TGViewer
مُداخِلات مُداخِلات @interventions · 511 subscribers
Post #58 131
خودشیفته‌وارانه باید بگویم که خوشحالم کتاب «بازخوانی انگلس» (منتشره در نشر چشمه) دارد آرام‌آرام تأثیرش را نشان می‌دهد و حالا نوشته‌های بیشتری را درباره فردریش انگلس می‌بینیم. نمونه آخری‌اش که بسیار خواندنی و جذاب است، نوشته‌ای است از ژیلبر بادیا با عنوان «انگلس و مارکس: روایت یک دوستی» با ترجمه حمیدرضا سعیدیان. حتماً کامل بخوانیدش اما دو تکه مهم‌اش را پایین می‌آورم.

تکه اول:
[«آزادی انتقاد انگلس تمام‌‌عیار و، چند بار، مؤثر بود. درباره‌ی نگارش سرمایه، راجع به معرفی آن، در خصوص مشکلاتی که برای خواننده ایجاد می‌کند: «خوب است که از لحاظ تاریخی کمی بیشتر وارد جزئیات آن چیزی شوی که از لحاظ دیالکتیکی برقرار کرده‌ای» یا برخی پاراگراف‌ها تکراری هستند، «با سرعتی مهیب» و «اسناد و مدارک بسیارکمی جمع‌آوری شده‌اند». مطالعه‌ی برخی از فصول «به طرز وحشتناکی خسته‌کننده» است.
نمونه‌ی دیگر. مارکس، در1866، مجذوب کتاب پی یر ترمو (Pierre Trémaux)، محقق فرانسوی، می‌شود، که سعی دارد خصوصیات مردمان را با ماهیت خاکی که روی آن زندگی می‌کنند، توضیح دهد. مارکس به انگلس می‌نویسد، «در مقایسه با داروین، این یک پیشرفت بسیار مهم است». انگلس او را دلسرد می‌کند. نویسنده «از زمین‌شناسی هیچ‌چیز نمی‌فهمد»، او قادر نیست «منابع را از لحاظ تاریخی مورد انتقاد قرار دهد». خلاصه آن‌که «این کتاب پشیزی ارزش ندارد». مارکس اصرار می‌کند، و از «ایده‌ی اساسی ترمو» دفاع می‌کند. انگلس دلایل روشن و متعددی در خصوص نادانی و بی‌کفایتی نویسنده ارائه می‌دهد. مارکس تسلیم می‌شود و دیگر حرفی از این کتاب نمی‌زند.]

تکه دوم:
[مایل هستیم این نوشته را با خلاصه‌ی نامه‌ای که انگلس، در یازدهم مارس 1895 (چند ماه قبل از مرگ خود)، به ورنر سومبارت نوشت، به پایان برسانیم. این نامه، به نظر ما، می‌تواند برخی از انتقادات نادقیق یا کینه‌توزانه نسبت به انگلس و مارکس را تصحیح کند: «به عقیده‌ی مارکس، تاریخ، تا این‌جا، با توجه به اثرات کلی آن، ناخودآگاه (bewusstlos) به پیش می‌رود، یعنی اینکه این اثرات و نتایج بعدی آن محصول یک اراده‌ی عامدانه نیستند. بازیگران تاریخ، یا چیزی جز آنچه که به دست آمده است، می‌خواسته‌اند؛ یا آنکه نتایج حاصل‌شده، نتایجی غیر قابل پیش‌بینی و یا کاملاً متفاوت بوده‌ است». و نیز، «مجموعه‌ی تفکر مارکس یک دکترین نیست، بلکه یک روش است. اندیشه‌ی مارکس ارائه‌کننده‌ی جزمیات آماده‌شده و کامل نیست، بلکه مأخذ و مرجعی برای تحقیقات بعدی و روشی برای این تحقیقات است.»]

و این جملات آخری را باید سرلوحه کار نظری و عملی قرار داد.
@intervention

yon.ir/PvdR4
More from @interventions
  1. Sep 25, 2026دروغ‌گوی حقیر! @interventions
  2. Sep 23, 2026نسترن یکی از رفقای نازنین با همرسانی ترانه‌ی «پاییز آمد» از پدرش یاد کرد و من هم با شنیدن‌…
  3. Sep 20, 2026حالا که این جنگْ جنگ شماست پس مسئولیت‌اش را بپذیرید روزبه آقاجری مسئولیت‌نا‌پذیری ناشی از…
  4. Sep 3, 2026وجه تمایز #جنایت_جنگی که می‌تواند در مورد #مدرسه_میناب و #عروسی_کوهستک مصداق داشته باشد، ز…
  5. Aug 29, 2026این یادداشت در ادامه‌ی بسط فهمیدن موضعی است که می‌توان آن را با تقریبی درست «چپ محورمقاومت…
  6. Aug 11, 2026«مرگ فجیع مداح آمربه‌معروف» و واکنش‌هایی که برانگیخت فرصتی بود تا از پدیداری بنویسم که گما…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →