TGViewer
Channel Public Channel
فلات ایران

فلات ایران

@iranianplateau

پاینده ایران
Subscribers
1.49K
Photos
250
Videos
59
Links
19
Recent Posts 11 shown
Post #408 570

Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی

Audio
«جدال مصدق و رزم‌آرا»

یکی از آموزنده‌ترین درگیری‌های سیاسی در تاریخ ایران، جدال و دوئلیه که بین مصدق و رزم‌آرا وجود داشت. دولت رزم‌آرا، آخرین ایستگاه تا رسیدن قطار نفتِ ایران به مقصد ملی شدن بود. رزم‌آرا در تابستون ۱۳۲۹ با مخالفت شدید مصدق و یارانش ــ جبهۀ ملی ــ به نخست‌وزیری رسید.

در روزهایی که آرزوی ملی‌شدن نفت هر روز سوزان‌تر و متعصبانه‌تر پیگیری می‌شد، رزم‌آرا این شهامت رو داشت که با این خواست به دلایل عقلانی و از سر محاسبات دقیق مخالفت کنه. همین مخالفت او با ملی شدن هم در نهایت باعث شد مغزش متلاشی شه و داستان عقلانیتِ رزم‌آرایی به تاریخ بپیونده.

انگلیسی‌ها پس از لجاجت‌هایی که پیش‌تر از خود نشون داده بودند، بالاخره در زمستون ۱۳۲۹ که صدای ملی‌شدن دیگه بسیار بلند شده بود، پذیرفته بودند به قرارداد پنجاه‌ــ‌پنجاه تن بدن، البته مشکلاتی در این بین وجود داشت: ایران در سود شرکت در کل جهان سهم داشت! بنابراین دولت بریتانیا می‌خواست از این فرصت استفاده کنه تا دست ایران رو از عواید جهانیِ شرکت نفت قطع کنه... بهتره برای توضیح بیشتر در این زمینه فایل رو گوش بدید.

در این گفتار طولانی دوگانۀ مصدق و رزم‌آرا رو کامل توضیح دادم... به سراغ بحث‌های داخل اتاق‌های دربسته رفتم. رزم‌آرا از سوی مصدق و یارانش با زشت‌ترین برچسب‌ها تخریب می‌شد: رزم‌آرا رو شیطان پست و خائن توصیف می‌کردند که نوکر اجنبی و مدافع منافع خارجی‌هاست ــ و طبعاً همین دیدگاه‌ها باعث شد ریختن خون او حلال باشه و حتی قاتلش قهرمان جلوه کنه. با قتل او راه برای ملی شدن نفت هموار شد ـــ انگار یک ابلیس دست ملت ایران رو از سعادتش کوتاه کرده بود که از سر راه برداشته شد.

اما در این گفتار مفصلاً نشان می‌دهم که هر چه رزم‌آرا پیش‌بینی کرده بود و با نهایت تحقیر و توهین جناح مصدق و یارانش مواجه می‌شد، موبه‌مو، بندبه‌بند رخ داد و گریبان فحاشان به رزم‌آرا رو گرفت. اگر اهل «خرافه‌» باشیم، باید گفت «کارمای جفا در حق رزم‌آرا» خیلی زود گریبان جفاکاران را گرفت.

در مجموعه‌ای از گفتارهای مفصل کوشیده‌ام ــ و خواهم کوشید ــ ماجرای ملی شدن نفت، دوران زمامداری مصدق، منش و افکار دکتر مصدق و سرنگونی دولت او رو به شکل نظام‌مند و از جنبه‌های مختلف توضیح بدم. تردیدی ندارم که تاریخ‌نگاریِ جانبدارانه و یکسویۀ چپ و مصدق‌دوست نگاه و درک تاریخی ما رو رقم زده و منشأ آسیب‌های ناگواری در طول نسل‌های متمادی شده. به حد توانم کوشیده‌م و می‌کوشم این کژروی تاریخ‌نگارانه رو اصلاح کنم. اگر عمری باشه گفتارهای مفصل بسیاری رو در آینده تقدیم خواهم کرد. این فایل‌ها می‌مونه ــ از جمله پس از ما.

این فایل‌ها تا کنون خشم خیلی‌ها رو برانگیخته و عجیب‌ترین برچسب‌ها و توهین‌ها رو نثارم کرده‌ند. مخاطب من در حقیقت این افراد شیفته و ذوب در کیش‌ شخصیت نیستند؛ بلکه کسانی‌اند که دریچۀ دل و ذهنشون به روی درک غیرجانبدارانۀ تاریخ بازه. با برچسب زدن هم از میدون بیرون نمی‌رم. این بحث‌ها رو ادامه خواهم داد.

فقط در پایان اشاره کنم... خواهش می‌کنم خودتون رو از این دانسته‌ها بی‌نیاز ندونید. کسی که ایران رو دوست داره، کسی که آرزومند زندگی بهتر برای مردم ایرانه، باید دانسته‌های لازم رو کسب کنه. چیزی که خاضعانه تقدیم می‌کنم نتیجۀ سال‌ها مطالعۀ تاریخی و نظریه ــ با همۀ معایبی که خواهد داشت.

فایل‌های پیشین رو در لینک‌های زیر می‌تونید بشنوید:

▪️ «مصدق و راه‌آهن»
▪️
«مصدق و رضاشاه»
▪️
«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»
▪️
«مصدق، حزب توده و کمونیسم»
▪️
«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات
▪️«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه و زاهدی؟»
▪️«پاسخ به انتقاد مصدق‌دوستان»
▪️ «مصدق و کمیسیون نفت»

#مصدق
@Garajetadayoni | گاراژ
  • 👎 2
  • 👍 1
  • 🤡 1
Post #407 535

Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی

چه کسی کودتا کرد؟<unknown>
«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه‌ و زاهدی؟»

در شب بیست‌وهشت مرداد، سعی کردم فرایند برکناری مصدق رو بررسی کنم.

داوری نهایی با شماست. این چیزی نیست که نتیجه را بتوان به کسی تحمیل کرد.

اما از نظر من این پروندۀ حقوقی همچنان بازه و باز هم خواهد موند. دعوت می‌کنم این فایل رو با اینکه طولانیه به مرور گوش کنید. داوری نهایی با خود شما ــ گرچه فکر می‌کنم نظر خودم حین بحث مشخص باشه. از نظر من، دعوای بیست و هشت مرداد دعوایی حقوقی است (نه نظامی) و جواب را هم باید در فرایند انحلال پارلمان و برگزاری رفراندوم توسط مصدق پیدا کرد. جزئیات در فایل...

دربارۀ مصدق دعوت می‌کنم بحث‌های قبلی رو هم بشنوید:

▪️ «مصدق و راه‌آهن»

▪️
«مصدق و رضاشاه»

▪️
«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»

▪️
«مصدق، حزب توده و کمونیسم»

▪️
«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات

#شاهد_تاریخی #مصدق

@Garajetadayoni | گاراژ
  • 👎 3
  • 👍 2
  • 🤡 1
Post #406 1.42K
جنگ و مردم

امروز توفانی از خبرها یکی‌یکی می‌رسید. ساعاتی پیش ترامپ گفت محاصره دریایی را دوباره بر ایران اعمال می‌کند. دقایقی پیش سنتکام اعلام کرد از فردا حصر دریایی آغاز می‌شود و نیویورک تایمز در خبری اطلاع داد ترامپ به کنگره اطلاع داده جنگ با ایران از سر گرفته شده است.

از فردا خبر نداریم – از هفتهٔ بعد، ماه بعد. بیش از حد توانمان سرد و گرم شده‌ایم و روحمان از دی‌ماه خونریزی می‌کند. اما تا وقت هست، تا ارکستر مخالفان جنگ شروع به دمیدن در شیپورها نکرده‌اند و بی‌رحمانه انگشت اتهام به سوی مردم دراز نکرده‌اند، درددلی با هم کنیم.

آیا تلاشی بوده است برای جلوگیری از جنگ که مردم ایران در سه چهار دههٔ اخیر نکرده باشند؟ آیا روح و جان و هدف نهایی تمام جنبش‌هایی که در سه دههٔ اخیر در ایران ظهور پیدا کرده، غیر از این بوده که زیست ایرانی عادی شود، ایران از تنش‌ها دور شود و مردم در امنیت روانی بیشتری زندگی کنند؟

مبدأ را هر جا خواستید بگیرید: درست است که صلح‌طلبی مردم ایران را یک قشر اصلاح‌طلب به نفع خود مصادره کردند و جنبش‌های صلح‌طلب و اصلاح‌طلب را خرج آمال و کرسی‌های سیاسی خود کردند، اما آیا غیر از این است که جوهر اصلی تمام جنبش‌ها، تلاش‌ها و تقلاها همین بود که ایران تغییر کند تا مردم به زندگی عادی برگردند؟

ای واعظان خودایران‌دوست‌پندار! واقعاً مردم ایران چقدر توانستند در سیاست خارجی تأثیرگذار باشند؟ آیا یک درصد بزرگ و احتمالاً اکثریت بزرگی از مردم ایران آرزوی این را نداشتند که می‌توانستند سیاست‌های کلان، به ویژه سیاست خارجی را عوض کنند؟ آیا توانستند؟ آیا شد؟ راهی بود که بشود رفت و نروند؟ بارقه امیدی وجود داشت که مردم به آن دل نبندند و آن را نیازمایند؟

هر برچسبی به مردم تحولخواه ایران بچسبد، برچسب جنگ‌طلبی نمی‌چسبد. آن‌قدر زور زدند و نشد که ناامید شدند؛ سرد شدند؛ کرخت شدند؛ کتک خوردند؛ ساچمه خوردند و دم آخر خود را در میانه کابوسی ترسناک یافتند.

امروز دوباره در آستانهٔ تنشی نامعلوم ایستاده‌ایم. اگر دوباره خواستید به هموطنانتان انگ بزنید، اول از خود بپرسید چه راهی می‌شد رفت و اینان نرفتند و چرا خود شما این راه‌های نجات‌بخش را نمی‌روید؟ بروید! اگر بلدید جلوی جنگ را بگیرید، بسم‌الله! ما که بی‌رمق بر خاک افتاده‌ایم.

از مهدی تدینی
  • ❤ 42
  • 👍 14
  • 👎 5
  • 👏 3
Post #405 1.73K
‏«تنگه‌ی هرمز» فاتح این نبرد شد.

@IranianPlateau
  • ❤ 31
  • 👎 14
  • 💩 3
  • 😁 2
  • 👍 1
  • 🤡 1
Post #402 1.99K
طبیعت ایران در چنبره‌ی جنگ؛ هراس از تکرار یک فروپاشی

به قلم ایمان ابراهیمی

چهارده سال پیش، زمانی که قدم در مسیر حفاظت از حیات وحش گذاشتم، گمان می‌بردم ابزار من دوربین و دوربین چشمی است؛ اما زود دریافتم که این مسیر، پیش از هر چیز با «روایت‌ها» آغاز می‌شود. روایت‌هایی که در دل بیابان، کنار آتشِ محیط‌بانان قدیمی و لابلای بخار چای، بازگو می‌شوند. در میان تمام خاطرات تلخ و شیرین این مردان سپیدموی، برهه‌ای هست که زبان در آن به لکنت می‌افتد، صدا پایین می‌آید و بغض، جای کلمات را می‌گیرد: دوران پس از انقلاب و سال‌های جنگ.

در تاریخ شفاهی محیط‌بانی ایران، آن سال‌ها صرفاً یک «دوره» نیستند؛ یک «فروپاشی» تمام‌عیارند. فروپاشیِ هر آن‌چه با خون‌دل و طی دهه‌ها بنا شده بود. پناهگاه حیات وحش «موته» که روزی نماد شکوه طبیعت ایران بود، شاهد این تراژدی است. در سال ۱۳۵۵، اسکندر فیروز با هواپیمای کوچک سازمان، مجموع جمعیت حیات وحش آنجا را بیش از ۳۵ هزار رأس برآورد کرد. اما تنها ۸ سال بعد، در سال ۱۳۶۳، وقتی مهندس مقدم و تیمش برای ارزیابی دوباره پا به آن ۲۰۰ هزار هکتار گذاشتند، فاجعه رخ داده بود: تمام آن گله‌های عظیم به ۶۰ عدد تقلیل یافته بود. از ۳۵ هزار به ۶۰!

در آشوب آن سال‌ها، حفاظت، امری باطل و فانتزی قلمداد شد. مناطق حفاظت‌شده که حاصل عمر کارشناسان بود، مورد هجوم قرار گرفتند. در دشت ارژن، جایی که قرار بود مأمن احیای شیر ایرانی باشد، وسعت منطقه به کمتر از نصف تقلیل یافت. چاه‌های غیرمجاز در خلأ نظارت حفر شدند و دشت‌های بکر به مراتع دام تبدیل گشتند. بازگشت از آن ویرانی، بیش از چهار دهه هزینه و تلاش برد؛ چهار دهه‌ای که می‌شد صرف «ساختن آینده» شود، اما صرف «ترمیم گذشته» شد. و تلخ‌تر آنکه، هرگز همه‌چیز بازنگشت؛ بخشی از آن شکوه، برای همیشه در خاک دفن شد.

امروز، بار دیگر در روزهایی ایستاده‌ایم که سایه‌ی جنگ سنگینی می‌کند. در چنین فضایی، چشم‌های ما نه تنها گریان برای انسان‌ها، که نگران برای خاک است. نگران از تکرار آن کابوس؛ تکرار آن خلأ نظارتی که اجازه داد کلاشنیکف‌ها جای قانون را بگیرند.

اما در میان این سیاهی، بارقه‌هایی از امید نیز هست. امروز ارتباط انسان ایرانی با طبیعتش، از جنسی دیگر است. اگر دیروز حیات وحش موضوعی حاشیه‌ای بود، امروز «همای سعادت» در طالقان به نماد فرهنگ و هم‌زیستی بدل می‌شود و «پیروز»، یوز ایرانی، چون فرزندی برای یک ملت، عزیز می‌گردد. تلاش‌های مردمی برای مهار آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس و شمال نشان داد که این پیوند، دیگر گسستنی نیست. این‌ها اتفاق نبودند، نشانه‌هایی بودند از بلوغِ یک پیوند زیبا میان مردم و سرزمینشان.

در این روزهای پرالتهاب، باید مدام به خود یادآوری کنیم: این بار، اگر قرار است چیزی حفظ شود، تنها با حضور و آگاهی ماست. امروز دیگر «حافظ طبیعت» فقط آن محیط‌بان خسته در پاسگاه دورافتاده نیست؛ حافظ طبیعت، تک‌تک ما هستیم. اگر این ارتباط عمیق میان ملت و طبیعت پایدار بماند، طبیعت نیز از گزند حوادث عبور خواهد کرد. اما اگر اجازه دهیم این پیوند در هیاهوی جنگ گسسته شود، بازگشت دوباره‌مان دهه‌ها به درازا خواهد کشید؛ و این بار شاید دیگر هیچ‌چیز شبیه گذشته نشود.

نگرانی ما از امروز نیست؛ نگرانِ فردایی هستیم که شاید در آن، دیگر دشت ارژنی یا موته‌ای برای بازسازی باقی نمانده باشد.

@IranianPlateau
  • ❤ 16
  • 💔 6
Post #401 1.48K
‏اگر از مردم عادی هستید (سیم‌کارت سفید نیستید، برای تبلیغ جریان سیاسی مزدی نمی‌گیرید، انتفاع مادی از وضعیت کنونی نمی‌برید) انقد به هم نپرید. به هم انگ وطن‌فروش -صرفاً بابت ابراز خوشحالی یا عدم خوشحالی درباره شروع، ادامه و پایان این جنگ- نزنیم. امیدوار باشیم این جنگ نهایتاً با پیروزی ملت ایران تمام شود. الان وقت به هم پریدن نیست.

@IranianPlateau
  • 👍 42
  • 🕊 2
  • ❤ 1
  • 😁 1
Post #391 1.54K
‏امروز سالروز اعلام نتایج همه‌پرسی سال ۵۸ است؛ بر اساس آماری که در آن زمان منتشر شد، اعلام گردید که ۹۸٫۲ درصد شرکت‌کنندگان به نظام جمهوری اسلامی رأی مثبت داده‌اند.

@IranianPlateau
  • 👎 24
  • 😭 8
  • 🤡 4
  • 👍 3
  • 😢 1
  • 😨 1
Post #389 1.14K
‏تاریخ همواره شاهدی بر این واقعیت تلخ بوده است که «شجاعتِ محض در برابر تکنولوژیِ برتر» محکوم به شکست است. نبرد چالدران در سال ۱۵۱۴ میلادی، نماد بارز این رویارویی بود. در یک سو، سواره‌نظام زبده و متعصب صفویان قرار داشت که با تکیه بر «شرف نظامی»، استفاده از سلاح گرم را بزدلانه می‌دانست و به تیغ شمشیر و تیرِ کمان بسنده می‌کرد؛ و در سوی دیگر، ارتش عثمانی با بهره‌گیری از پیاده‌نظام مدرن و آتش‌بار سنگین توپخانه، آرایشی کاملاً نوین به خود گرفته بود.

‏شکست سنگین صفویان در این جنگ، تنها یک شکست نظامی نبود، بلکه سقوط یک تفکر سنتی در برابر پیشرفت علمی زمانه بود. قزلباش‌ها با وجود رشادت‌های بی‌نظیر، در برابر سد آتش توپ‌ها تارومار شدند. این تجربه خونین، درس بزرگی به دولت صفوی داد تا پس از آن، به اجبارِ واقعیت، به سمت مدرن‌سازی ارتش و استفاده از تفنگ و توپخانه حرکت کند.

‏نقاشی جنگ چالدران در کاخ چهل‌ستون اصفهان حکایت جنگ شاه اسماعیل اول با عثمانیان به رهبری سلطان سلیم اول در دشت چالدران است.
@IranianPlateau
  • ❤ 19
  • 👍 8
  • 💩 1
Post #386 1.22K
پست امروز ایلان ماسک از اهمیت تنگه‌ی هرمز!

‏۴۰۴ سال پیش، ایرانیان به ۱۱۵ سال سلطهٔ پرتغالی‌ها بر هرمز پایان دادند و جزیره را بازپس گرفتند.

‏این فقط یک پیروزی نظامی نبود؛ بلکه توازن قدرت در منطقه را دگرگون کرد. با شکستن کنترل بر یک گلوگاه حیاتی، ایران صفوی یک واقعیت ماندگار را نشان داد: کنترل جغرافیای استراتژیک می‌تواند حتی قدرتمندترین امپراتوری‌های دریایی را به چالش بکشد.

‏چهار قرن بعد، تنگهٔ هرمز بار دیگر در مرکز ژئوپلیتیک جهان قرار گرفته است.

‏@IranianPlateau
  • 👏 8
  • 👍 3
  • 👌 1
Post #384 1.26K
‏سال سیاهی بود؛ «زیرا که مُردگان این سال، عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند.» نوروزتان پیروز. به امید روشنایی برای ایران عزیز.

@IranianPlateu
  • 🕊 12
  • 👍 5
  • 🔥 4
  • 💔 3
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @iranianplateau without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فلات ایران: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فلات ایران have?
فلات ایران (@iranianplateau) has 1.49K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فلات ایران know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →