یک پژوهش جدید به بررسی روندهای ماکروفرگشتی اندازه بدن در میان سراتوسوریا، یکی از شاخههای متنوع دایناسورهای تروپود، میپردازد. این گروه شامل دودمان هایی چون اَبلیسوریدها و نوآسوریدها است که در اندازه بدن و سازگاریهای بومشناختی، تنوع چشمگیری دارند. هدف اصلی مطالعه آن است که مشخص کند آیا روند تکامل اندازه ی بدن در سراتوسوریا با قانون کوپ (تمایل دودمانها به افزایش اندازه بدن در طول زمان) همخوان است یا خیر، و همچنین چه عوامل بومشناختی، تبارزایی و اجتماعی-جنسی در شکلگیری این روندها نقش داشتهاند.
نتایج نشان میدهند که روندهای تکامل اندازه ی بدن در این شاخه یکدست نیست. برای مثال، در اَبلیسوریدها—بهویژه در کرتاسه پسین—افزایشی در اندازه بدن دیده میشود که با قانون کوپ همراستا است. در مقابل، نوآسوریدها تمایلی به کاهش اندازه ی بدن نشان دادهاند؛ روندی که احتمالاً بهمنظور پرهیز از رقابت با دایناسورهای تروپود با جثه متوسط و همچنین کاهش هزینههای متابولیکی در محیطهای پرتنش شکل گرفته است.
در بررسی تفاوتهای میان گونههای تخصصیافته و گونههای انعطافپذیر بومشناختی، مشخص شد که دایناسورهای تخصصیافته مانند اَبلیسوریدهای کرتاسه پسین، اندازههای بزرگتری داشتند. این در حالی است که گروههای انعطافپذیر بومشناختی مانند نوآسوریدها و دودمانهای بیرونی، اندازههای کوچکتری حفظ کردهاند و از این طریق توانستهاند در زیستگاههایی با منابع متفاوت یا کمتر رقابتآمیز باقی بمانند.
پژوهش همچنین به محدودیتهایی که در مسیر تکامل اندازه بدن اَبلیسوریدها وجود داشته پرداخته است. کاهش تنوع ریختشناختی (morphological disparity) و کند شدن نرخهای فرگشتی، از جمله عواملی هستند که مانع افزایش بیشتر اندازه بدن در این گروه شدهاند. به نظر میرسد تخصص در شکار و ویژگیهای مناسب برای دویدن، پس از انقراض شکارچیان بزرگ جثهای همچون کارکارودونتوسوریدها، خود به عاملی محدودکننده تبدیل شده است.
از سوی دیگر، مسیر کاهش اندازه ی بدن در نوآسوریدها بهعنوان راهبردی بومشناختی برای کاهش همپوشانی زیستی با دیگر دایناسورها تفسیر میشود. رژیم غذایی گونه های انعطافپذیر بومشناختی و سازگاری با محیطهای تنشزا، احتمالاً مسیر تکاملی آنها را به سمت جثههای کوچکتر سوق داده است؛ نکتهای که نشان دهندهی نقش فشارهای بومشناختی در شکلگیری این روند است.
در این مطالعه، از روشهای مقایسهای تبارزایشی نوین بهره گرفته شده است که شامل مدلهای حرکت براونی برای تحلیل نرخهای تکامل، فشارهای گزینشی و محدودیتهای تکاملی میشود. این رویکردها امکان بررسی دقیقتری از چگونگی تغییر اندازه بدن در این شاخه و عوامل اثرگذار بر آن را فراهم کردهاند.
یافتهها درک بهتری از پویایی های جوامع دایناسوری کرتاسه پسین در آمریکای جنوبی ارائه میدهند. رقابت، روابط شکارگر-شکار، و تخصص بومشناختی در شکلدهی به تنوع اندازه بدن در این فسیلها نقش اساسی ایفا کردهاند.
هرچند قانون کوپ برای برخی دودمان ها مانند اَبلیسوریدها تأیید میشود، این پژوهش نشان میدهد که چنین الگویی نمیتواند بهعنوان اصلی فراگیر در نظر گرفته شود. روند متفاوتی که در نوآسوریدها مشاهده شده، حاکی از آن است که تکامل اندازه ی بدن امری وابسته به زمینه (context-dependent) است یعنی روند تکامل اندازه بدن ممکن است در شرایط مختلف بومشناختی، اکولوژیکی یا تبارزایشی (phylogenetic) متفاوت باشد و این تغییرات بستگی به شرایط خاص آن محیط یا تاریخ تکاملی داشته باشد.
در پایان، نویسندگان پیشنهاد میکنند که پژوهشهای آتی، مدلهای مبتنی بر فرایند در تکامل جوامع زیستی و مدلسازی پراکنش گونهها را نیز در نظر بگیرند تا چشمانداز جامعتری از پویایی های ماکروفرگشتی در جوامع دایناسوری به دست آید. این مطالعه با ترکیب دیدگاههای تبارزایشی، بومشناختی و تکاملی، گامی مهم در فهم پیچیدگی های فرگشت اندازه بدن در سراتوسوریا برداشته است.
سعید افتاده
منبع:
https://bmcecolevol.biomedcentral.com/articles/10.1186/s12862-025-02374-y
Post #6744
1.27K
کانال فسیل شناسان ایران تکامل اندازه بدن در سِراتوسوریا: ارزیابی قاعده کوپ و چالشهای بومشناختی
- 👍 5