زلاتان؛ گافمنیترین فعل فوتبال
اروینگ گافمن و فوتبال به مثابه هنر نمایش
امشب، وقتی سوئد برابر فرانسه به میدان میرود، زلاتان ابراهیموویچ روی چمن ورزشگاه نخواهد بود. چند متر آنسوتر، زیر نور استودیوی تلویزیون نشسته و مسابقه را برای میلیونها بیننده تحلیل میکند. انگار فقط صحنه عوض شده است. مردی که سالها نمایش را از دل فوتبال خلق میکرد، حالا از بیرون زمین، همچنان بخشی از نمایش است. همین تصویر، بهترین نقطه آغاز برای فهم پدیدهای است که اروینگ گافمن سالها پیش درباره آن نوشت.
گافمن زندگی اجتماعی را به یک تئاتر بزرگ تشبیه میکرد. از نگاه او، انسانها فقط زندگی نمیکنند؛ خود را اجرا میکنند. هر کس میکوشد تصویری مشخص از خود در ذهن دیگران بسازد، آن را حفظ کند و نگاه تماشاگران را مدیریت کند. او این فرایند را «مدیریت تأثیرگذاری» مینامید؛ هنری که گاه از خودِ عمل مهمتر میشود.
شاید کمتر فوتبالیستی را در تاریخ فوتبال بتوان یافت که این ایده را به اندازه زلاتان ابراهیموویچ مجسم کرده باشد. زلاتان، فرزند پدری بوسنیایی و مادری کروات، در شهر مالموی سوئد بزرگ شد؛ محلهای مهاجرنشین که سالها نماد حاشیهنشینی در سوئد بود. شاید برای کسی که از حاشیه میآید، دیده شدن تنها یک میل شخصی نباشد؛ گاهی ضرورتی برای اثبات وجود است. اما زلاتان به دیده شدن قانع نشد. او تصمیم گرفت دیده شدن را به هنر تبدیل کند؛ نه با انکار گذشتهاش، بلکه با ساختن شخصیتی که هیچکس نتواند از کنار آن بیتفاوت عبور کند.
بسیاری از ستارههای فوتبال را با تعداد گلهایشان به یاد میآوریم، اما زلاتان را بیشتر با شکل گلهایش به خاطر میآوریم. برای او، گل پایان یک حمله نبود؛ آغاز یک روایت بود. قیچی برگردان خیرهکننده مقابل انگلیس، ضربههای آکروباتیک، پشتپاها، کنترلهایی که بیشتر به حرکات رزمی یا ژیمناستیک شباهت داشتند تا فوتبال. انگار خودِ گل زدن کافی نبود؛ گل باید تماشایی هم میبود. باید بارها بازپخش میشد، دربارهاش حرف میزدند و در حافظه جمعی باقی میماند. او فقط دروازهبان را شکست نمیداد؛ تخیل تماشاگر را هم تسخیر میکرد.
همین منطق را میشد بیرون از زمین نیز دید. مصاحبههایش، جملههای اغراقآمیزش، شوخیهایش با خبرنگاران، اعتمادبهنفسی که گاه تا مرز خودبزرگبینی و غرور پیش میرفت و حتی سخن گفتن از خودش در قالب «زلاتان»، به عنوان سوم شخص، همگی اجزای یک اجرای واحد بودند. او فقط فوتبال بازی نمیکرد؛ شخصیتی به نام «زلاتان» میساخت. و این شخصیت را چنان ساخته و پرداخته کرد تا از خود واقعیاش جلو بزند.
در فوتبال مدرن، مسابقه دیگر به نود دقیقه محدود نیست. دوربینها، نشستهای خبری، شرکتهای بزرگ تبلیغاتی، شبکههای اجتماعی و حالا استودیوهای تلویزیونی، همگی بخشی از همان زمین بازیاند. بعضی فوتبالیستها نمایش را به فوتبال اضافه میکنند، اما این زلاتان بود که فوتبال را به بخشی از نمایش خود تبدیل کرد، چون به مختصات این نمایش تسلط داشت. از اینرو، بازنشستگی او پایان اجرا نبود؛ فقط تغییر دکور صحنه بود.
شاید هیچ نشانهای این موفقیت را بهتر از زبان مردم نشان ندهد. در زبان سوئدی، فعلی از نام او ساخته شد: zlatanera؛ یعنی با اقتدار کاری را انجام دادن، کاملاً مسلط شدن یا دیگران را تحتالشعاع قرار دادن. کمتر پیش میآید نام یک انسان از هویت فردی خود جدا شود و وارد دستور زبان یک جامعه شود. این فقط یک شوخی زبانی نبود؛ نشانه آن بود که «زلاتان» دیگر صرفاً یک فوتبالیست نیست، بلکه به الگویی برای توصیف یک شیوه حضور در جهان تبدیل شده است.
امشب، سوئد و فرانسه برای صعود میجنگند و نسل تازهای از بازیکنان روی چمن خواهند دوید. اما بعضی انسانها، حتی وقتی دیگر بازی نمیکنند، همچنان یکی از شخصیتهای اصلی صحنه باقی میمانند. اگر اروینگ گافمن امشب روی سکوهای ورزشگاه نشسته بود، شاید به مردی میاندیشید که سالها پیش از زمین فوتبال خارج شد، اما هرگز از نمایش بیرون نرفت. شاید میگفت بیشتر انسانها در زندگی فقط نقشی را بازی میکنند؛ اما گاهی کسی پیدا میشود که خودِ نقش را از نو میآفریند. زلاتان چنین کسی بود؛ مردی که آنقدر خود را اجرا کرد که نامش به فعل تبدیل شد. شاید به همین دلیل، زلاتان نه فقط یک فوتبالیست، که گافمنیترین پدیده تاریخ فوتبال است.
#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#اروینگ_گافمن
#زلاتان_ابراهیموویچ
#هنر_نمایش
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Post #101
1.05K