نشریه «ایران فردا»، ماهنامه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است که اول هر ماه، در تهران و دیگر شهرها منتشر می شود.
ارتباط با صفحه ی رسمی ماهنامه ایران فردا در تلگرام:
@iranfardamag
Post #6522
496
🟣چشمانی شسته
▪️تأملی در شعر سهراب سپهری به مناسبت زاد روزش
🔶افسانه نجاتی
@iranfardamag
▪️در شعر سهراب، دیدن یک فعل ساده نیست؛ شیوهای از بودن است. جهان برای او زمانی آغاز میشود که چشم از عادت فاصله بگیرد. همین است که جملهای مانند «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید» با همه شهرتش، هنوز چیزی بیش از یک عبارت شاعرانه در خود دارد. مسئله سهراب، زیباتر دیدن جهان نیست؛ مسئله، رهایی نگاه از آن چیزی است که پیشاپیش جهان را برای ما معنا کرده است.
🔸ما بسیاری از چیزها را نمیبینیم، چون بیش از اندازه آنها را دیدهایم. این تناقض در شعر سهراب اهمیت زیادی دارد. آنچه به دلیل دوری از ما پنهان میماند، یک مسئله است؛ آنچه به دلیل نزدیکی و تکرار از چشم میافتد، مسئلهای دیگر. زندگی اغلب در همین نزدیکیِ فراموششده جریان دارد. سهراب این فراموشی را با یکی از دقیقترین تعبیرهای شعر معاصر فارسی به زبان آورده است:
«زندگی چیزی نیست
که لب تاقچهی عادت
از یاد من و تو برود.»
▪️در این چند سطر، «عادت» فقط تکرار و روزمرگی نیست. عادت نیرویی است که جهان را برای ما بدیهی میکند. چیزی که بدیهی شد، دیگر پرسش برنمیانگیزد؛ و چیزی که پرسش برنیانگیزد، بهتدریج از تجربه زنده ما خارج میشود. درخت همچنان درخت است، اما دیگر درخت را نمیبینیم. خانه پابرجاست، اما دیگر حضورش را تجربه نمیکنیم. چهرهای سالها در کنار ماست و یک روز درمییابیم که جزئیات آن چهره را مدتهاست ندیدهایم. عادت، فاصلهای میان ما و جهان ایجاد میکند؛ فاصلهای که از فرط نزدیکی دیده نمیشود.
🔸از این منظر، سهراب شاعر طبیعت به معنای متعارف کلمه نیست. طبیعت در شعر او محل تزئین و پناهگاه شاعرانه نیست. آب و درخت و خاک و پرنده، عناصر یک منظره نیستند؛ آنها امکان مواجهه دوباره انسان با جهانی هستند که در زندگی روزمره به اشیای آشنا و مصرفشده تبدیل شده است. سهراب با طبیعت به دنبال جهان دیگری نیست؛ میخواهد همین جهان را از زیر لایههای عادت بیرون بکشد.
▪️برای همین، «آب را گل نکنیم» نیز در شعر او بیش از یک توصیه اخلاقی درباره طبیعت است. آب، در اینجا، تصویری از شفافیت است؛ چیزی که تا وقتی دستکاریاش نکردهایم، امکان دیدن در خود دارد. انسان نیز در رابطه با دیگری و جهان، مدام چیزی را گلآلود میکند: با قضاوت، با مالکیت، با ترس، با خواستنِ اینکه دیگری همان چیزی باشد که ما میخواهیم.
در شعر سهراب، اخلاق از همین جا آغاز میشود: از نوع نگاه! این وجه از سهراب کمتر دیده شده است. او را اغلب شاعر آرامش، طبیعت، آب و درخت خواندهاند؛ گویی شعرش دعوتی است به فاصله گرفتن از مسائل جدی جهان و پناه بردن به طبیعت. این برداشت، سهراب را کوچکتر از آن چیزی میکند که در شعرش اتفاق افتاده است. او از جهان کنار نمیرود؛ او نسبت انسان با جهان را مسئله میکند.تفاوت مهمی وجود دارد میان بیاعتنایی به جهان و نپذیرفتنِ نگاههای آماده درباره جهان....
🔻متن کامل:
https://cutt.ly/kyQrmrOz
#ایران_فردا
#افسانه_نجاتی
#سهراب_سپهری
https://t.me/iranfardamag
Telegraph 🟣چشمانی شسته ▪️تأملی در شعر سهراب سپهری به مناسبت زاد روزش 🔶افسانه نجاتی @iranfardamag در شعر سهراب، دیدن یک فعل ساده نیست؛ شیوهای از بودن است. جهان برای او زمانی آغاز میشود که چشم از عادت فاصله بگیرد. همین است که جملهای مانند «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید»… ▪️تأملی در شعر سهراب سپهری به مناسبت زاد روزش
🔶افسانه نجاتی
@iranfardamag
▪️در شعر سهراب، دیدن یک فعل ساده نیست؛ شیوهای از بودن است. جهان برای او زمانی آغاز میشود که چشم از عادت فاصله بگیرد. همین است که جملهای مانند «چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید» با همه شهرتش، هنوز چیزی بیش از یک عبارت شاعرانه در خود دارد. مسئله سهراب، زیباتر دیدن جهان نیست؛ مسئله، رهایی نگاه از آن چیزی است که پیشاپیش جهان را برای ما معنا کرده است.
🔸ما بسیاری از چیزها را نمیبینیم، چون بیش از اندازه آنها را دیدهایم. این تناقض در شعر سهراب اهمیت زیادی دارد. آنچه به دلیل دوری از ما پنهان میماند، یک مسئله است؛ آنچه به دلیل نزدیکی و تکرار از چشم میافتد، مسئلهای دیگر. زندگی اغلب در همین نزدیکیِ فراموششده جریان دارد. سهراب این فراموشی را با یکی از دقیقترین تعبیرهای شعر معاصر فارسی به زبان آورده است:
«زندگی چیزی نیست
که لب تاقچهی عادت
از یاد من و تو برود.»
▪️در این چند سطر، «عادت» فقط تکرار و روزمرگی نیست. عادت نیرویی است که جهان را برای ما بدیهی میکند. چیزی که بدیهی شد، دیگر پرسش برنمیانگیزد؛ و چیزی که پرسش برنیانگیزد، بهتدریج از تجربه زنده ما خارج میشود. درخت همچنان درخت است، اما دیگر درخت را نمیبینیم. خانه پابرجاست، اما دیگر حضورش را تجربه نمیکنیم. چهرهای سالها در کنار ماست و یک روز درمییابیم که جزئیات آن چهره را مدتهاست ندیدهایم. عادت، فاصلهای میان ما و جهان ایجاد میکند؛ فاصلهای که از فرط نزدیکی دیده نمیشود.
🔸از این منظر، سهراب شاعر طبیعت به معنای متعارف کلمه نیست. طبیعت در شعر او محل تزئین و پناهگاه شاعرانه نیست. آب و درخت و خاک و پرنده، عناصر یک منظره نیستند؛ آنها امکان مواجهه دوباره انسان با جهانی هستند که در زندگی روزمره به اشیای آشنا و مصرفشده تبدیل شده است. سهراب با طبیعت به دنبال جهان دیگری نیست؛ میخواهد همین جهان را از زیر لایههای عادت بیرون بکشد.
▪️برای همین، «آب را گل نکنیم» نیز در شعر او بیش از یک توصیه اخلاقی درباره طبیعت است. آب، در اینجا، تصویری از شفافیت است؛ چیزی که تا وقتی دستکاریاش نکردهایم، امکان دیدن در خود دارد. انسان نیز در رابطه با دیگری و جهان، مدام چیزی را گلآلود میکند: با قضاوت، با مالکیت، با ترس، با خواستنِ اینکه دیگری همان چیزی باشد که ما میخواهیم.
در شعر سهراب، اخلاق از همین جا آغاز میشود: از نوع نگاه! این وجه از سهراب کمتر دیده شده است. او را اغلب شاعر آرامش، طبیعت، آب و درخت خواندهاند؛ گویی شعرش دعوتی است به فاصله گرفتن از مسائل جدی جهان و پناه بردن به طبیعت. این برداشت، سهراب را کوچکتر از آن چیزی میکند که در شعرش اتفاق افتاده است. او از جهان کنار نمیرود؛ او نسبت انسان با جهان را مسئله میکند.تفاوت مهمی وجود دارد میان بیاعتنایی به جهان و نپذیرفتنِ نگاههای آماده درباره جهان....
🔻متن کامل:
https://cutt.ly/kyQrmrOz
#ایران_فردا
#افسانه_نجاتی
#سهراب_سپهری
https://t.me/iranfardamag
