگران دارند. با استفاده از رویکردِ «توصیفِ فربه» (Thick Description) کلیفورد گرتز، میتوان این لکهها را نه صرفاً به عنوانِ خاکِ سوخته، بلکه به مثابهیِ «نمادهایِ تملک» بازخوانی کرد. این اجاقها، مرزِ میانِ «طبیعتِ بکر» و «فرهنگِ مصرفگرا» را بازتعریف میکنند. هر لکهیِ سیاه، یک «امضایِ» ناپایدار از حضورِ انسانی است که در پیِ رام کردنِ طبیعت برایِ رفعِ نیازِ آنی (کباب کردن و گرما) است.
گردشگر یا مهاجم؛ پارادوکسِ حضور
در بررسیِ جامعهشناختیِ این پدیده، پرسشِ بنیادین این است: آیا ما با یک «گردشگرِ» اخلاقمدار روبروییم یا یک «مهاجمِ» زیستمحیطی؟
- گردشگر: در پارادایمِ سنتی، گردشگر جستجوگری است که در پیِ «تماشا» و «تعاملِ همدلانه» با محیط است. اما در ییلاقاتِ ما، گردشگری به «فعالیتی ابزاری» بدل شده است.
- مهاجم: هنگامی که این ابزارگرایی منجر به تخریبِ بسترِ حیاتی (خاک و پوششِ گیاهی) میشود، هویتِ گردشگر به «مهاجم» تغییر مییابد. این تهاجم نه با سلاح، که با «آتش» صورت میگیرد. آتش، نمادِ باستانیِ اهلیسازیِ طبیعت است که اکنون در دستانِ ناآگاه، به ابزاری برایِ گسستِ زیستمحیطی تبدیل شده است.
پیامدهایِ تروماتیک بر زیستبوم
این سوختگیهایِ کوچک، در مقیاسِ کلان، ترومایی بر تنِ ییلاقات هستند. فرسایشِ پوششِ گیاهی در محلِ این اجاقها، نه تنها زیباییِ بصری را خدشهدار میکند، بلکه بسترِ خاک را در برابرِ فرسایشِ آبی و بادی آسیبپذیر کرده و چرخهیِ بازتولیدِ گیاهانِ بومی را مختل میسازد. این «تخریبِ تدریجی»، نوعی «خشونتِ آرام» علیه طبیعت است؛ خشونتی که به دلیلِ پراکندگی و تکرار در طولِ ایام، از نگاهِ عمومی به عنوانِ امری عادی (Normalize) پذیرفته شده است.
نتیجهگیری
آنچه در سوها و سقزچی میگذرد، حکایتِ «تشییعِ طبیعت» توسطِ کسانی است که خود را دوستدارانِ آن مینامند. تصویرِ حاضر، یک هشدارِ اتنوگرافیک است: مادامی که حضورِ انسان در زیستبوم، از الگویِ «مصرفِ لحظهای» به الگویِ «میزبانیِ پایدار» گذار نکند، این لکههایِ سیاه گسترش یافته و در نهایت، ییلاقاتِ سرسبز را به خاطرهای غبارآلود بدل خواهند کرد. میانِ گردشگرِ تماشاگر و مهاجمِ تخریبگر، مرزی به باریکیِ یک شعلهیِ کوچک وجود دارد که متأسفانه در اکثرِ موارد، با بیاحتیاطیِ محض، از آن عبور شده است.
نویسنده: سیدمصطفی سیدرنجبرسقزچی
تاریخ انتشار: تیر ۱۴۰۵
انجمن جامعهشناسی ایران، شعبه آذربایجان شرقی
#مردمنگار
#گردشگری
#محیطزیست
#ییلاقات_سوها_و_سقزچی
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Post #116
940