ادامه از👆
یکی از یافته های قابل توجه این پژوهش، تصویر سنتی نئاندرتال ها به عنوان انسان هایی کاملا سازگار با سرمای شدید را زیر سوال می برد. دمای سردترین بخش سال مهمترین عامل در پیش بینی حضور آنها بود، اما رابطه مثبت بود؛ یعنی نئاندرتال ها بیشتر با زمستانهای ملایم تر سازگار بودند. مناطق معتدل اروپای غربی، اطراف مدیترانه، سواحل دریای سیاه و جنوب دریای خزر از جمله مناطق مناسب تر برای زندگی آنها بودند.
در مقابل، رشته کوه هایی مانند آلپ، پیرنه، قفقاز، زاگرس و هیمالیا و همچنین دشت های قاره ای با زمستان های بسیار سرد، مناسبیت کمتری داشتند. در عین حال، نئاندرتال ها از نظر بوم شناختی انعطاف پذیر بودند و در ۱۹ زیست بوم مختلف زندگی می کردند. این موضوع نشان می دهد که آنها احتمالا گونه ای با توانایی سازگاری نسبتا گسترده بودند و نمی توان حضورشان را صرفا به محیط های سرد محدود کرد.
پژوهش مسعود یوسفی و همکارانش همچنین دو مسیر مهم پراکندگی نئاندرتال ها را مشخص می کند. یکی "کریدور اروپای شرقی-سیبری" است که از شمال دریای سیاه، خزر و آرال عبور می کرد و بیش از ۶۰۰۰ کیلومتر، مناطق اروپایی را به شرق و در نهایت به کوه های آلتای متصل می کرد. مسیر دیگری نیز از مدیترانه شرقی، از طریق فلات مرکزی ایران به سمت شرق امتداد داشته و به شبکه اصلی پراکندگی در غرب آسیا متصل می شده است.
اما مهمترین پرسش این بود که آیا تغییرات اقلیمی در نهایت زیستگاه نئاندرتال ها را آن قدر تکه تکه کرد که جمعیت های آنها دیگر نتوانستند دوام بیاورند؟ داده ها چنین چیزی را تایید نمی کنند. اگرچه وسعت مناطق مناسب در MIS3 اندکی کاهش پیدا کرد، این کاهش چشمگیر نبود و اتصال زیستگاهها نیز برخلاف انتظار، افت مداومی را در دوره نزدیک به انقراض نشان نداد.
بنابراین نویسندگان پیشنهاد می کنند که گسترش هومو ساپینس احتمالا نقش مهمتری در ناپدید شدن نئاندرتال ها داشته است. انسان خردمند و نئاندرتال ها تا حد زیادی از منابع و جایگاههای غذایی مشابهی استفاده می کردند و با گسترش ساپینس ها، فشار رقابتی می توانست افزایش پیدا کند. حتی شواهدی از برخوردهای مستقیم میان این دو گروه انسانی وجود دارد. با این حال، پژوهشگران تغییر اقلیم را کاملا کنار نمی گذارند؛ سرمایش می توانسته از طریق کاهش منابع و طعمه ها، جمعیت نئاندرتال ها را کوچک تر و آنها را در برابر رقابت با انسان خردمند آسیب پذیرتر کند.
اهمیت دیگر این پژوهش برای دیرینه شناسی ایران است. مدلی که یوسفی و همکارانش ارائه کرده اند، "فلات مرکزی ایران و مسیر ارتباطی آن با مدیترانه شرقی و آسیای مرکزی" را در شمار مناطقی قرار می دهد که از نظر زیستگاهی برای نئاندرتال ها اهمیت داشته اند، اما هنوز اطلاعات باستان شناسی کافی از آنها نداریم. شاید کاوش های آینده در این مسیرها بتواند محوطه ها و بقایای ناشناخته ای را آشکار کند و درک ما از پراکندگی نئاندرتال ها و ارتباط آنها با دیگر انسان تباران، از جمله دنیسوواها، را کاملتر کند.
ادامه یک مسیر پژوهشی
جالب اینکه این یافته با پژوهش دیگری که پیش تر درباره پراکندگی نئاندرتال ها انجام شده بود، ارتباط نزدیکی دارد. در مطالعه ای به رهبری الهام قصیدیان و همکاران که در سال ۲۰۲۳ در مجله PLOS ONE منتشر شد (اینجا)، با استفاده از مدلسازی مسیر کم هزینه (LCP)، مسیرهای احتمالی حرکت نئاندرتال ها از قفقاز به سمت آسیای مرکزی و آلتای بررسی شد. یکی از مهمترین مسیرهای پیشنهادی، "کریدور جنوبی دریای خزر" بود؛ مسیری که از شمال ایران عبور می کند و به دلیل شرایط اقلیمی معتدل تر و رطوبت بیشتر، می توانسته برای جابجایی و استقرار نئاندرتال ها مناسب باشد. پژوهش جدید نیز با رویکردی متفاوت، مسیرهایی را در امتداد فلات ایران و جنوب دریای خزر به عنوان بخشهایی از شبکه پراکندگی نئاندرتال ها برجسته می کند. بنابراین، این دو مطالعه در کنار یکدیگر اهمیت بالقوه ایران را به عنوان یکی از حلقه های ارتباطی میان جمعیتهای نئاندرتال در غرب و شرق اوراسیا پررنگ تر می کنند؛ هرچند برای اثبات قطعی این مسیرها همچنان به شواهد میدانی و کشف محوطه های باستانی جدید نیاز است.
سعید افتاده
منبع:
Yousefi, M., Grünig, M., Svenning, J. C. et al. (2026). No evidence for climate-driven fragmentation of Neanderthal habitats prior to their extinction. Communications Earth & Environment.
DOI: 10.1038/s43247-026-03960-8
Post #7316
1.31K
کانال فسیل شناسان ایران نئاندرتال ها؛ قربانی تغییر اقلیم یا رقابت با انسان خردمند؟ یک مطالعه جدید به رهبری مسعود یوسفی، پژوهشگر ایرانی، و با همکاری یک تیم بین المللی، یکی از فرضیه های رایج درباره انقراض نئاندرتال ها را به چالش کشیده است. محققان با بررسی صدها محوطه فسیلی و باستان…
- ❤ 9