جنگ کنونی لحظهی آزادی خرمشهر ندارد
روزبه آقاجری
مقایسههای تاریخی صرفاً ابزاری دم دستی برای بهرهگرفتن از تصویرهای آشنا در ذهن خوانندهاند و صرفاً در همین حد کاربرد دارند نه بیشتر. آنها چیز زیادی دربارهی جزئیات درونی یک روند یا رویداد نمیگویند. به همین دلیل حمله صدام به ایران پساانقلابی و حملهی کنونی بلوک اسراییلیامریکایی به جمهوری اسلامی تفاوتهایی اساسی با هم دارند. بحث بیشتر در این باره از حدود این نوشتار خارج است.
روند رویدادها در ایران پساانقلابی تا استقرار تاموتمام جمهوری اسلامی ایران فراز و نشیبهای گوناگونی داشت. یکی از مهمترین آنها رویداد «آزادی خرمشهر» در ۳ خرداد ۱۳۶۱ بود. پس از این آزادسازی بود که ایران توانست عراق را تا پشت مرزهای بینالمللی عقب براند. در همین هنگام صداهای گوناگونی بلند شدند که در همینجا جنگ باید تمام شود. حتا در جبههی چپ ایران پساانقلابی نیز حزب توده ایران و سازمان فداییان (اکثریت) که برخلاف دیگر سازمانهای چپگرای این جبهه تا آن زمان «همراهان کمونیست انقلاب اسلامی» به شمار میآمدند، صراحتاً علیه ادامهی جنگ، برخلاف نظر پیکرهی رهبری اسلامگرای انقلاب، موضع گرفتند. لحظهی آزادی خرمشهر لحظهی تحقق تاموتمام «دفاع مشروع» بود و از آن لحظه به بعد ادامهی جنگ چیز نبود جز «تجاوز نامشروع». پیکرهی رهبری جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۱ این لحظه را از دست داد و جنگ را تا آنجا پیش برد که دست آخر در ضعف و ناتوانی و بیآبرویی تن به پایان جنگ داد.
جنگ کنونی اما فاقد چنین لحظهای است. پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی بر دریایی از خونهای ریختهشده در دوران حکمرانی اسلامی کشتی میراند و راهی ندارد که تا آنجا پیش برود که به لحظهی پذیرش مفلوکانهی قطعنامهی ۵۹۸ برسد و پس از آن جام زهر را بنوشد و بلوک اسراییلیامریکایی، بنا بر مصاحبهی جدید ترامپ با NBC، تا آنجا پیش خواهد رفت که به «تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی» برسد.
فقدان این لحظه در این جنگ نشان از آن دارد که هیچ فرصتی برای کسانی که بر طبل جنگ میکوبند وجود نخواهد داشت که بتوانند بهشکلی آبرومندانه خود را از آن تبرئه کنند. دهان مکندهی این جنگ که در هر لحظه بیشتر و بیشتر همهچیزخوارتر میشود هیچ جایی باقی نخواهد گذاشت تا کسانی بتوانند از آن خود را بیرون بکشند، این موضوع هم برای پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی و دنبالهروهای مقاومتیاش صدق میکند، هم دربارهی بلوک اسراییلیامریکایی و دنبالهروهای پادشاهیخواهاش و دنبالهروهای دنبالهروِ پادشاهیخواهان در دیاسپورای ایرانی. فقدان این لحظه همچنین به معنای این است که بود و نبود این دو به طرزی طعنهآمیز به تداوم این جنگ گره خورده است و پایان این جنگ نقطهی پایانی خواهد بود بر هر دو اینها.
فقدان لحظهی آزادی خرمشهر در این جنگ مابهازایی مهمتر نیز دارد. در این جنگ هیچ لحظهای وجود ندارد که بتوان از طریق آن مرزی میان «دفاع مشروع» و «تجاوز نامشروع» کشید. در این جنگ هیچ مرزی وجود ندارد که چه بلوک اسراییلیامریکایی و چه «جمهوری اسلامی» بتوانند با ارجاع به آن مشروعیتی برای آن و شهوت جنگطلبانهی بیدروپیکر خود دستوپا کنند. هیچ چیز در این جنگ وجود ندارد که بتوان گفت میتواند معنایی به آن بدهد. یک هیچ بزرگ در آن وجود دارد. به همین دلیل و دقیقاً به دلیل خصلت تماماً نیهیلیستیاش چیزی نیست جز تجلیای تاموتمام از شر.
@interventions
Post #657
401
Forwarded from مُداخِلات