در رسای استاد دکتر فتح اله حکمی
سروده استاد دکتر ابراهیم رزم پامجلسی از نخبگان اینجا بپاست
جمع استادان خوب وباصفاست
افتخاری شد نصیب رزم پا
اندر این محفل پذیرای شماست
من جسارت می کنم در جمعتان
شعر گفتن در چنین جمعی رواست؟
این اساتیدند محبوب و بصیر
کارشان تهذیب و تعلیم و شفاست
بخش توراکس است مدیون کسی
کو در ایران وجهان نام آشناست
از حکمی دوستان کم گفته اند
این دلیل گفتمان رزم پاست
انچه گویم من ز ارزشهای او
از زبان دل بود بی کم و کاست
حکمی حکما فقط استاد نیست
سمبل ایمان و ایثار و وفاست
هم معلم هم مدبر هم طبیب
باصراحت باصداقت ،دلرباست
پرتوان دریای علم و دانش است
در تخصص با تعهد کیمیاست
حامی همکار و در هر مشکلی
باحضور مثمرش مشکل گشاست
در تعالیمش دقیق و سخت کوش
با صبوری در عمل ها رهنماست
هرکجا باشد حضورش کارساز
با تعقل گفته هایش پربهاست
با وجود این مقام و منزلت
خاکی و افتاده و بی ادعاست
درد بیماران همیشه درد اوست
یاور هر مستمند بی نواست
در بیان حرف حق در هرزمان
فاش می گوید به هر لحنی سزاست
گاه در لحنش اگر پرخاش بود
لیک قلبش پرزمهر وبی ریاست
با تعهد در ره خدمت به خلق
نام او نیکو و اجرش با خداست
مهر ایران در دل و اندیشه اش
رادمردی از تبار آریاست
آرزومندم که عمرش مستدام
مهر اوهم تا ابد در قلب ماست
جمله این جمع در و گوهرند
حکمی تک گوهری ناب و جداست
مهرماه ۱۴۰۴ خورشیدی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf