مقالهای کوتاه اما بهشدت خواندنی از #مایکل_رابرتز با ترجمه #احمد_سیف درباره مفهوم «سرمایهداری مترقی» که در کتاب جدید جوزف استیگلیتز درباره آن حرف زده شده است.
از متن: «جالب این که استیگلیتز هرگز توضیح نمیدهد که چه شد که سرمایهداری مترقی، دموکراتیک و نظارتشده در دههیی 1970 به پایان رسید به غیر از این که بگوید این نتیجهی سیاستهای ناهنجار ریگان و تاچر و غیره بود. ولی خوانندگان نوشتههای من میدانند که از اواسط دههی 1960 درشرایط عینی تغییر پیش آمد و سودآوری سرمایه در ابعاد جهانی کاهش یافت.
معنایش این بود که سرمایه دیگر نمیتواند افزایش درآمد واقعی، ارایهی خدمات عمومی و آموزش رایگان و بهداشت را برتابد. سالهای سودآوری بالا که امکان ارایهی این امتیازها را میداد دیگر گذشته بود. همهی سیاستمدارانی که انتخاب میشدند (چپ و راست) به کاستن از دولت رفاه و قدرت کارگران، خصوصیسازی، و نظارتزدایی متعهد بودند. بهعلاوه، سرمایهداری مترقی گرفتار چند رکود جدی شده بود که قدرت جنبش کارگری را کاهش داده بود و سودآوری (تا حدودی) احیا شد».
@interventions
https://bit.ly/2WVj9oX
Post #86
163