کجا گیر افتادهایم (۱)
روزبه آقاجری
نوشتن در وضعیت جنگی، با وضعیت هردمتغییریابندهاش، صرفاً میتواند در حد اشاراتی گذرا باشد. بیش از این نمیشود چیزی گفت. فقط امیدوارم هر کسی بتواند روشنبینی و داوری انتقادی خود را در چنین شرایطی حفظ کند و گمان نکند که بر نوک پیکان تاریخ نشسته است و همهچیز دارد او را وادار میکند که یکورِ قضیه را بچسبد.
مردمان ایرانی
مردمان ایرانی سه زندگی را همزمان میزیند، یکی زندگیای که زیر وحشت بمباران اسراییلیامریکایی میگذرد، دیگری زندگیای که زیر وحشت جمهوری اسلامی زندگی میشود و سومی آن زندگیای که در این گوشه یا آن گوشهی جغرافیای ایران با آن میکوشند آتش زیستنی انسانی را زنده نگه دارند. افسانهها میگویند که این سومی بیش از آن دو تای اولی دوام آورده و خواهد آورد. من هم به همین امیدوارم.
پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی
سیاست پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی کشاندن این جنگ به پهنهای است که ادامهی آن برای بلوک اسراییلیامریکایی حکم گیرافتادن در باتلاق را داشته باشد و امید دارد که تنها خودش بتواند از آن باتلاق زنده بیرون بیاید.
بلوک اسراییلیامریکایی (جمهوریخواه)
بلوک اسراییلیامریکایی امید داشت که حملهی همهجانبه و کشتن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بتواند چنان شوکی را به پیکرهی سیاسینظامی آن وارد کند که باعث شود بیدرنگ تن به توافقی پرسروصدا بدهند. پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی تا اینجا نشان داده است که میتواند این جنگ را تا مرزهای باتلاقیکردن ایران پیش ببرد و استراتژی خودش را پیاده کند.
نیروهای کورد
همهچیز نشان از این دارد که بار دیگر بلوک اسراییلیامریکایی (جمهوریخواه) ـ و به شکلی ضمنی پیکرهی بازمانده از جمهوری اسلامی ـ میخواهد نیروهای کورد را تبدیل به نیروی زمینی خود کند. اینْ اشتباهی استراتژیک از سوی نیروهای کورد است که یک بار دیگر تن به این بازی بدهند.
شخصها و گروههای چپ
بخشی از چپها که به شکلی خیالی خود را بخشی از محور مقاومت اسلامی میدانند آنقدر از نظر سیاسی متوهماند که دیگر نمیشود برایشان استدلال آورد یا برای رهاکردنشان از گرفتاریهای ذهنی تلاشی کرد. آنها پیشاپیش توجیه شدهاند. اما باقی کسانی که نه توحش جمهوری اسلامی را تاب میآورند و نه توحش بلوک اسراییلیامریکایی (جمهوریخواه) را باید به یاد داشته باشند که افتادن به دام بازی ذهنی «ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر نیروهای امپریالیستی» تکرار همان داستان قدیمی است که نوشتن دربارهی آن جز سردرد و اتلاف وقت بهرهی دیگری ندارد. اینکه مینویسید «به ایران حمله شده و دولت، از نظر داخلی مشروع باشد یا نامشروع، «باید» از کشور دفاع کند. اگر اینطور فکر نمیکنید شما کنار اسراییل ایستادهاید» جملهای است کژدیسه. تنها در صورتی به جملهای درست تبدیل میشود که آن جملهی بیمعنی وسطش یعنی «از نظر داخلی مشروع باشد یا نامشروع» را برداریم. جملهی صحیح این است: «به ایران حمله شده و دولت «باید» از کشور دفاع کند. اگر اینطور فکر نمیکنید شما کنار اسراییل ایستادهاید». و باید بگویم که این جمله میتواند از دهان دقیقاً هر ناسیونالیست یا اسلامگرایانی که دست به کشتار مردمان ایرانی زدند، نیز بیرون بیاید. البته اگر میل مبهم میهناسلامیدوستی مقاومتگرایانهتان جایی برای فکرکردن گذاشته باشد، به این فکر کنید که فرق شما با آن کسان چیست؟
دیاسپورای ایرانی
بخش بزرگی از دیاسپورای ایرانی به رهبری پادشاهیخواهان حول پرچم شیروخورشید گرد آمدند و نه تنها به بدنهی دنبالهرو سیاستهای جنگطلبانهی بلوک اسراییلیامریکایی و مداخلهی نظامی آنها تبدیل شدند بلکه حمایتی همهجانبه از آنها را نشان دادند. چند روزی است که تب تندشان به عرق سرد نشسته است و کمی دچار شک و تردید نسبت به چوب جادوی اسراییلیامریکایی شدهاند. البته که اینها در اینجا زندگی خودشان را دارند و اگر ببینند تناقضات درونی یا عذاب وجدانشان دارد بالا میزند میروند سراغ روانشناس و رواندرمانگر ـ البته با پول بیمه تأمین اجتماعیشان و اکثراً به صورت رایگان ـ یا علف و عرق.
فلاکت سیاسی این جماعت که رمهوار در پی شبانهای پادشاهیخواه راه افتادند هنوز بهتمامی عیان نشده است. اما میتوان حدس زد که اگر سیاست باتلاقیسازی پیکرهی بازماندهی جمهوری اسلامی بر «خشم حماسی» بلوک امریکاییاسراییلی پیروز شود و تنها نتیجهی این تقابلْ توافقی نیمبند برای هر دو طرف باشد، آرامآرام جماعت هرورباد دیاسپورای ایرانی پرچمکهای شیروخورشیدشان را از روی خودروهایشان پایین بکشند، بکگراند گوشیشان را تغییر دهند و به زندگی روزمرهی خوشباشانهی خود برگردند.
@interventions
Post #629
315
- ❤ 1
- 👍 1