TGViewer
Channel Public Channel
ایران فردا

ایران فردا

@iranfardamag

نشریه «ایران فردا»، ماهنامه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که اول هر ماه، در تهران و دیگر شهرها منتشر می شود.
ارتباط با صفحه ی رسمی ماهنامه ایران فردا در تلگرام:
@iranfardamag
Subscribers
7.61K
Photos
1.1K
Videos
152
Links
2.9K
Recent Posts 20 shown
Post #6522 496
🟣چشمانی شسته
▪️تأملی در شعر سهراب سپهری به مناسبت زاد روزش
🔶افسانه نجاتی
 @iranfardamag

▪️در شعر سهراب، دیدن یک فعل ساده نیست؛ شیوه‌ای از بودن است. جهان برای او زمانی آغاز می‌شود که چشم از عادت فاصله بگیرد. همین است که جمله‌ای مانند «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید» با همه شهرتش، هنوز چیزی بیش از یک عبارت شاعرانه در خود دارد. مسئله سهراب، زیباتر دیدن جهان نیست؛ مسئله، رهایی نگاه از آن چیزی است که پیشاپیش جهان را برای ما معنا کرده است.

🔸ما بسیاری از چیزها را نمی‌بینیم، چون بیش از اندازه آنها را دیده‌ایم. این تناقض در شعر سهراب اهمیت زیادی دارد. آنچه به دلیل دوری از ما پنهان می‌ماند، یک مسئله است؛ آنچه به دلیل نزدیکی و تکرار از چشم می‌افتد، مسئله‌ای دیگر. زندگی اغلب در همین نزدیکیِ فراموش‌شده جریان دارد. سهراب این فراموشی را با یکی از دقیق‌ترین تعبیرهای شعر معاصر فارسی به زبان آورده است:

«زندگی چیزی نیست
که لب تاقچه‌ی عادت
از یاد من و تو برود.»

▪️در این چند سطر، «عادت» فقط تکرار و روزمرگی نیست. عادت نیرویی است که جهان را برای ما بدیهی می‌کند. چیزی که بدیهی شد، دیگر پرسش برنمی‌انگیزد؛ و چیزی که پرسش برنیانگیزد، به‌تدریج از تجربه زنده ما خارج می‌شود. درخت همچنان درخت است، اما دیگر درخت را نمی‌بینیم. خانه پابرجاست، اما دیگر حضورش را تجربه نمی‌کنیم. چهره‌ای سال‌ها در کنار ماست و یک روز درمی‌یابیم که جزئیات آن چهره را مدت‌هاست ندیده‌ایم. عادت، فاصله‌ای میان ما و جهان ایجاد می‌کند؛ فاصله‌ای که از فرط نزدیکی دیده نمی‌شود.
 
🔸از این منظر، سهراب شاعر طبیعت به معنای متعارف کلمه نیست. طبیعت در شعر او محل تزئین و پناهگاه شاعرانه نیست. آب و درخت و خاک و پرنده، عناصر یک منظره نیستند؛ آنها امکان مواجهه دوباره انسان با جهانی هستند که در زندگی روزمره به اشیای آشنا و مصرف‌شده تبدیل شده است. سهراب با طبیعت به دنبال جهان دیگری نیست؛ می‌خواهد همین جهان را از زیر لایه‌های عادت بیرون بکشد.

▪️برای همین، «آب را گل نکنیم» نیز در شعر او بیش از یک توصیه اخلاقی درباره طبیعت است. آب، در اینجا، تصویری از شفافیت است؛ چیزی که تا وقتی دست‌کاری‌اش نکرده‌ایم، امکان دیدن در خود دارد. انسان نیز در رابطه با دیگری و جهان، مدام چیزی را گل‌آلود می‌کند: با قضاوت، با مالکیت، با ترس، با خواستنِ اینکه دیگری همان چیزی باشد که ما می‌خواهیم.
در شعر سهراب، اخلاق از همین جا آغاز می‌شود: از نوع نگاه! این وجه از سهراب کمتر دیده شده است. او را اغلب شاعر آرامش، طبیعت، آب و درخت خوانده‌اند؛ گویی شعرش دعوتی است به فاصله گرفتن از مسائل جدی جهان و پناه بردن به طبیعت. این برداشت، سهراب را کوچک‌تر از آن چیزی می‌کند که در شعرش اتفاق افتاده است. او از جهان کنار نمی‌رود؛ او نسبت انسان با جهان را مسئله می‌کند.تفاوت مهمی وجود دارد میان بی‌اعتنایی به جهان و نپذیرفتنِ نگاه‌های آماده درباره جهان....
 
 
🔻متن کامل:
https://cutt.ly/kyQrmrOz
 
#ایران_فردا
#افسانه_نجاتی
#سهراب_سپهری
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣چشمانی شسته ▪️تأملی در شعر سهراب سپهری به مناسبت زاد روزش 🔶افسانه نجاتی @iranfardamag در شعر سهراب، دیدن یک فعل ساده نیست؛ شیوه‌ای از بودن است. جهان برای او زمانی آغاز می‌شود که چشم از عادت فاصله بگیرد. همین است که جمله‌ای مانند «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید»…
Post #6521 613
‍ 🔴 ایران را به یاد آوریم!
 
سهراب سپهری
خواهم آمد و پیامی خواهم آورد
 
(۱۵ مهر ۱۳۰۷ – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹)
@iranfardamag
 
روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.

هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

 
 
#ایران_فردا
#سهراب_سپهری
#ایران_را_به_یاد_آوریم
 
 
https://t.me/iranfardamag
Post #6520 3.93K
‍ 🔴ایران پس از جنگ چهل روزه
🔷سعید مدنی
 
@iranfardamag
✅مقدمه:
🔸 یکی از مهم ترین پرسش هایی که در مباحثات اخیر با افراد مختلف شنیده‌ام، این است که آیا ایرانِ پسا خامنه‌ای تفاوت ماهوی با عصر و زمانه او دارد ؟ دوستی پس از آزادی به من گفت: « مسائلِ ایران نسبت به چهار سالِ پیش از بازداشت تو بسیار پیچیده‌تر شده است» .این ادعا صحیح است؛ مسائلِ ایران نه‌تنها نسبت به چهار سالِ پیش، که نسبت به سه، دو، یک سال و حتی شش ماهِ پیش پیچیده‌تر و به همین میزان شناختِ متغیرهایِ دخیل در تحولات، دشوارتر شده است. بنا براین پاسخ به سئوال مورد اشاره هم به همین نسبت دشوارتر است.
 
🔹برای مثال، نقشِ عواملِ خارجی، نه‌تنها آمریکا، اسرائیل و اروپا، بلکه چین، روسیه و حتی کشورهای عربی در تحولاتِ ایران بسیار جدی‌تر شده است. علاوه بر آن  ترکیبِ نیروهایِ منتقد و مخالفِ جمهوریِ اسلامی، به‌ویژه با ورودِ جدی نیروهای جدیدی همچون سلطنت‌طلبان، صورت بندی متفاوت و پیچیده‌تری پیدا کرده است.درون جامعه ایران نوعی واگرایی ، به‌خصوص درباره  ایران آینده‌ی وجود دارد که، وضعیت را پیچیده‌تر میکند. پیش‌تر، و در مقاطع متفاوت نوعی رویکردِ هژمونیک وجود داشت؛ ابتدا هژمونی جمهوریِ اسلامی به مثابه یک کل حاکم بود، سپس هژمونی اصلاح‌طلبان از أواسط دهه 1370 وجود داشت و پس از آن با پایان دوره دوم آقای خاتمی خلائ هژمونیک ایجاد شد. لذا نیروهای متفاوتی از جمله سلطنت‌طلبان تلاش کردند این خلائ را پر کنند. این وضعیت، نوعی درهم‌ریختگی و واگرایی را در جامعه افزایش داده ؛  که یادآورِ وضعیت و شرایط ابتدای انقلاب است . در آن دوره در یک خانواده، فرزندان با رویکردهای سیاسی و فرهنگیِ متفاوت سر یک سفره می‌نشستند و جمع کردنِ این تفاوت‌ها برای مادر خانواده بسیار دشوار بود.
 
🔸 افزون بر این، نقشِ بحران‌های اقتصادی در تحولاتِ ایران برجسته‌تر شده و وضعیتِ دراماتیکی پیدا کرده است. نرخِ تورمِ سه‌رقمی، وضعیتِ نابسامانِ بیکاری، توسعه‌نایافتگی و نرخِ رشدِ منفی، شرایط را نسبت به گذشته پیچیده‌تر کرده است. علاوه بر تمامی موارد مذکور، باید به تعمیقِ شکافِ دولت-ملت، به‌ویژه پس از وقایع دی‌ماه و خونین‌تر شدنِ سپهرِ سیاسیِ ایران اشاره کرد. ذکرِ این موارد برای تأکید بر این نکته است که مسائلِ ایران بسیار پیچیده‌تر از گذشته شده و در نظر گرفتنِ این پیچیدگی‌ها حائز اهمیتِ جدی است.
 
✅بخش اول: حاکمیتِ در دورانِ پسا خامنه‌ای
🔹در این بخشِ به این پرسش مهم پاسخ میدهم که آیا حاکمیتِ دورانِ پسا خامنه‌ای، تفاوتِ ساختاری با دوره پیشین دارد یا خیر؟
در پاسخ به این پرسش که آیا ساختار حاکمیت در دوران پس از آقای علی خامنه‌ای تفاوتی با دوران رهبری او خواهد داشت یا خیر، پاسخ من منفی است. ساختار جمهوری اسلامی، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، با حذف شخص رهبر تفاوت جدی یا ماهوی پیدا نکرده است. در واقع، ساختار جمهوری اسلامی که مشخصاً به قوانین (به‌ویژه قانون اساسی)، رویه‌ها و مناسبات اشاره دارد، تفاوتی با گذشته نکرده است.
 
🔸 برای مقایسه، می‌توان به تفاوت ساختار جمهوری اسلامی در دوران آقای خمینی و پس از آن، یعنی در دوران آقای خامنه‌ای، اشاره کرد. این ساختار، مشخصاً با تغییر قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، دستخوش تغییراتی شد. أصول و بندهای جدیدی وارد قانون اساسی شد که تغییراتی در ساختار ایجاد کرد و آن را به سمت غیردموکراتیک‌تر و بسته‌تر شدن سوق داد. این تغییرات، تفاوت‌هایی با دوره قبل ایجاد کرد که البته موضوع بحث ما نیست. اما در این جابه جایی قدرت در دوره اخیر، ما تفاوت ساختاری مشابهی را شاهد نیستیم.
 
🔹اما پرسش بعدی که باید به آن پاسخ داد این است که آیا صورت‌بندی جدیدی در جمهوری اسلامی شکل گرفته یا در حال شکل‌گیری است؟ پاسخ من مثبت است، بله تا حدی صورت‌بندی جدیدی در حال شکل‌گیری است. به این معنا که افراد جدیدی وارد ساختار شده یا در موقعیت‌های بالاتری قرار گرفته‌اند و افرادی نیز حذف شده‌اند. برخی گروه‌ها در درون ساختار، قدرت بیشتری کسب کرده‌اند و نقش برخی گروه‌های دیگر ضعیف‌تر شده است.
 
🔸 بنابراین، در عین حال که معتقدم ساختار جمهوری اسلامی (باز هم تأکید می‌کنم منظورم سه رکن قانون اساسی، رویه‌ها و مناسبات است) تغییر اساسی نکرده است، اما صورت‌بندی جدیدی در آن شکل گرفته یا در حال شکل‌گیری است. این تغییر صورت بندی به نوبه خود اهمیت دارد اما نباید این تغییرِ صورت‌بندی را با تغییر در ساختار یکسان دانست.(ادامه دارد)
 
 
#ایران_فردا
#سعید_مدنی
#ایران_پس_از_جنگ
 
https://t.me/iranfardamag
Post #6519 1.33K
🟣چرا جنبش معلمان مرجعیت جامعه را از دست داد؟

🔶عزیز قاسم‌زاده
@iranfardamag

▪️۵ اکتبر (۱۳ مهر) امسال هم به سان دو سه سال اخیر از پاس‌داشتی در فضای مجازی و چند موضع فراتر نرفت.نه تنها روز جهانی معلم که روز ملی معلم هم در دو سال اخیر چنین سرنوشتی پیدا کرده است.جنبش معلمان در ایران طی دو دهه گذشته، مسیری پرهزینه و پر فراز و نشیب را طی کرده است. این جنبش نه یک‌شبه شکل گرفت و نه مرجعیت اجتماعی خود را به آسانی به دست آورد. سال‌ها اعتراض، تجمع، تحصن، هزینه دادن فعالان صنفی و حضور پیوسته در میدان مطالبه‌گری، به تدریج معلمان را به یکی از مراجع مهم اعتراض اجتماعی در ایران تبدیل کرد.

🔸 اوج این روند را می‌توان در سال ۱۴۰۰ مشاهده کرد.سالی که جنبش معلمان تا اسفند ماه یازده تجمع موفق برگزار کرد. در همان روزهایی که تصویب رتبه‌بندی معلمان به عنوان یکی از مطالبات مهم این جنبش بعد از اعتراضات پیوسته به سرانجام رسید، هم‌زمان پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی در ابتدای نوروز ۱۴۰۱ چه از سوی هیئت های تخلفات اداری و چه ابلاغیه های قضایی شروع شد.سازماندهی برای سرکوب تجمع‌های ۱۱ اردیبهشت،۲۳ اردیبهشت و ۲۶ خرداد و برخورد و دستگیری شماری از فعالان و چهره‌های مؤثر صنفی، مسیر جنبش را در ترکیبی از این وقایع به پس راند.

▪️اما از دست رفتن مرجعیت جنبش معلمان را نباید تنها به سرکوب نسبت داد. سرکوب، میدان را محدود می‌کند اما مرجعیت اجتماعی فقط با سرکوب از بین نمی‌رود. مرجعیت زمانی از دست می‌رود که یک جریان، به تدریج توان، اراده یا امکان بازتولید کنش مؤثر خود را از دست بدهد.

🔸 جنبش معلمان در سال ۱۴۰۱، با وجود همه ی فشارها، همچنان مرجع اعتراض بود. برخی تحلیل ها حضور معترضان در آن سال را آموزش و تجربه ای از جنبش معلمان می دانستند.خیابان برای آنان نه صرفاً محل حضور، بلکه جایگاه طرح مطالبه و اعمال فشار اجتماعی برای ایجاد موازنه بود.و این خود نشانه‌ای روشن از مرجعیت جنبش معلمان بود.

▪️در همین دوره، «منشور مطالبات حداقلی» با امضای ۲۰ تشکل صنفی معلمی و کارگری و مدنی منتشر شد.سندی که می‌توانست یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های فکری و تشکیلاتی جنبش‌های اجتماعی ایران باشد. صرف‌نظر از اینکه همه امضاکنندگان و جریان‌های اجتماعی بعداً چه میزان به آن وفادار ماندند، شکل‌گیری چنین منشوری نشان می‌داد که جنبش معلمان هنوز قادر است مطالبات را صورت‌بندی کند، میان تشکل‌ها زبان مشترک ایجاد کند و از سطح مطالبه‌های پراکنده به سطحی فراتر برسد. اما بعد از آن، به تدریج اتفاق دیگری افتاد.

🔸 مسئله فقط کم شدن تجمع‌ها نیست مسئله تغییر تعریف «کنش» است.در سال‌های اخیر، به‌ویژه دو سال گذشته، نه تنها از تجمع‌های مطالبه‌محورخبری جدی نیست بلکه حتی از تجمع‌های نمادین‌در مناسبت‌هایی مانند ۵ اکتبر و ۱۲ اردیبهشت نیز پرهیز شده است. در مقابل، بخشی از فعالیت‌هایی که تحت عنوان کنش صنفی معرفی می‌شوند، به پیاده‌روی دسته‌جمعی، ورزش خانوادگی و کوه‌پیمایی تبدیل شده‌اند. جمع‌هایی که در آنها مطالبه مشخص و معینی وجود ندارد.

▪️البته کسی با پیاده‌روی، ورزش یا کوه‌پیمایی مخالف نیست. مسئله بر سر خود این فعالیت‌ها نیست. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این فعالیت‌ها به جای کنش صنفی و اجتماعی بنشینند و در شرایطی که جنبش از طرح مطالبه مشخص فاصله گرفته، همین جمع‌شدن‌ها به عنوان کنش مهم و اثرگذار معرفی شوند. در اینجا  باید یک پرسش ساده اما اساسی مطرح است که برای چه جمع شده‌ایم؟

🔸 در کنش اجتماعی، جمع شدن وسیله است، نه غایت. افراد برای رسیدن به هدفی مشترک جمع می‌شوند برای مطالبه‌ای مشخص، اعتراضی روشن یا تغییری معین. اما اگر خودِ جمع شدن به هدف تبدیل شود، دیگر مهم نیست که این جمع برای چه چیزی شکل گرفته. اصل، جمع شدن است و نه غایتی که قرار است این جمع برای رسیدن به آن هزینه بدهد.این تغییر ظاهراً کوچک، در واقع تغییر ماهیت یک جنبش است.....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/jymaj5dc
 
#ایران_فردا
#عزیز_قاسم‌زاده
#جنبش_معلمان_و_مرجعیت
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣چرا جنبش معلمان مرجعیت جامعه را از دست داد؟ 🔶عزیز قاسم‌زاده @iranfardamag ۵ اکتبر (۱۳ مهر) امسال هم به سان دو سه سال اخیر از پاس‌داشتی در فضای مجازی و چند موضع فراتر نرفت.نه تنها روز جهانی معلم که روز ملی معلم هم در دو سال اخیر چنین سرنوشتی پیدا کرده است.جنبش معلمان در ایران طی دو دهه گذشته، مسیری…
Post #6518 1.14K
🔴شرایط کنونی تقابل بین ایران و آمریکا
 
🔷کوروش احمدی
@iranfardamag

▪️ با گذشت نزدیک به سه ماه از فروپاشی یادداشت تفاهم اسلام آباد هنوز هیچ نشانه ای که حاکی از احتمال بازگشت دو طرف به میز مذاکره و حرکت در جهت احیای یادداشت تفاهم یا ترتیباتی جایگزین برای حل صلح آمیز مناقشه باشد، در افق مشهود نیست. پنجره ای که در پی اعلام طرحی از سوی سردار دکتر محسن رضایی در ۲۸ شهریور باز شد، به نظر می رسد که بسته شده است. ترامپ در ۳ مهر در مصاحبه ای اعلام کرد که طرح ایران را رد کرده است. با این حال، ایران اعلام کرد که همچنان منتظر پاسخ رسمی دولت آمریکا از طریق میانجی ها خواهد ماند. این پاسخ در ۷ مهر از طریق قطر دریافت شد و سخنگوی دولت نیز از ارائه آن توسط آقای عراقچی به دولت خبر داد. اما تا امروز (۱۰ مهر) جزئیات آن توسط مقامات ایرانی اعلام نشده است. در این فاصله ترامپ باردیگر بر ناکافی بودن طرح ایران تاکید کرد. آنچه که در مورد واکنش آمریکا به طرح ایران محتمل است این است، که احتمالا طرف آمریکایی طرح را اصلاح کرده و مطالبات خود را بر آن افزوده که معلوم نیست مورد قبول ایران هست یا نیست.
 
🔸مروری بر محتوای طرح ایران نشان می دهد که ایران همچنان بر مواضع خود در خرداد گذشته مصر است. محتوای طرح ایران اگر چه رسما اعلام نشده، اما از سخنان برخی مقامات چنین بر می‌آید که محتوای طرح همان محتوای یادداشت تفاهم اسلام آباد است؛ با دو تفاوت: نخست اینکه ایران مذاکره جدیدی را غیرلازم می داند و مذاکره در مورد برنامه هسته‌ای را در صورت اجرای شرایط ایران ممکن می داند. این شروط که مقامات ایران در طرح خود اعلام کردند، عبارت بودند از: خاتمه جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله در لبنان، خاتمه محاصره دریایی، لغو تحریم نفتی و آزادی سپرده‌های ایران. بر اساس طرح قرار بود که بعد از تکمیل اجرای این شروط توسط آمریکا، ایران بعد از ۷ روز تنگه هرمز را باز کند. روشن نیست که آیا از جزئیات مربوط به بازگشائی تنگه هرمز در طرح صحبت شده است یا خیر. این جزئیات بسیار مهم است؛ چرا که آمریکا خواستار بازگشت تنگه به وضعیت قبل از جنگ است. شروط اعلام شده در طرح تازگی نداشت و قبلا در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد مبنای کار بود. دکتر رضایی در مصاحبه اعلام کرده بود که نظر به بدعهدی همیشگی آمریکا، اینبار ابتدا باید شروط ایران را محقق شود و بعد ایران اقدام به بازگشائی تنگه هرمز کند. تفاوت دوم طرح جدید با تفاهم اسلام‌آباد در زمانبدی آن بود. طرح دوره زمانبندی ۶۰ روزه یادداشت تفاهم را در یک دوره یکی دو هفته‌ای فشرده کرده بود.

▪️نکته مهم در طرح ایران این بود که مطابق آن آمریکا باید صرفا در ازای بازگشائی تنگه هرمز (حتی اگر قرار بود که مطابق نظر آمریکا انجام شود) بخش مهمی از اهرم‌های مذاکراتی خود را واگذار کند. اگر چه مشابه همین گزاره در یادداشت تفاهم هم مطرح بود و آمریکا در آن سند لغو کامل تحریم نفت و محصولات پتروشیمی ایران و آزاد کردن سپرده های ایران و چند امتیاز مهم دیگر را صرفا در ازای بازگشائیی تنگه هرمز پذیرفته بود، اما در شرایط کنونی، ترامپ مدعی است که آمریکا خود راسا و در عمل اقدام به بازگشائی تنگه کرده است.
 
🔸برخی از مراجع مستقل مانند موسسه کپلر مدعی شده‌اند که نفت صادراتی کشورهای عربی خلیج فارس در روزهای اخیر تقریبا به حد نفت صادراتی آنها در دوره قبل از جنگ ۴۰ روزه رسیده و در هفته آخر سپتامبر حدود ۱۶.۳۳ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز صادر شده که شامل نفت شش کشور شورای همکاری و عراق می شود. اگر حذف نفت صادراتی ایران از تنگه هرمز را که انجام نمی شود، در نظر بگیریم، نفت صادراتی از طریق تنگه ظاهرا به نزدیک رقم مربوطه در دوره قبل از جنگ رسیده است. در این محاسبه میزان نفتی که از طریق خطوط لوله ها صادر می شود، محاسبه نشده است. اگر گزارش کپلر صحبت داشته باشد، معنی آن این است که تنگه هرمز تقریبا برای صدور نفت باز شده است. البته دو نکته مهم در این رابطه مطرح است: یکی اینکه مداخله نیروی نظامی آمریکا برای این منظور ضروری است و معلوم نیست که آمریکا تا کی می تواند ادامه دهد و دوم اینکه روشن نیست که وضعیت صدور دیگر اقلام صادراتی و وارداتی از طریق تنگه به چه صورتی است....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/ryn3JzBX
#ایران_فردا
#کوروش_احمدی
#تقابل_ایران_و_امریکا
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🔴شرایط کنونی تقابل بین ایران و آمریکا 🔷کوروش احمدی @iranfardamag با گذشت نزدیک به سه ماه از فروپاشی یادداشت تفاهم اسلام آباد هنوز هیچ نشانه ای که حاکی از احتمال بازگشت دو طرف به میز مذاکره و حرکت در جهت احیای یادداشت تفاهم یا ترتیباتی جایگزین برای حل صلح آمیز مناقشه باشد، در افق مشهود نیست. پنجره…
Post #6517 1.42K
‍ 🟣تورم و آثار اجتماعی آن
 
🔸سعیده شفیعی
 
@iranfardamag
 
▪️جدیدترین گزارش‌های مرکز آمار ایران از نرخ تورم در شهریور ماه حاوی نکات مهمی از تشدید تورم و تعمیق نابرابری است. گزارش این مرکز از نرخ تورم در شهریور ماه بیانگر ادامه‌دار بودن فشار بیشتر‌ بر دهک‌های کم‌درآمد به نسبت اقشار پردرآمدتر است. تورم نقطه‌ای دهک اول (کم‌درآمدترین) به ۹۸.۳ درصد رسیده است که چیزی نزدیک به دوبرابر شدن هزینه‌هاست؛ درحالی‌که این شاخص برای دهک دهم ۸۷.۹ درصد است. شکاف تورمی بین دهک‌ها نیز با رسیدن به ۱۱.۱ واحد درصد عمیق‌تر شده است.
 
🔸اوج‌‌گیری تورم سالانه و نقطه‌ای، رکوردشکنی جدیدی برای رشد سطح عمومی قیمت‌ها در یک سال و نیم گذشته است. ثبت تورم سالانه ۷۳.۶ درصد و تورم نقطه‌ای ۸۹.۸ درصد نشان می‌دهد سطح عمومی قیمت‌ها نسبت به سال قبل حدود ۹۰ درصد رشد داشته و شاخص کل قیمت مصرف‌کننده روی عدد ۷۲۹.۸ قرار گرفته است. مهم‎تر از همه این که رشد قیمت در اقلام کلیدی خوراکی فوق‌العاده بالاست؛ روغن نباتی جامد با ۳۷۱ درصد، روغن مایع با ۳۴۲ درصد، هویج با ۲۸۸ درصد و تخم‌مرغ با ۲۶۴ درصد بیشترین فشار را به سبد معیشت وارد کرده‌اند. علاوه بر این، از ۵۳ قلم خوراکی، قیمت ۴۰ قلم با سرعتی فراتر از تورم کل شهری رشد کرده است. در شهریور ماه رشد بیش از ۱۲۰ درصدی در کالاهای  بادوام و گروه پروتئین رخ داده است.
 
▪️بررسی این ارقام تنها از منظر اقتصادی مهم نیست. بیش از پنج دهه است که اقتصاد ایران با تورم دورقمی دست به گریبان است و اقشار مختلف طی این سال‌ها با آثار و پیامدهای ناگوار افزایش سطح عمومی قیمت‌ها مواجه بوده‌اند. در این میان، یکی از آسیب‌های مهم نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی کشور آن است که به تورم به عنوان یک مساله عادی نگریسته می‌شود؛ درحالی‌که در اندیشه اقتصادی از تورم به عنوان «مادر بیماری‌ها» یاد می‌شود و پیامدهای آن تمام عرصه‌های حیات جمعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
 
🔸تورم سبب می‌شود افق زمانی افراد جامعه به‌شدت کوتاه ‌شود. در یک فضای تورمی، برنامه‌ریزی بلندمدت، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بر روی رشد فردی و حرفه‌ای معنای خود را از دست می‌دهند. تورم مزمن، عدم قطعیت دائمی ایجاد می‌کند که تعاملات روزمره میان شهروندان را دشوار می‌کند. از اجاره‌نامه‌های مسکن گرفته تا قراردادهای کاری پتانسیل تبدیل‌‌شدن به یک نزاع را پیدا می‌کنند. افراد احساس می‌کنند در یک «بازی با مجموع صفر» قرار دارند که در آن، سود یک نفر مستلزم زیان مستقیم دیگری است.
 
علاوه بر این، وقتی به دلیل شرایط تورمی، درآمد حاصل از دستمزد و کار مولد در برابر رشد قیمت دارایی‌ها بی‌ارزش می‌شود، انگیزه برای یادگیری، مهارت‌آموزی و ارتقای کیفیت کار به‌شدت افت می‌کند و جامعه به سمتی سوق داده می‌شود که در آن سوداگری و دلالی و حتی گاهی کلاهبرداری منطقی‌تر از تولید به نظر می‌رسد.
 
▪️تورم قدرت خرید حقوق و مستمری‌بگیران را کاهش می‌دهد، سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد، سبب خروج سرمایه‌ی مادی و انسانی می‌شود، تخصیص منابع را به هم می‌ریزد، انگیزه‌های رانت‌جویی را تقویت می‌کند و فساد را گسترش می‌دهد. اینها تنها وجوه اقتصادی است و از منظر تحلیل‌های سطح توسعه، آثار غیراقتصادی تورم سهمگین‌تر و فاجعه‌بارتر است. مطالعات متعدد نشان می‌دهد تورم بر افزایش سرقت، جرم و جنایت، صدور چک بلامحل، افزایش خودکشی، افزایش جرایم نوجوانان، طلاق و... اثرگذار است که برآیند تمام اینها سقوط سرمایه اجتماعی را در پی دارد. از این منظر است که سیاستگذار باید به وجوه اجتماعی سقوط ارزش پول ملی توجه داشته باشد.
 
 
#ایران_فردا
#سعیده_شفیعی
#آثار_اجتماعی_تورم
 
 
https://t.me/iranfardamag
Post #6516 1.14K
▪️ به نام خدا



▪️ جناب آقای سیدعبدالمجید الهامی و سرکار خانم کیانی
 

▪️درگذشت مادر گرامی برادر عزیز جناب آقای الهامی را حضور شما و خانواده محترم الهامی تسلیت عرض می‌کنیم . ️

▪️برای آن درگذشته از درگاه خداوند مهربان رحمت و آرامش و برای بازماندگان، صبوری آرزومندیم !



▪️ایران فردا
 
 
#تسلیت
#عبدالمجید_الهامی
 

https://t.me/iranfardamag
Telegram ایران فردا نشریه «ایران فردا»، ماهنامه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که اول هر ماه، در تهران و دیگر شهرها منتشر می شود. ارتباط با صفحه ی رسمی ماهنامه ایران فردا در تلگرام: @iranfardamag
Post #6514 1.32K
🟣واشنگتن و تهران: جنگ فرسایشی و نبرد شرایط پایان دادن

🔶عمرو حمزه‌اوی*
🔹از القدس العربی
@iranfardamag
 
▪️جنگ آمریکا و ایران در حال ورود به مرحله‌ای بسیار پیچیده است؛ نه به این دلیل که هر دو طرف فاقد ابزار فشار نظامی و اقتصادی هستند، بلکه به این دلیل که ایالات متحده و ایران بر اساس دو استراتژی متفاوت جنگ می‌کنند که در اهداف، در تعریف زمان و در برداشت‌شان از شرایط پایان دادن به رویارویی با یکدیگر تفاوت دارند. با پیگیری مواضع آمریکا و ایران در هفته‌های اخیر و همچنین مداخلات و بحث‌هایی که در برنامهٔ «بحث ساعت» شاهد بودیم، به‌نظر می‌رسد روشن است که جنگ دیگر فقط یک رویارویی نظامی بر سر برنامهٔ هسته‌ای ایران نیست، بلکه به درگیری گسترده‌تری بر سر قدرت و ترتیبات امنیتی در خلیج [فارس] و خاورمیانه، بر سر آزادی دریانوردی در تنگهٔ هرمز و بر سر توانایی هر یک از طرفین برای تحمیل شرایط خود بر دیگری تبدیل شده است.

🔸استراتژی آمریکا در اصل مبتنی بر ترکیب نیروی نظامی، فشار اقتصادی، تحریم‌ها و محاصرهٔ دریایی است و در عین حال درهای مذاکره را باز نگه می‌دارد، اما از موضع قدرت. به‌نظر نمی‌رسد واشنگتن آمادهٔ بازگشت به مذاکرات بر اساس تکه‌تکه شدن پرونده‌ها یا توافق‌نامه‌های موقتی باشد که به آنچه ماهیت مشکل ایران می‌داند، رسیدگی نمی‌کند. بنابراین، برنامهٔ هسته‌ای را در قلب هر حل‌وفصل بالقوه قرار می‌دهد و آن را به سایر مسائل مربوط به امنیت منطقه‌ای و رفتار ایران مرتبط می‌کند. همزمان از تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی برای فشار بر اقتصاد ایران استفاده می‌شود، به این امید که انباشت هزینه‌های اقتصادی، تهران را به‌سوی دادن امتیازات گسترده‌تر سوق دهد.

▪️این منطق به‌وضوح در رد پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگهٔ هرمز توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۲۶ سپتامبر نشان داده شد؛ پیشنهادی که در ازای آن، توقف نبرد، رفع محاصرهٔ دریایی و برخی تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران و سپس از سرگیری مذاکرات هسته‌ای خواسته شده بود. امتناع آمریکا بیانگر این باور بود که فشارهای تحمیل‌شده بر ایران شروع به اثرگذاری می‌کند و دادن امتیاز در این مرحله ممکن است واشنگتن را از کارت‌های فشاری که در طول جنگ جمع کرده بود، محروم کند.

🔸اما مشکل این استراتژی این است که قدرت نظامی و اقتصادی به‌طور خودکار به توانایی تولید یک راه‌حل سیاسی تبدیل نمی‌شود. ایالات متحده می‌تواند به ایران خسارت قابل‌توجهی وارد کند، ساختار نظامی و اقتصادی آن را هدف قرار دهد و هزینهٔ ادامهٔ جنگ را بالا ببرد، اما با دشوارترین پرسش روبه‌روست: چگونه از وارد کردن خسارت، به تدوین نظم منطقه‌ای جدید و باثبات‌تر حرکت می‌کند؟ جنگ می‌تواند توانایی‌های نظامی را از بین ببرد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند به علل ناامنی منطقه‌ای رسیدگی کند؛ و قدرت هوایی و دریایی نمی‌تواند درکی پایدار دربارهٔ آیندهٔ خلیج فارس و رابطهٔ میان ایران و همسایگان عربش ایجاد کند.

▪️در مقابل، استراتژی ایران مبتنی بر جلوگیری از تبدیل برتری نظامی آمریکا به پیروزی سیاسی است. تهران می‌داند که نمی‌تواند در یک جنگ متعارف آشکار با ایالات متحده همگام شود؛ بنابراین به‌دنبال توزیع هزینهٔ جنگ در مناطق مختلف و استفاده از قابلیت‌های موشکی و دریایی و ابزارهای منطقه‌ای خود است تا ادامهٔ جنگ را نه‌تنها برای ایران، بلکه برای ایالات متحده، متحدانش و اقتصاد جهانی هزینه‌بر کند. از این‌رو تنگهٔ هرمز در محاسبات ایران. به یکی از مهم‌ترین کارت‌های مذاکره‌ای جنگ تبدیل شده است. ایران از توانایی خود برای تأثیرگذاری بر ناوبری، به‌عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن واشنگتن استفاده می‌کند؛ در حالی که ایالات متحده بازگرداندن آزادی دریانوردی را پیش‌نیاز هرگونه حل‌وفصل می‌داند. این تنگه در هفته‌های اخیر به نقطهٔ تلاقی جنگ نظامی، جنگ اقتصادی و مذاکرات دیپلماتیک تبدیل شده است. تهران می‌گوید بازگشایی آن می‌تواند در چارچوب توافقی صورت گیرد که به جنگ پایان دهد و محاصره را بردارد؛ در حالی که واشنگتن می‌خواهد آزادی دریانوردی، نتیجهٔ کاهش توانایی ایران در استفاده از تنگه به‌عنوان کارت فشار باشد.....


🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/ByneoPWN
 
#ایران_فردا
#عمرو_حمزه‌اوی
#جنگ_فرسایشی_ایران_و_امریکا
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣واشنگتن و تهران: جنگ فرسایشی و نبرد شرایط پایان دادن 🔶عمرو حمزه‌اوی* @iranfardamag جنگ آمریکا و ایران در حال ورود به مرحله‌ای بسیار پیچیده است؛ نه به این دلیل که هر دو طرف فاقد ابزار فشار نظامی و اقتصادی هستند، بلکه به این دلیل که ایالات متحده و ایران بر اساس دو استراتژی متفاوت جنگ می‌کنند که در اهداف، در…
Post #6512 1.61K
‍ 🟣ژینا (مهسا) امینی: تجسم «ماتریس انقیاد» در حاکمیت اسلام‌گرایی*
 
🔶مجتبی مهدوی
 @iranfardamag
 
▪️ پاتریشیا هیل کالینز (۲۰۰۲) پژوهشگر فمینیست، معتقد است که «ماتریسِ سلطه»، در هم تنیدگیِ (intersectionality) سویه‌های گوناگونِ ستم، بی‌عدالتی و تبعیض سیستماتیک را نشان می‌دهد. چنین انقیاد سیستماتیکی، می‌تواند شامل بی‌عدالتی جنسیتی، مذهبی-فرهنگی، طبقه‌ی اجتماعی-اقتصادی، قومی-ملی و سرزمینی باشد. با الهام از رویکرد انتقادی او، می‌توان گفت که قتلِ ژینا (مهسا) امینی، تجسم کاملی است از این که چگونه «ماتریس سلطهِ» اسلام‌گرا، به‌طور سیستماتیک، اکثریتِ یک ملت را به حاشیه رانده و تحت انقیاد خود قرار داده است.
 
🔸از آنجایی که ژینا یک زن است، مرگِ ژینا، نشان‌دهنده‌ی انقیاد زنان، تحت ایدئولوژی پدرسالارانه‌ی اسلام‌گرا، بی‌عدالتی جنسیتی و در برخی موارد آپارتاید جنسیتی است. مرگ او به‌عنوان یک مسلمانِ اهل سنت که تحت حکومت اسلام‌گرایی ِ شیعه، زندگی می‌کند، نمادِ بی‌عدالتی فرهنگیِ مذهبی‌­ای است که مسلمانانِ اهل سنت و دیگر اقلیت‌های مذهبی (و غیر مذهبی) در ایران تجربه کرده‌اند.
 
▪️ علاوه بر این، ژینا در یک خانواده‌ی کُرد ایرانی، یکی از گروه‌های متعدد اقلیتِ قومی/ملی در ایران زاده و بزرگ شده است که پیش از حکومت اسلام‌گرا و تحتِ این حکومت، در معرض به حاشیه رانده شدنِ سیستماتیک بوده‌اند. همچنین، ژینای بیست و دو ساله، نماینده‌­ی یک شکاف نسلی/اجتماعی بین اسلام‌گرایان حاکمِ کهن­سال و کهن­‌اندیش، با اکثریتِ جوانانی است که ارزش‌های فرهنگی-اجتماعیِ «گلوکال» (Global + Local= Glocal) و سبک زندگی آن‌ها اساساً با ارزش‌های اسلام‌گرایانه متفاوت است. اگر چه، این جوانان، پرشمارند، اما گروهی فرودست تحتِ سلطه اسلام‌گراییِ حاکم هستند. علاوه بر این، شهرِ کوچکِ ژینا، سقز، در استان کردستانِ ایران، نشان‌دهنده بی‌عدالتی جغرافیایی/ سرزمینی موجود است که در آن شهرهای مرکزی مانند تهران، بیشترین منابع و بودجه کشور را در اختیار دارند، در حالی که مناطق حاشیه‌ای به‌طور سیستماتیک حذف شده و مورد تبعیض قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، ژینا نمونه‌ای از هنجارهای اجتماعی-فرهنگیِ ضد هژمونیکِ نسل جوان (نسل‌های Z، Y و جز آن) است که طیِ دهه‌ها، در برابر نظام اخلاقیِ اسلام‌گرایانه‌ی هژمونیک مقاومت کرده‌اند.
 
🔸او به‌راستی نماینده یک نسلِ سکولار و «پسااسلام‌گرا» است که ذیلِ یک دولت اسلام‌گرا، پرورش یافته، تحصیل کرده و بصورت سیستماتیک بمباردمان ایدئولوژیک شده است و در عین حال مانند بسیاری از گروه‌های دیگرِ جامعه، بارها علیه چنین قوانینِ تحمیلیِ اجتماعی-فرهنگی، به پا خاسته است. نهایتاً، از حیثِ طبقه اجتماعی-اقتصادی، ژینا متعلق به یک طبقه‌ی فرودستِ رو به رشد، تحت عنوانِ «طبقه متوسطِ فقیرِ» ایران است. (بیات ۲۰۱۷ ؛ مهدوی ۲۰۱۹). این طبقه از نظر اجتماعی-فرهنگی، آگاه و تحصیل کرده، اما از نظر اقتصادی فقیر و مستضعف به شمار می‌آید. این طبقه اجتماعی نقش عمده‌ای در بهار عربی ایفا کرد و چنین به نظر می‌رسد که در دو دهه اخیر، به‌سرعت در حال رشد بوده و در خیزش‌های دهه‌های ۱۳۸۰-۱۴۰۰ در ایران، نقش مهمی ایفا کرده است. ژینا، تجسمِ عینی چنین طبقه اجتماعیِ فرودستِ بزرگ اما به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ای است که قربانی سیاست‌های دزدسالارانه، رفاقتی، غارت‌گرانه و نئولیبرالیِ جمهوری اسلامی شده است.
 
▪️ در هم تنیدگیِ بی‌عدالتی‌های متعدد در ایرانِ امروز، به هم­افزاییِ بسیاری از نیروهای اجتماعیِ ضد وضعیتِ موجود، کمک کرده است. آن‌ها رژیم مسلط را به‌شدت به چالش می‌کشند -- نه تنها رژیم سیاسی، بلکه همچنین رژیم اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و کل «هستی­شناسیِ»اسلام­گرایانه را که اساساً کرامت، معیشت و شکوه و زیباییِ یک واژه، یعنی زندگی را نفی می‌کند. به عقیده‌ی من، این شعار سه‌گانه‌ی مترقیِ «زن، زندگی و آزادی»، نمایانگر یک «ماتریس رهایی» است، یعنی زندگی شرافتمندانه، بدون آزادی، یک افسانه است و هیچ جامعه ‌ای حقیقتاً آزاد نیست، مگر اینکه زنانش آزاد باشند و با کرامت زندگی کنند. به‌تبع از قیاس/معادله‌ی مایکل هارت (۲۰۲۲)، زن، به‌اضافه‌ی زندگی، برابر با آزادی است! این است جادوی چنین شعار ساده اما عمیق، مترقی، زنانه و فمینیستی زن، زندگی، آزادی!
----------------------  
🔻برگرفته از مقاله «ایران: جامعه‌­ی پساـ‌اسلام­‌گرا علیه دولتِ اسلام­‌گرا » مجتبی مهدوی، ترجمه آزاده شعبانی
    
#ایران_فردا
#مهسا_امینی
#مجتبی_مهدوی
 
#زن_زندگی_آزادی
https://t.me/iranfardamag
Post #6510 1.52K
🟣 هفته‌ای که جنگ ایران و آمریکا از میدان نظامی به میز دیپلماسی رفت
 
@iranfardamag
 
🔸هفته‌ای که گذشت را می‌توان یکی از مهم‌ترین مقاطع جنگ ایران و آمریکا دانست؛ نه لزوماً به این دلیل که تحول تعیین‌کننده‌ای در میدان نظامی رخ داده، بلکه به این دلیل که مسئله چگونگی پایان دادن به جنگ، برای نخستین بار با چنین وضوحی در مرکز تحولات دیپلماتیک قرار گرفت.
نیویورک در این هفته به صحنه‌ای تبدیل شد که در آن چند روند هم‌زمان به یکدیگر رسیدند: نشست مجمع عمومی سازمان ملل، سخنرانی‌های دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان، سخنرانی بنیامین نتانیاهو، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، بحث درباره آینده تنگه هرمز، تلاش کشورهای منطقه برای اثرگذاری بر روند جنگ و سرانجام دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ.
اگر بخواهیم مجموعه این تحولات را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت:
جنگ هنوز ادامه دارد، اما مسئله جنگ دیگر فقط «چگونه ادامه دادن آن» نیست؛ «چگونه پایان دادن به آن» به مسئله اصلی تبدیل شده است.
 
✅ نیویورک؛ جایی میان جنگ و مذاکره
▪️حضور هم‌زمان رهبران و مقام‌های اصلی طرف‌های درگیر در نیویورک، اهمیت مجمع عمومی سازمان ملل امسال را بیشترکرد. ترامپ در سخنرانی خود ضمن دفاع از جنگ علیه ایران، بار دیگر بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای تأکید کرد و هشدار داد که اگر توافقی حاصل نشود، گزینه‌های بسیار شدیدتری را در پیش خواهد گرفت. با این حال، درست در همان روز اعلام شد که فرستادگان آمریکا و ایران دیداری چندساعته داشته‌اند؛ دیداری که ترامپ آن را «بسیار خوب» و «سازنده» توصیف کرد.این هم‌زمانی، شاید مهم‌ترین واقعیت سیاسی این هفته باشد:
واشنگتن در عرصه عمومی همچنان از زبان تهدید استفاده می‌کند، اما در عرصه دیپلماتیک در حال جست‌وجوی راهی برای رسیدن به توافق است.
از سوی دیگر، مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در سازمان ملل، ضمن حمله شدید به سیاست‌های آمریکا و دفاع از موضع ایران، در را به روی دیپلماسی نبست. او بر آمادگی ایران برای همکاری و گفت‌وگو تأکید کرد و تصریح کرد که این دعوت از موضع ضعف نیست.
بنابراین در نیویورک با یک تناقض ظاهری روبه‌رو بودیم: دو طرف هنوز در حال جنگ و تهدید یکدیگرند، اما هم‌زمان درباره چگونگی پایان دادن به جنگ گفت‌وگو می‌کنند.
 
✅ هرمز؛ نقطه اتصال جنگ، اقتصاد و دیپلماسی
🔸در همین چارچوب، مسئله تنگه هرمز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر از بررسی یک توافق مرحله‌ای میان ایران و آمریکا حکایت دارند که در آن، مسئله بازگشایی هرمز با کاهش فشار اقتصادی و تحریم‌های آمریکا پیوند خورده است. همچنین گزارش‌هایی درباره پیشنهاد یک برنامه چندروزه از سوی ایران برای بازگشایی هرمز و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای منتشر شده است.
این تحول نشان می‌دهد که هرمز دیگر صرفاً یک موضوع نظامی نیست. این تنگه اکنون به نقطه اتصال امنیت ایران، امنیت کشورهای خلیج فارس، بازار جهانی انرژی، اقتصاد چین و اروپا و سیاست آمریکا تبدیل شده است. به همین دلیل، هرگونه توافق درباره هرمز می‌تواند فراتر از یک توافق محلی یا دوجانبه باشد و به نخستین نشانه عملی کاهش تنش در جنگ تبدیل شود.
 
✅ نتانیاهو؛ صدای متفاوت در میانه دیپلماسی
▪️در این میان، سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل به‌عنوان صدای متفاوتی در همین روند دیپلماتیک اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.
نتانیاهو در ۲۴ سپتامبر در سازمان ملل از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران به‌شدت دفاع کرد و گفت حمله به ایران یکی از آسان‌ترین تصمیم‌هایی بوده که گرفته است. او همچنین از ترامپ و نقش آمریکا در جنگ دفاع کرد و منتقدان اسرائیل را به‌شدت مورد حمله قرار داد. در هنگام سخنرانی او نیز شمار زیادی از نمایندگان کشورها سالن را ترک کردند.
اهمیت سخنان نتانیاهو برای بحث ایران در این است که او عملاً روایت متفاوتی از آینده جنگ ارائه کرد.
در حالی که در واشنگتن و تهران، با وجود تمام اختلافات، نشانه‌هایی از جست‌وجوی راه دیپلماتیک دیده می‌شود، نتانیاهو در سازمان ملل تلاش کرد از مشروعیت اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران دفاع کند و ضرورت آن را همچنان معتبر نشان دهد......
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/Uyv89J7z
 
 
#ایران_فردا
#تحولات_جنگ_ایران_و_امریکا
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣 هفته‌ای که جنگ ایران و آمریکا از میدان نظامی به میز دیپلماسی رفت @iranfardamag هفته‌ای که گذشت را می‌توان یکی از مهم‌ترین مقاطع جنگ ایران و آمریکا دانست؛ نه لزوماً به این دلیل که تحول تعیین‌کننده‌ای در میدان نظامی رخ داده، بلکه به این دلیل که مسئله چگونگی پایان دادن به جنگ، برای نخستین بار با چنین وضوحی در مرکز تحولات…
Post #6508 3.14K
🟣زندگی در تعلیق و تاب‌آوری جمعی
 
🔶ناهید مطیع
@iranfardamag
 
🔹چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحران‌های عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت و فقرگسترده، افزایش موج خشم و ناامیدی از نهادهای رسمی، روند فزاینده آسیب های اجتماعی، مهاجرت و کاهش سرمایه اجتماعی وادامه سیاست سرکوب نهادها ومعترضین مدنی، شرایط زیست مردم ایران را بسیار سخت کرده است. شروع جنگ دوازده روزه درآغاز سال گذشته، کشتار مردم معترض دردیماه و جنگ چهل روزه که تا بهار امسال ادامه داشت، بحران های جدیدی را در شکل نابودی زیرساخت ها وگرانی سرسام آور برای مردمی به بارآورد که هنوز ازکشتن نزدیکان شان در دیماه سوگوار بودند وحالا باید سوگ های جدیدی را تجربه می کردند که با فاجعه مرگ دانش آموزان میناب و لامرد در فضای آموزشی گره خورده بود.
 
🔸ظهوراپوزیسیون پادشاهی خواه مستقر در خارج درچنین زمینه ای معنا پیدا می کند. این اپوزیسیون با بهره گیری از شبکه های رسانه ای بدنبال یک براندازی سریع و پرهزینه بود/هست که با استفاده از “کمک های بشردوستانه خارجی “ وروش های مبتنی بر خشونت وانتقام، مشروع و شدنی است. مبلغان این رویکرد معتقدند ادامه حکومت جمهوری اسلامی خود به معنی نابودی ایران است و از این رو براندازی هر چقدرهم که هزینه داشته باشد و منجربه مرگ بسیاری ایرانیان وازبین رفتن ساختارهای حیاتی زندگی شود، به نفع ایرانیان است. سرعت دربازسازی ساخت های ویران شده و نوید یک زندگی مرفه از دیگرمشخصاتی است که از سوی ایشان وعده داده می شود.  
 
🔹برخلاف این رویکرد که برمبنای سه مولفه رهبری واحد، سرعت و کمک ویرانگرخارجی استواراست، جنبش مهسا، بر زندگی و آزادی که زنان در آن پیشرو هستند، تاکید کرده است. امروزپس از چهارسال دستاوردهای این جنبش یعنی نوآوری درمقاومت و پایداری آن، تغییر کدهای حکومتی درزیست روزمره وارج‌گذاری به زندگی و آزادی مولفه هایی هستند که براندازی سریع و پرهزینه را برنمی تابند. نهادی سازی مراقبت ومحافظت از دیگردستاوردهای این جنبش است که دربطن آن اهمیت وارزشمندی زندگی نمود پیدا می کند و با براندازی سریع ازطریق نابودی گسترده زیست بوم وازدست رفتن جان های بسیاردرتضاد است.        
 
🔸 در این یادداشت قصد دارم با رجوع  به  زندگی واقعی و شیوه های تاب آوری جمعی و‌گروهی زنان در ایران نشان دهم که این مولفه های جنبش زن زندگی آزادی یعنی مقاومت مستمربرای تغیر کدهای کهنه، زیستن ومراقبت از یکدیگر به این گروهها گره خورده و به نوعی درحال نهادی شدن است.
 
✅تاب‌آوری فردی و تاب‌آوری جمعی
 
🔹در یک تعریف تاب آوری روانی توانایی بازگشت به تعادل، سازگاری وادامه مسیر پس از مواجهه با سختی ها، بحران ها وشکست هاست. تاب آوری یعنی چنانچه اتفاقات ناگواری زندگی ما را به معنای واقعی تکان داده و تحت الشعاع قراردهد و ما را درهم بشکند، به معنای اتمام یافتن کار وزندگی ما نباشد. تاب آوری باعث می شود که ما استرس کمتر، تعامل بهتر، قضاوت کمتر، انعطاف پذیری بیشتر و خلاقیت بالاتری در روابط مان داشته باشیم.
 
🔸 اما در اینجا فرض من این هست که به غیر از تاب آوری که عمدتا جنبه فردی و بین فردی دارد، اشکال دیگری از تاب آوری در حال گسترش است که می توان آنرا تاب آوری جمعی نامید. منظور از تاب آوری جمعی توانایی پیوستکی یک گروه، یک اجتماع و یک شبکه برای مقاومت در برابربحران ها، سختی های مشترک وتلاش برای ترمیم آنهاست. پیوستگی، انعطاف پذیری، همبستگی و یادگیری جمعی از مولفه های اصلی تاب آوری جمعی یا اجتماعی هستند. تاکید می کنم که تاب آوری جمعی به معنای این نیست که افراد درگیر آسیب پذیر نیستند ورنج و شکست را تجربه نمی کنند و یا احساساتی مثل ناامیدی واسترس را در خود سرکوب می کنند. بلکه نکته محوری در تاب آوری جمعی اتخاذ دیدگاه ها و استراتژی های جدید به جای الگوهای قبلی است که در شرایط فعلی کارکرد ندارند.
 
🔹 در اینجا می خواهم تاب آوری جمعی را در کسب و کارهای نوین یا استارتاپ های زنانه بررسی کنم ‌و نشان دهم که چگونه مولفه های زن، زندگی، آزادی دراین نوع تاب آوری پررنگ است.....
 
 
🔻متن کامل:
https://cutt.ly/RyvljMos
 
#ایران_فردا
#ناهید_مطیع
#تاب‌آوری_جمعی
#زن_زندگی_آزادی
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣زندگی در تعلیق و تاب‌آوری جمعی 🔶ناهید مطیع @iranfardamag چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است، جنبشی که از شهریور ۱۴۰۱ بعد ازمرگ مهسا امینی آغاز شد و تا اواخر سال بعد ادامه یافت. جامعه ایران در طی این چهارسال بحران‌های عمیق و گسترده ای را تجربه کرده است. تحریم های فزاینده، بحران معیشت…
Post #6505 2.78K
‍ 🔴صلح؛ فقط نبودن جنگ نیست
 
🔷۲۱ سپتامبر«روز جهانی صلح»
@iranfardamag
 
▪️صلح را معمولاً با نبودن جنگ تعریف می‌کنیم؛ با خاموش شدن تفنگ‌ها، پایان بمباران‌ها و توقف کشتار. اما صلح چیزی بیش از نبود جنگ است. صلح، امکان زیستن است؛ زیستن در امنیت، کرامت، آزادی و امید.
صلح اتفاقی نیست که پس از پایان جنگ خودبه‌خود پدیدار شود؛ صلح باید ساخته شود و برای ساختن آن باید سرمایه‌گذاری کرد.
 
🔸صلح پیش از آنکه در میدان جنگ شکست بخورد، ممکن است در جامعه‌ای که در آن بی‌عدالتی، تبعیض، تحقیر، فقر، حذف و فقدان گفت‌وگو گسترش یافته است، از میان برود.
به همین دلیل، صلح را باید در نسبت با عدالت، آزادی و حقوق انسان فهمید.
 
▪️جامعه‌ای که در آن بخش‌هایی از مردم احساس کنند دیده نمی‌شوند، صدایشان شنیده نمی‌شود و در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند، حتی اگر در آن جنگی در جریان نباشد، جامعه‌ای برخوردار از صلح پایدار نیست.
صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که انسان احساس امنیت کند؛ نه فقط امنیت جانی، بلکه امنیت در بیان عقیده، انتخاب سبک زندگی، برخورداری از فرصت‌های برابر، دسترسی به عدالت و امکان مشارکت در سرنوشت خویش.
از این منظر، صلح و آزادی دو مفهوم جدا از یکدیگر نیستند. همان‌گونه که عدالت و صلح از یکدیگر جدا نیستند.
 
🔸جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به این فهم نیاز دارد. صلح تنها در اتاق‌های مذاکره ساخته نمی‌شود؛ بلکه در محله‌ها، مدرسه‌ها و زندگی روزمره انسان‌ها شکل می‌گیرد و کسانی که در سطح جامعه برای گفت‌وگو، همبستگی و کاهش شکاف‌ها تلاش می‌کنند، «معماران روزمره صلح» هستند.
این نگاه برای ما با توجه به شرایط خاصی که در آن بسر می بریم  معنای ویژه‌ای دارد.
ایران امروز جامعه‌ای است که سال‌هاست زیر فشار مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی قرار دارد. در چنین شرایطی، سخن گفتن از صلح نباید صرفاً به معنای پرهیز از جنگ خارجی باشد. صلح برای ایران یعنی کاهش تنش در بیرون و افزایش اعتماد در درون.
 
▪️ایران برای صلح به منطقه‌ای آرام‌تر نیاز دارد؛ اما هم‌زمان به جامعه‌ای نیازمند است که در آن گفت‌وگو جای حذف را بگیرد، قانون جای سلیقه را بنشاند، عدالت جای تبعیض را بگیرد و اعتراض، به جای آنکه صرفاً تهدید تلقی شود، به عنوان یکی از اشکال بیان مطالبات اجتماعی به رسمیت شناخته شود.
صلح از همین‌جا آغاز می‌شود:از پذیرفتن دیگری.
 
🔸از پذیرفتن اینکه جامعه فقط متعلق به یک گروه، یک نسل، یک جنسیت، یک مذهب یا یک گرایش سیاسی نیست.
صلح یعنی بتوانیم با وجود تفاوت‌ها در کنار یکدیگر زندگی کنیم.
 
▪️در این معنا، زنان، جوانان، اقلیت‌ها، مخالفان سیاسی، منتقدان و گروه‌های مختلف اجتماعی نه مانعی برای صلح، بلکه بخشی از سازندگان آن هستند. حذف هر گروه از جامعه، شاید برای مدتی سکوت ایجاد کند، اما سکوت الزاماً صلح نیست.صلح واقعی با اعتماد ساخته می‌شود؛ و اعتماد بدون عدالت و گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد.
 
🔸امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «صلح» و «تسلیم» تفاوت گذاشت. صلح به معنای چشم پوشیدن از حق نیست؛ همان‌طور که مقاومت برای عدالت الزاماً به معنای خشونت نیست. می‌توان برای حقوق خود ایستاد و هم‌زمان از خشونت پرهیز کرد. می‌توان مخالف بود، اما دیگری را دشمن ندانست. می‌توان تغییر خواست، اما کرامت انسان را در مسیر تغییر فراموش نکرد.
این شاید مهم‌ترین درس روز جهانی صلح باشد:
 
▪️صلح را نمی‌توان فقط از دولت‌ها و سیاستمداران مطالبه کرد؛ اما نمی‌توان مسئولیت دولت‌ها را نیز به افراد و جامعه واگذار کرد. صلح هم یک مسئولیت فردی است و هم یک مسئولیت سیاسی و حکمرانی.
 
🔸جهان در شرایطی روز صلح را گرامی می‌دارد که بحران اعتماد، جنگ، نفرت و قطبی‌شدن سیاسی در بسیاری از نقاط گسترش یافته است. بنابراین شاید پرسش امروز فقط این نباشد که «چگونه جنگ را متوقف کنیم؟»پرسش عمیق‌تر این است:
 
▪️چگونه جامعه‌ای بسازیم که جنگ در آن کمتر امکان تولد پیدا کند؟
پاسخ، از عدالت می‌گذرد؛ از آزادی؛ از گفت‌وگو؛ از به رسمیت شناختن دیگری؛ از کاهش نابرابری؛ از احترام به کرامت انسان و از پذیرش این واقعیت ساده که هیچ جامعه‌ای با حذف بخشی از مردم خود به صلح پایدار نمی‌رسد.
صلح، مقصد نیست؛ شیوه‌ای برای زیستن است.
 
🔸و شاید در زمانه‌ای که جنگ در بسیاری از نقاط جهان دوباره به زبان مسلط سیاست تبدیل شده است، مهم‌ترین کار ما این باشد که اجازه ندهیم خشونت، تنها زبان قابل تصور برای حل اختلافات شود.
صلح را باید از همین امروز ساخت؛ در خانه، در جامعه، در سیاست و در جهان.
 
 
#ایران_فردا
#۲۱_سپتامبر
#روز_جهانی_صلح
https://t.me/iranfardamag
Post #6504 3.43K
🟣انقلاب، حافظه‌ی تاریخی و وارونه‌سازی نقش‌ها

🔶عزیز قاسم‌زاده
@iranfardamag

▪️انقلاب را نمی‌توان صرفاً حاصل اراده نیروهای سیاسی دانست. همان‌گونه که نمی‌توان آن را فقط محصول شرایط اجتماعی و تاریخی خارج از اراده کنشگران سیاسی تلقی کرد. انقلاب، برآیند مجموعه‌ای از نیروها، اراده‌ها، شرایط اجتماعی و تاریخی و واکنش نظام سیاسی موجود است. در بروز هر انقلاب، هم نیروهای انقلابی و هم نظام سیاسی حاکم، هر یک به سهم خود در شکل‌گیری نتیجه نهایی مؤثرند. از این رو، اگر کسانی پس از به وجود آمدن یک نظام تازه و گذشت چند دهه، شروع به اندازه‌گیری محاسن نظام پیشین کنند و سپس با چند برچسب آماده به نقد انقلابیون بنشینند، مرتکب یک خطای تحلیلی و محاسباتی اساسی در فهم ظهور یک انقلاب شده‌اند.خطایی که بار سخنان آنان را از یک تحلیل علمی و تاریخی، به امری حسی و عاطفی فرو می‌کاهد.

🔸دامنه این نگاه گاه چنان گسترده می‌شود که با کلیدواژه «فتنه ۵۷»، همه کسانی که در انقلاب حضور داشتند، از کسانی که بعدها به قدرت رسیدند تا کسانی که پس از استقرار قدرت جدید خود در شمار مخالفان آن قرار گرفتند و با طرد، حذف، زندان، تبعید، شکنجه و حتی ترور و قتل مواجه شدند، یکجا و با یک چوب رانده می‌شوند.

▪️ در این خوانش، گویی همه نیروهای انقلاب از ابتدا یک اراده و یک هدف داشته‌اند و نتیجه نهایی انقلاب نیز سرنوشت محتوم و از پیش تعیین‌شده آن بوده است. حال آنکه چنین برداشتی نه با واقعیت متکثر نیروهای سیاسی حاضر در انقلاب سازگار است و نه با تاریخ پس از آن.

🔸نیروهایی که در انقلاب برای برهم زدن یک نظم موجود و به وجود آوردن نظمی عادلانه‌تر به میدان آمده بودند، نمی‌توانند صرفاً بر اساس آنچه بعدها در ساختار قدرت اتفاق افتاد، یکسره مسئول همه نتایج بعدی معرفی شوند. میان انقلاب کردن برای تغییر یک نظم و قرار گرفتن در ساختار قدرت پس از انقلاب، فاصله‌ای تاریخی و سیاسی وجود دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

▪️ اما در اینجا خلط دیگری نیز صورت می‌گیرد و این خلط را باید مشخصاً از کسانی پرسید که امروز در مقام دفاع از نظام پهلوی قرار می‌گیرند. گاه شیوه توجیه سرکوب نظام پیشین، مقایسه کمّی آن با سرکوب نظام کنونی است، به این معنا که چون سرکوب در نظام بعدی گسترده‌تر و متنوع‌تر بوده، گویی سرکوبی که در نظام پیشین کمتر بوده، از این طریق وجاهت پیدا می‌کند.حال آنکه کمتر بودن یک سرکوب، به خودی خود آن را موجه نمی‌کند.

🔸مقایسه میزان و گستردگی سرکوب دو نظام، اگر بر اساس شواهد تاریخی و مستندات انجام شود، یک بحث است اما استفاده از تفاوت کمّی برای توجیه اصل سرکوب در نظام پیشین، بحث دیگری است. نمی‌توان گفت چون نظام بعدی بیشتر سرکوب کرده، پس سرکوب نظام پیشین قابل دفاع بوده است. چنین استدلالی از نظر منطقی فاقد اعتبار است.

▪️ نمی‌توان به نظام کنونی، ولو اینکه دستگاه‌ها و باندهای سرکوبش افزون‌تر از نظام قبل باشد، خرده گرفت، اما آن همه خاطرات زندانیان سیاسی و روایت‌های مربوط به زندان و شکنجه در دوره پهلوی را خواند و به آسانی از کنار آنها گذشت. مسئله، مقایسه تعداد قربانیان نیست، مسئله، معیار داوری درباره اصل سرکوب و روایت دستگاه سرکوب است.

🔸راه دیگر توجیه، پذیرفتن بی‌چون‌وچرای روایت دستگاه امنیتی نظام پیشین و پروپاگاندای مدافع آن است. هرکس دستگیر شده، خرابکار بوده و هرکس اعدام شده،ضد امنیت ملی بوده و هرکس هدف دستگاه امنیتی قرار گرفته، لابد علیه کشور اقدام کرده است.این دقیقاً همان منطقی است که باید مورد پرسش قرار گیرد.
دستگاه‌های امنیتی امروز نیز برای سرکوب و اعدام مخالفان خود توجیهاتی از همین جنس ارائه می‌کنند. آنان اقدامات خود را در چارچوب حفظ امنیت ملی و منافع کشور توضیح می‌دهند و مخالفان را با عناوینی چون خرابکار، جاسوس، وابسته، ضد کشور و دشمن امنیت معرفی می‌کنند.

▪️ پرسش اینجاست اگر این منطق را درباره دستگاه امنیتی کنونی، با استناد به شواهد و قرائن، به چالش می‌کشیم، چگونه می‌توانیم همان منطق را درباره دستگاه امنیتی نظام پیشین، بی‌کم‌وکاست بپذیریم؟ چگونه می‌توان برای یک نظام، روایت دستگاه امنیتی را ناکافی و حتی فریبنده دانست، اما درباره نظامی دیگر، همان روایت را مبنای داوری تاریخی قرار داد؟....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/tyxG2bUO
 
 
#ایران_فردا #انقلاب۵۷
#حافظه_تاریخی #عزیز_قاسم‌زاده
 
🔻تصویر:  کریستینا اسپنگلر (Christine Spengler) عکاس مشهور فرانسوی از انقلاب ایران
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣انقلاب، حافظه‌ی تاریخی و وارونه‌سازی نقش‌ها 🔶عزیز قاسم‌زاده @iranfardamag انقلاب را نمی‌توان صرفاً حاصل اراده نیروهای سیاسی دانست. همان‌گونه که نمی‌توان آن را فقط محصول شرایط اجتماعی و تاریخی خارج از اراده کنشگران سیاسی تلقی کرد. انقلاب، برآیند مجموعه‌ای از نیروها، اراده‌ها، شرایط اجتماعی و تاریخی…
Post #6503 2.39K
🔴درنگی در بحران‌ِ نمایندگیِ جنبش زن، زندگی، آزادی
 
🔷ابوطالب آدینه‌وند
@iranfardamag
 
مقدمه:
▪️در آنِِ مهسا، دقیقه ی تصورِ امکانِ تغییر از بیمارستان کسری به آیچی  کشیده شد و گورستانِ آیچیِ سقز به محملِ گُر گرفتن جنبشی زندگی مایه تبدیل شد، گیسوان قیچی شده ی سوگوار خبر از سرحداتِ وسیع رنج می داد و در انعکاسیِ از مغناطیسِ خود خدانورِ در تاریخِ سرحداتِ رنج و طرد را شناسنامه دار کرد . جنبشی که با خواست تاریخیِ ضد اقتدار و اجبار و استبدادِ هم خون و هم خانواده بود. اما پیش از آنکه در ساختار رسمی قدرت دگرگونی ایجاد کند، در سطح جامعه رخدادی بزرگ پدید آورد؛ مرزهای امر ممکن را جابه‌جا کرد، مناسباتی را که سال‌ها طبیعی و تغییرناپذیر تصور می‌شد به پرسش کشید و ناجنبش زنان را به کنش جمعی کشاند. در ادامه اقشاری از ایرانیان پا به پای هم به تحریر تاریخ دست زده و چشم اندازی از آینده را در دلِ رخداد رقم زدند به گونه ای که در این کارزار برخی قابها، شبیه به آینده بود.
 
🔸از این حیث، زن، زندگی، آزادی جنبشی با دستاورد عینی و ملموس  بود.  بخشی از آن در زندگی روزمره، در تغییر مناسبات اجتماعی، در مقاومت‌های پراکنده و در صورت‌هایی از کنش غیرمتمرکز ادامه یافت. فرمی از مبارزه و کنش روزمره و غیرجمعی که آصف بیات  برای توضیح آن از مفهوم «ناجنبش» نیز بهره گرفت. بنابراین این فرایند به تعبیر آصف بیات  از " پیش روی آرام" حضور داشت و در سمبل ویدا موحد، معنا یافت و در جنبشِ مهسا و پس از آن چه در فرمِ جنبش و چه در اکنون در فرمِ ناجنبش به کنش روزمره می پردازد.
 
▪️جنبش زن زندگی آزادی سرمایه اجتماعی تازه‌ای تولید کرد و سوژه اجتماعی جدیدی را به وجود آورد، اما میان این سوژه و عرصه سیاست، به تعبیری از آلن تورن بیان سیاسی و سپس نمایندگی، در ابهام ماند و حتی در رخداد دی ۱۴۰۴ در قالب یک بحرانِ منجر به قطبیت رخنمون شد.
 
1️⃣فرسایش مرجعیت و ریزش سرمایه اجتماعی کلاسیک
 
🔸جنبش مهسا در خلأ پدیدار نشد.  حاکمیت و راهبردِ پیشین رفرمیستی توان جذب و نمایندگی مطالبه ی آزادی سبک زندگی را نداشت. می توان این توان عدم جذب را در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و نیز در سرکوبِ دی ۱۴۰۴ نیز دید. حاکمیت و دولت توان ادراکِ این فرسودگیِ خود را نداشت گرچه  از رویارویی مجدد با جامعه سر موضوعِ اختیارِ پوشش نیز پرهیز کرد و آن را در تعلیق نهاد. خواستِ اختیارِ سبک زیست در کنه خود، مطالبه ای ضدِ اقتدار بود که در قابِ تقلایِ آزادسازیِ حقِ انتخابِ ایرانِ معاصر باید فهمیده شود.
 
 ▪️از سویِ دیگر ما در آن ایام با فرسایشِ مرجعیت‌های کلاسیک در جامعه یِ ایران روبرو بودیم  احزاب، نهادهای سیاسی، گروه‌های اجتماعی، شخصیت‌های سنتی و حتی بخشی از مراجع روشنفکری و دانشگاهی و فرهنگی، دیگر مانند گذشته قادر نبودند میان جامعه و عرصه سیاست واسطه‌ و میانجی باشند. آنها میانجیان و سخنگویان و بیانِ سیاسیِ  گفتمان و راهبرد پیشین در جامعه بودند و اعتراض و مطالبات را در دوره ای نمایندگی می کردند. اما همگام با گفتمان و راهبرد، حاملان دولت کارگزاران آن نیز دچارِ فرسایشِ و ریزشِ سرمایه اجتماعی می شوند. هنگامی که مراجع پیشین فرسوده می‌شوند، جامعه ممکن است از مرجعیت‌های قدیمی عبور کند، بی‌آنکه هنوز مرجعیت‌های جدید و سازوکارهای جدید نمایندگی را ساخته باشد. در اینجا بیانِ سیاسی دچارِ سردرگمی در جهت شده و  در پی محمل و ماوای قرار یافتن است.
 
🔸در این وضعیت، سرمایه اجتماعی جابجا می شود و در صورت‌بندی های جديد ظهور می کند و  سیال می شود. البته تحرکِ سرمایه اجتماعی امکان‌ها و میدان‌های تازه‌ای برای کنش ایجاد می کند، اما هم‌زمان با این سیالیت، مسئله نمایندگی درحال تکوین  را پیچیده‌تر می‌سازد . مساله رهبرسازیِ جرج تون در میانه ی جنبش مهسا برای پر نمودن چنین خلائی بود. اما به نظرم در دال همبسته ی بسیج گرِ آن جنبش ترک انداخت و امکانِ زایشِ طبیعی آن را مختل و سقط نمود.
 
 2️⃣ بحران نمایندگی و بیان سیاسی
 
▪️زن، زندگی، آزادی را می‌توان در چارچوب یک جنبش ضداقتدار فهم کرد؛ اما این ضداقتدار بودن، صورتی انتزاعی نداشت. جنبش در تجربه زیسته خود با نوعی اقتدارِ دینی- نظامی مواجه شد که  تنظیم سبک زندگی و قرائت حکومتی از دین با ردای تنگِ فرمالیسمِ مذهبی و اجبار پلیسی درهم تنیده شده بود. قرائتی که مدعیِ تصرف تمامیِ قلمرو حیات و ممات است....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/2yxH8foo
 
#ایران_فردا
#بحران_نمایندگی
#زن_زندگی_آزادی
#ابوطالب_آدینه‌وند
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🔴درنگی در بحران‌ِ نمایندگی جنبش زن، زندگی، آزادی 🔷ابوطالب آدینه‌وند @iranfardamag مقدمه در آنِِ مهسا، دقیقه ی تصورِ امکانِ تغییر از بیمارستان کسری به آیچی کشیده شد و گورستانِ آیچیِ سقز به محملِ گُر گرفتن جنبشی زندگی مایه تبدیل شد، گیسوان قیچی شده ی سوگوار خبر از سرحداتِ وسیع رنج می داد و در انعکاسیِ از…
Post #6502 1.79K
🟣اسلام و دمکراسی
 
🔷سیدعبدالمجید الهامی
@iranfardamag

🔸تقویت مبانی دموکراسی وپیوند تنگاتنگ آن با آزادی وفراهم سازی بسترفرهنگی سبب رویکردعمومی به دموکراسی شد‌ ولی در دنیای اسلام به سبب برداشتهای خاص ازپاره‌ای مفاهیم دینی ونیز رویکرد منفی به دستاوردهای غرب،دموکراسی نتوانست جایگاه مناسب خود رابیابد.
 
▪️دموکراسی مجموعه‌ای از ارزشهای مشترک میان انسانهاست که درجهان غرب واسلام به گوناگون با آن برخورد شده‌است. دموکراسی برگونه انسان‌شناسی ویژه استوار است که معتقدان آن به سرمایه‌های عقلانی ونیروی تشخیص او اعتمادکرده‌اند. بنیاد دموکراسی، ایمان به استعدادهای طبیعت آدمی است،یعنی ایمان به هوشمندی آدمی وبه قدرت تجربه یک کاسه شده واز تعاون برآمده است «جونز»

🔸هرچندانسان موجودی خردمندوخردورزی است،امااین موهبت الهی درآغاز به صورت نیرو واستعداد است و رشدوشکوفایی آن، بسترهای مناسب می طلبد.تاریخ ثبت تحول شخصیت انسان است وتحولات شخصیت انسان چیزی نیست مگرپیشرفت تاریخی درزمان،معنای کامل وحرکت کامل تاریخ تنگترشدن حدودتعدیات به دیگران وافزایش صلح وامنیت ورشداخلاقی انسان از توحش به تمدن است.«عالم»

▪️همه اندیشمندان اجتماعی بودن انسان راپذیرفته‌اند.در اندیشه‌دموکراسی که زاییده مدرنیته وصنعتی شدن جوامع انسانیست،تاکید برانسانها اجتماعی که قیدوبندهای جامعه شهری را میپذیرند وبه زندگی جمعی برای رسیدن به آسودگی وآرامش تن میدهندتابتوانند درآن احساس امنیت کنند.چنین جامعه‌ای نمی‌تواند بر زور استوار باشد.«گوهر دموکراسی همانا مشارکت اعضای اجتماع در حکومت.«کوهن»

   🔸آنچه جامعه‌سیاسی را بوجود میآورد وسبب برقراری آن می‌شود چیزی نیست مگر توافق عده‌ای ازانسانها آزادکه‌می‌توانند بااکثریت عددی خود شناخته شوند.همین عامل میتواند بنیانگذار حکومت مشروع باشد.«عالم»

▪️درزندگی جمعی،انسانهای برخودار از حقوق،متفق‌به ‌ایجادجامعه ‌مدنی‌اند، درچنین جامعه‌ای حقوق برحکومت مقدم است.در دموکراسی محوراصلی خردبشری است.پیدایش ورشد دموکراسی برای دستیابی به سه هدف است:محدود کردن ‌قدرت ‌حکام ‌خودکامه، نهادن قوانین و مقررات عقلایی و عادلانه بجای مقررات خودسرانه،و سهیم شدن طبقات پایین جامعه درتصمیم گیریها.«مور»

🔸 سه آرمان آزادی،برابری وبرادری همواره بادموکراسی مطرح بودند.آزادی شرط اجرای دموکراسی است  و برابری برای توجیه حقانیت دموکراسی جنبه‌اساسی دارد وبرادری پیش‌فرض برقراری هرگونه دموکراسی شمرده می شود.«کانت»

▪️آزادی را انجام‌دادن هرکاری که شخص بخواهد،نمی داند؛چون ازنگاه اوانسانی که آزادی انجام دادن هر کاررا داشته باشد،برده نفس فرودین خود خواهدبود‌.انسان زمانی آزاداست که به ندای عقل عمل کند. انسان وقتی براستی آزادست که ازلحاظ اخلاقی آزاد باشد، تنها نوع آزادی که همراه باحق است مورداحترام دیگران است، ازادی وحق درعمل همراه اند.«کانت»

🔸 اگراصول اساسی دموکراسی رامواردی چون ارج نهادن به موجود انسانی، پذیرفتن ضرورت قانون،برابری تمامی شهروندان در برابرقانون،موجه بودن تصمیم های دولت برپایه رضایت عموم، مدارا باافکار وعقاید مخالف،نفی استبداد وحکومت‌خودکامه‌بشمارآوریم،اسلام‌احکام بسیاری دارد که بااین موارد سازگار‌است.نخستین عاملی ازدموکراسی که نظر اندیشمندان اسلامی را به‌خود جلب کرد وباخصیصه نفی استبداد جوامع ارتباط تنگاتنگ ولاینفک داشت.مشکل استبداد بود.کواکبی ونائینی از اولین اندیشمندان مهم اسلامی که به این مهم توجه مخصوصی مبذول نمودند.«قادری»
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/PyxKIVFE

#ایران_فردا
#اسلام_دمکراسی
#عبدالمجید_الهامی
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣اسلام و دمکراسی 🔷سیدعبدالمجید الهامی @iranfardamag 🔸تقویت مبانی دموکراسی وپیوند تنگاتنگ آن با آزادی وفراهم سازی بسترفرهنگی سبب رویکردعمومی به دموکراسی شد‌ ولی در دنیای اسلام به سبب برداشتهای خاص ازپاره‌ای مفاهیم دینی ونیز رویکرد منفی به دستاوردهای غرب،دموکراسی نتوانست جایگاه…
Post #6500 2.6K
🔴ماه را نمی‌شود کشت

🔷افسانه نجاتی

@iranfardamag

🔸دیدی؟
نگفته بود بامداد که شبی مهتاب، ماه خواهد آمد؟ آمد؛ در شبی که هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است صبحش با همیشه فرق داشته باشد. آمد با همان آرامش همیشگیِ ماه، بی‌خبر از آنکه آدم‌ها گاهی برای خاموش کردن یک نور، چه اندازه خشونت به خرج می‌دهند.

▪️تو آن شب فقط یک دختر بودی. دختری که از شهری به شهری دیگر رفته بود، با خانواده‌اش، با زندگی کوچکی که برای خودش داشت و با روزهایی که هنوز نیامده بودند. هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است نام تو از زندگی شخصی‌ات جدا شود و به حافظه‌ی یک نسل راه پیدا کند. قرار نبود نماد شوی. قرار بود زندگی کنی.

🔸شاید همین است که هنوز نمی‌توانم تو را فقط با واژه‌هایی مثل «آزادی» و «اعتراض» به یاد بیاورم. این واژه‌ها بزرگ‌اند، اما تو پیش از همه‌ی آنها یک انسان بودی؛ با صورتی که می‌خندید، با صدایی که نزدیکانت می‌شناختند، با روزهایی معمولی که برای خودت معنایی داشتند. زندگی آدم‌ها اغلب در همین معمولی‌بودنشان عزیز است. ما معمولاً وقتی کسی را از دست می‌دهیم، تازه متوجه می‌شویم چه حجم بزرگی از آینده در یک زندگیِ به ظاهر ساده پنهان بوده است.

▪️تو می‌توانستی فردا صبح بیدار شوی، چای بخوری، به کسی تلفن بزنی، از چیزی خوشحال یا دلگیر شوی، لباس دیگری بپوشی، جایی بروی که هنوز نرفته بودی. می‌توانستی سال‌ها بعد، در آینه به زنی نگاه کنی که دیگر آن دختر جوان نیست. می‌توانستی پیر شوی. هیچ‌کدام از این امکان‌ها دیگر وجود ندارند و شاید دردِ مرگ فقط نبودنِ یک انسان نباشد؛ گاهی تمامِ آینده‌ای است که می‌توانست با او اتفاق بیفتد و دیگر اتفاق نخواهد افتاد.

🔸اما آنچه قرار بود پایان تو باشد، پایان نامت نشد.
نامت از آن اتاق، از آن شب، از آن حادثه بیرون آمد و به خیابان رسید؛ بعد به خانه‌ها، به دانشگاه‌ها، به دفترهای نویسندگان، به آوازها و نقاشی‌ها و موهای رهاشده‌ی دخترانی که دیگر نمی‌خواستند از حقِ ساده‌ی انتخاب بگذرند. شاید هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید یک انسان پس از مرگش چگونه در زندگی دیگران ادامه پیدا می‌کند. گاهی یک جمله می‌ماند، گاهی یک تصویر، گاهی یک نام. گاهی هم چیزی مبهم‌تر از همه‌ی اینها؛ حسی که نمی‌گذارد آنچه اتفاق افتاده، به گذشته‌ای دور تبدیل شود.

▪️برای تو اما تصویری ساخته شد که از خودت بزرگ‌تر بود: ماه.
و من به این تصویر فکر می‌کنم. به اینکه چرا ماه؟
شاید چون ماه، نور خودش را فریاد نمی‌زند. در سکوت شب پیداست. پشت ابر هم اگر پنهان شود، ما می‌دانیم که هست. می‌توان چشم را بست، اما نمی‌توان آسمان را از ماه خالی کرد.

🔸آن شب، کسی گمان کرد می‌توان با خاموش کردن یک دختر، تاریکی را به جای اولش برگرداند. گمان کرد یک بدن که دیگر حرکت نمی‌کند، دیگر سخنی ندارد. اما بعضی سکوت‌ها از هر فریادی رساترند.
تو دیگر سخن نگفتی و ما تازه فهمیدیم یک نام چقدر می‌تواند حرف داشته باشد.

▪️از آن پس، هر بار نامت گفته شد، فقط گذشته به یاد نیامد. آینده هم به یاد آمد؛ آینده‌ای که حق تو بود و از تو گرفته شد. همین است که نام تو هنوز برای بسیاری از ما فقط نام یک واقعه نیست. یادآور پرسشی است که تمام نشده: آدمی تا کجا حق دارد خودش باشد؟ چه کسی حق دارد درباره‌ی بدن دیگری، لباس دیگری، زندگی دیگری تصمیم بگیرد؟ و چرا ساده‌ترین حق انسان، گاهی محتاج این همه هزینه است؟

🔸من نمی‌خواهم تو را قدیس کنم. نمی‌خواهم از تو انسانی بی‌خطا بسازم که دیگر شبیه آدم‌های واقعی نیست. انسان‌ها با تمام پیچیدگی‌ها و ضعف‌ها و شادی‌هایشان عزیزند. دوست دارم تو را همان‌طور به یاد بیاورم که می‌توانستی باشی: یک دختر معمولی، با زندگی‌ای معمولی و آینده‌ای که می‌توانست بسیار طولانی باشد.

▪️شاید ستایش واقعیِ تو همین باشد؛ اینکه نگذاریم مرگ، تو را از زندگی‌ای که داشتی جدا کند و فقط به یک نماد تبدیل کند.
تو پیش از آنکه ماه باشی، مهسا بودی.
و پیش از آنکه مهسا باشی، انسانی بودی که حق داشت بماند.

🔸حالا سال‌ها گذشته است. شب‌های بسیاری آمده و رفته‌اند. آدم‌ها تغییر کرده‌اند، بعضی امیدها کم‌رنگ شده‌اند و بعضی دیگر از جایی که انتظارش را نداشتیم دوباره سر برآورده‌اند. اما آن شب هنوز در جایی از حافظه‌ی ما روشن است؛ نه چون نمی‌توانیم فراموش کنیم، بلکه چون بعضی چیزها اگر فراموش شوند، چیزی از معنای انسان بودنمان هم با آنها فراموش خواهد شد.....

 
🔹 متن کامل:
 
https://cutt.ly/ByxE6ZbJ
#ایران_فردا
#افسانه_نجاتی
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی

https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🔴ماه را نمی‌شود کشت 🔷افسانه نجاتی @iranfardamag دیدی؟ نگفته بود بامداد که شبی مهتاب، ماه خواهد آمد؟ آمد؛ در شبی که هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است صبحش با همیشه فرق داشته باشد. آمد با همان آرامش همیشگیِ ماه، بی‌خبر از آنکه آدم‌ها گاهی برای خاموش کردن یک نور، چه اندازه خشونت به خرج…
Post #6498 1.41K

Forwarded from شفیعی کدکنی

@shafiei_kadkani

ـــــــــــــــــــــــ
نقشهٔ آزادی


▪️با نقطه، نقطه،
                         نقطهٔ خون،
                                         خونِ رهروان
خونِ هزار مهسا خونِ بسی جوان

این نقشه بر سراسر میهن
در حال شکل‌گیری و در گسترانگی
می‌گسترد به هرسو در بیکرانگی.

این نقشه را، شبانه، به یکبار
نتوان کشید و دید
در طول سالیانش، با خون توان کشید
با خون نسل‌ها
پررنگ و آشکار شود، در برابرت
تا ناکجایِ هرگزیِ حیرت‌آورت

این نقشهٔ شکفتگی و شادی وطن
این نقشهٔ رهایی و آزادی وطن

محمدرضا شفیعی کدکنی
مهرماه ۱۴۰۱

#مهسا_امینی
Post #6496 3.03K
🔴پیچیدگی نظام و سادگی مخالفان
▪️اپوزیسیون ملی در کجای ماجراست؟
 
🔷مصطفی محب‌کیا
@iranfardamag
 
🔸در حالی به چهارمین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی نزدیک میشویم که تجربه ی تلخ و دردناک و بی سابقه ی کشتار دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با خود همراه داریم. تجربه ی تلخی که هنوز مجال سوگواری هم برایش پیدا نکرده ایم، چه رسد به هضم و درک درست آن فاجعه ی ملی.

▪️ پس از سرکوب و کشتار بی سابقه ی معترضان در دی ماه ۱۴۰۴ آنچه بیش از گذشته در اذهان برجسته شد، چیستی و ماهیت نظام جمهوری اسلامی بود. ماهیتی که اهمیت آن پس از جنگ اخیر دو چندان شد. حکومتی که با بحران های عمیق «عدم مشروعیت سیاسی» و «ناکارآمدی اقتصادی» مواجه است و همزمان زیر سایه ی حمله ی خارجی قرار داشت، توانست این بزرگترین اعتراضات خیابانی تاریخ معاصر را سرکوب کند. چگونه است که سیستمی به رغم زائل شدن هر دو بال مشروعیت و کارآمدی، همچنان میتواند خود را در برابر انبوه اعتراضات خیابانی حفظ کند؟ در حالیکه ناکارآمدی اش در تضمین و تامین معیشتِ مردم فراگیر شده است، چگونه میتواند همواره بخشهایی از جامعه، حتی ناراضیان وضع موجود را به پشتیبانی از خود در صحنه حاضر کند؟ جمهوری اسلامی در چه زمینی بازی میکند که میتواند در شرایطی چنین ناپایدار، پایداری خود را حفظ کند؟ چرا در آستانه ی انقلاب ۵۷ ماشین کشتار رژیم شاه با تمرد گسترده ی نیروهای سرکوبگرش مواجه میشود و از کار می افتد، اما اینجا با اینکه حجم کشتار بسیار عظیم تر از آن زمان است، هیچ ریزش معنی دار و تاثیر گذاری از درون سیستم سرکوب دیده نمیشود؟ اینجاست که جمهوری اسلامی به مثابه یک مسئله رخ مینمایاند. پاسخ دادن به این مسئله کار آسانی نیست که از این قلم برآِید ، اما شاید بتوان نکاتی چند را برشمرد.

✅بازی در نزاع سه ضلعی
🔸از زمانی که عباس میرزا در برابر روس ها شکست خورد و ما با از دست دادن بخشهایی از سرزمین خود متوجه دنیای مدرن شدیم، استقلال و شخصیت ملی خود را در معرض تهاجم یافتیم. آنچه از غرب در خاطره ی جمعی ایرانیان در ۲۰۰ سال گذشته به جا مانده است، یک پارادکس خون آلود و شخصیت شکن بوده است. از طرفی آموزه های رنسانس و عصر روشنگری، که نوع انسان را از قید و بندِ آسمان و زمین و ولایت و سلطنت آزاد می کرد، و از طرفی توپ و تانک و جنگ وکودتا و تجزیه ی سرزمینی، که داغ بر دل ایرانیان می گذاشت. از زمان انقلاب مشروطه که «ملت» تشخص و تعین سیاسی پیدا کرد و مبارزان ملی پا به عرصه ی سیاست ایران گذاشتند، تا پایان سلطنت پهلوی، همواره مبارزه با استبداد داخلی و تهاجم خارجی یک تلازم ذاتی داشت. چه اواخر دوران قاجار که برای تامین هزینه های فساد  و درباری خود امتیازات انحصاری به دول خارجی اعطا کرده بود و چه پهلوی ها که اساسا با دخالت و کودتای خارجی حاکم شده بودند،  همگی به نوعی پشتگرم به پشتیبانی مداخله گر خارجی بوده اند. بنابراین نیروی مخالف دخالت خارجی، خودبخود مخالف استبداد داخلی هم می­بود.
 
▪️مبارزه ی سیاسی در آن زمان بسیار آسان بود چرا که یک قطبیت دو سویه وجود داشت که یک سوی آن حکومت و نیروی خارجی حامی آن بود، و سوی دیگر آن اپوزیسیونی که مخالف هر دو بود.  اما این زمین بازی و قطبیت ساده، پس از انقلاب 57 و تثبیت ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی تغییر کرد. زمین بازی دیگر دو قطبی نیست. بلکه سه راس مجزا پیدا کرده است. استبدادی بر سر کار آمده که مستقل از نیروی مداخله گر خارجی است. نه تنها مستقل است که داعیه ی مبارزه با امپریالیسم غربی را هم دارد. نیروی امپریالیستی امریکا نیز در تمام سالهای پس از انقلاب، دولت ایران را تحریم و از هیچ دخالت و حتی جنگ مستقیم و غیرمستقیم فروگذار نکرده است. ضلع سوم نیز مردمی هستند که هنوز زخم های استبداد و استعمار را همزمان بر گرده ی خویش حس میکنند.
 
 🔸سیاست برای اپوزیسیون در اینجا دیگر به سادگی گذشته نیست. نزاع دو قطبی، به نزاع سه ضلعی بدل گشته و بازی به غایت پیچیده و فرساینده شده است. مبارزه در این زمین سه ضلعی همزمان واجد تضاد ها و همپوشانی های ناگزیری هست. پیچیدگی و فرسایش، ناشی از مغشوش بودن و یا مبهم بودن بسیاری از مرزها ست. کمترین ساده انگاری و سهل انگاری اپوزیسیون، باعث حل شدن و هضم شدنش در یکی از طرف های استبداد داخلی یا مداخله گر و متجاوز خارجی می شود. چپ های محور مقاومتی و سلطنت طلبان برانداز، نمونه هایی از دو سر طیف اپوزیسیون هضم شده هستند که نتوانستند مردم را در موضع و ضلع سوم نمایندگی کنند. در این بازی پیچیده، حفظ استقلال از هر دو نیروی سرکوبگر داخلی و مداخله گر خارجی، کار آسانی نیست. ایستادن درموضع سوم، یعنی قرار دادن خود در برابر دو نیروی در ظاهر متخاصم، اما در عمل تقویت کننده یکدیگر. دو نیرویی که پول و رسانه و اسلحه دارند. ….
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/cyzGNTHi
#ایران_فردا
#مصطفی_محب‌کیا
#وضعیت_اپوزیسیون_ملی
Telegraph 🔴پیچیدگی نظام و سادگی مخالفان! ▪️اپوزیسیون ملی در کجای ماجراست؟ 🔷مصطفی محب‌کیا @iranfardamag در حالی به چهارمین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی نزدیک میشویم که تجربه ی تلخ و دردناک و بی سابقه ی کشتار دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با خود همراه داریم. تجربه ی تلخی که هنوز مجال سوگواری هم برایش پیدا نکرده…
Post #6495 2.84K
🔴طالقانی، شورا و منازعه‌ی بر سر معماریِ قدرت در ایرانِ پس از انقلاب
 
🔷ابوطالب آدینه‌وند
@iranfardamag
 
✅مقدمه: رخداد، پیامد و امکانِ تاریخیِ مغلوب
 
▪️رخداد با پیامدهای خود اینهمان نیست. این گزاره، به‌ویژه در فهم انقلاب‌ها، تنها یک تمایزمنطقی نیست، بلکه مبنایی برای بازخوانی تاریخ است. هر رخداد تاریخی در لحظه وقوع خود مجموعه‌ای از نیروها، امیال، تعارض‌ها و امکان‌های متکثر و نهفته را آزاد می‌کند و از قوه به فعل تبدیل می کند؛ اما آنچه بعدها به‌عنوان پیامد یا نتیجه آن رخداد تثبیت  و کریستالیزه می‌شود، همه ی حقیقتِ آن لحظه ی تاریخی نیست. پیامد رخداد، محصولِ تنازعِ تاریخِ پس از رخداد است، محصولِ کشاکش نیروها، همگرایی و واگرایی ائتلافهای قبل و حین و پس از رخداد، نهادسازی تاسیسی و یا حذف نهادهای پیشین است. زین رو حوالت تاریخیِ رخداد و پیامدها از هم فاصله دارند و نسبتشان تناظر یک به یک نیست.
 
🔸زین رو پیروزی و تفوقِ یک امکان در تاریخ به این معنا نیست که آن امکان از آغاز تنها حقیقتِ ممکن بوده است؛ همان‌گونه که شکست یک امکان نیز حضور واقعی و ظرفیت تاریخی آن را در متن رخداد نفی نمی‌کند. تاریخِ پس از رخداد، تاریخ تحقق همه امکان‌های گشوده‌شده نیست، بلکه تاریخ پیروزی برخی امکان‌ها و مغلوب‌شدن برخی دیگر است.
 
▪️ازاین‌رو، انقلاب ۱۳۵۷ را نمی‌توان صرفاً از پایانِ آن خواند و نتایج نهاد را یکسره بر گردن نهضت نهاد و  و ربط و نسبت آن را در این طناب کشی روایت‌ها در وضعیت کنونی با نظم سیاسی مستقر بدون فاصله گذاری بین رخداد و پیامدهای آن تبیین نمود. نمی‌توان نظم سیاسی‌ای را که بعدها تثبیت شد، به لحظه انقلاب بازگرداند و آن را معنایِ ازپیش‌موجود و اجتناب‌ناپذیر و تقدیری رخداد دانست. میان سقوط سلطنت و تثبیت نظم سیاسی جدید، مجموعه‌ای از منازعات سیاسی، اجتماعی و نهادی انجام شد که حال قدرتی که از نهاد سلطنت گرفته شده، اکنون چگونه و در کجا سازمان خواهد یافت. سال ۱۳۵۸، از این منظر، سال تأسیس بود؛ لحظه‌ای که هنوز معماری نهایی قدرت شکل نبسته نشده و وضعیت در کشاکش امکان‌ها بر سر هندسه قدرت وجود دارد.
 
🔸در این میان، دیدگاههای سیدمحمود طالقانی جایگاهی برجسته دارد. اهمیت تاریخی او را نمی‌توان صرفاً در نقش انقلابی، محبوبیت اجتماعی یا جایگاه مذهبی‌اش به عنوان مفسر کتاب، خلاصه کرد. طالقانی در روزهای آخر زندان هنگامه ای که صدای معترضان را شنیده بود دوراندیشانه از دشواری و مهابت چالش های حکمرانی گفته بود و اینکه ما انقلابیون برای مدیریت چه در چنته داریم؟ یا اینکه در ادامه او بر این دغدغه ی بنیادین بود که  چگونه می توان از تصرف قدرت توسط فرمالیسم  مذهبی و تکوین تئوکراسی جلوگیری کند به طوری که دین حکومتی و اجباری نشود،  همانطور که خود با حجاب اجباری مخالفت کرد.
 
▪️از این منظر، می‌توان ایده شورای  طالقانی را حامل یکی از مهم‌ترین امکان‌های تاریخی مغلوب در لحظه تأسیس جمهوری اسلامی دانست. پر پیداست که مقصود از این تعبیر آن نیست که طالقانی دارای طرح و نظریه ای  کاملاً مدون و بی‌ابهام برای نظام سیاسی آینده بود. اما  ایده‌ها و جهت‌گیری‌های او ما را به معماری متفاوتی از رابطه جامعه و قدرت سیاسی و نیز مخالفت با فقیه سالاری که در حال شکل گیری بود رهنمون می سازد. فی الواقع طالقانی در آن روزهای بحرانی در پیِ بسطِ سنتِ نائینیِ صاحبِ تنبیه الامه و تنزیه المله در باب "حکومت شورویه" بود و آن را در تریبون‌هایِ مختلف بیان می کرد. در این مسیر، اندیشه طالقانی نه گسستی کامل از سنت پیشین، بلکه تامل و بسط، ِ یکی از بنیادی‌ترین مسائل آن بود که هم چگونه می‌توان قدرت را مهار کرد، و هم پس از مهار آن، چگونه می‌توان از بازتولید تمرکز قدرت در صورتی تازه جلوگیری کرد؟
 
✅از تحدید قدرت تا توزیع قدرت
 
🔸برای فهم جایگاه طالقانی باید به یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های فکری او، یعنی سنت مشروطه و به‌ویژه اندیشه سیاسی محمدحسین نائینی، بازگردیم. تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله در متن بحران مشروطیت نوشته شد. بحرانی که مسئله اصلی آن مهار قدرت مطلقه و مقید نمودن آن به قانون بود. نائینی در برابر حکومتی که اراده سلطان را بر قانون و جامعه مقدم می‌داشت، از قانون، نمایندگی، مجلس و نظارت عمومی دفاع می‌کرد. مسئله اصلی او را می‌توان چنین صورت‌بندی کرد که چگونه می‌توان قدرت سیاسی را از خودسری و خودکامگی خارج کرد و آن را در چارچوب قواعد و نهادهایی محدود ساخت که از تبدیل اراده شخصی حاکم به قانون جلوگیری شود؟ البته فرم صورت‌بندی نظری او دینی بود....
 
 
🔻متن کامل:
 
https://cutt.ly/zyl2h7uU
 
#ایران_فردا
#طالقانی_و_شورا
#ابوطالب_آدینه‌وند
#طالقانی_و_معماری‌قدرت
 
🔻تصویر:
طالقانی در مجلس خبرگان، مرداد یا شهریور ۱۳۵۸
منبع: کتابخانه آنلاین«طالقانی و زمانه ما»
 
 
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🔴طالقانی، شورا و منازعه‌ی بر سر معماریِ قدرت در ایرانِ پس از انقلاب 🔷ابوطالب آدینه‌وند @iranfardamag ✅مقدمه: رخداد، پیامد و امکانِ تاریخیِ مغلوب رخداد با پیامدهای خود اینهمان نیست. این گزاره، به‌ویژه در فهم انقلاب‌ها، تنها یک تمایزمنطقی نیست، بلکه مبنایی برای بازخوانی تاریخ است. هر رخداد تاریخی در لحظه وقوع خود مجموعه‌ای…
Post #6492 1.62K

Forwarded from طالقانی و زمانه ما

♦️چهل و هفتمین سال درگذشت آیت الله سید محمود طالقانی به میزبانی خانواده ایشان برگزار می‌شود:

🍀ناجیان جنگ و حامیان صلح

🎤با سخنرانی:
سید محمد مهدی جعفری
سعید مدنی

📌این مراسم به یاد مشی روادارانه مرحوم طالقانی به این موضوع خواهد پرداخت.

⏰زمان: پنج شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
ساعت:۱۶ الی ۱۸:۳۰
🛑مکان: کانون توحید، خیابان پرچم



‌#آیت‌الله_طالقانی #مجتمع_فرهنگی_آیت‌الله_طالقانی  #خشونت‌پرهیزی #ناجیان_جنگ_حامیان_صلح


www.taleghani.org
telegram             
Instagram
X (Twitter)
Older posts →

About this channel

How can I read @iranfardamag without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ایران فردا: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ایران فردا have?
ایران فردا (@iranfardamag) has 7.61K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ایران فردا know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →