خودشیفتهوارانه باید بگویم که خوشحالم کتاب «بازخوانی انگلس» (منتشره در نشر چشمه) دارد آرامآرام تأثیرش را نشان میدهد و حالا نوشتههای بیشتری را درباره فردریش انگلس میبینیم. نمونه آخریاش که بسیار خواندنی و جذاب است، نوشتهای است از ژیلبر بادیا با عنوان «انگلس و مارکس: روایت یک دوستی» با ترجمه حمیدرضا سعیدیان. حتماً کامل بخوانیدش اما دو تکه مهماش را پایین میآورم.
تکه اول:
[«آزادی انتقاد انگلس تمامعیار و، چند بار، مؤثر بود. دربارهی نگارش سرمایه، راجع به معرفی آن، در خصوص مشکلاتی که برای خواننده ایجاد میکند: «خوب است که از لحاظ تاریخی کمی بیشتر وارد جزئیات آن چیزی شوی که از لحاظ دیالکتیکی برقرار کردهای» یا برخی پاراگرافها تکراری هستند، «با سرعتی مهیب» و «اسناد و مدارک بسیارکمی جمعآوری شدهاند». مطالعهی برخی از فصول «به طرز وحشتناکی خستهکننده» است.
نمونهی دیگر. مارکس، در1866، مجذوب کتاب پی یر ترمو (Pierre Trémaux)، محقق فرانسوی، میشود، که سعی دارد خصوصیات مردمان را با ماهیت خاکی که روی آن زندگی میکنند، توضیح دهد. مارکس به انگلس مینویسد، «در مقایسه با داروین، این یک پیشرفت بسیار مهم است». انگلس او را دلسرد میکند. نویسنده «از زمینشناسی هیچچیز نمیفهمد»، او قادر نیست «منابع را از لحاظ تاریخی مورد انتقاد قرار دهد». خلاصه آنکه «این کتاب پشیزی ارزش ندارد». مارکس اصرار میکند، و از «ایدهی اساسی ترمو» دفاع میکند. انگلس دلایل روشن و متعددی در خصوص نادانی و بیکفایتی نویسنده ارائه میدهد. مارکس تسلیم میشود و دیگر حرفی از این کتاب نمیزند.]
تکه دوم:
[مایل هستیم این نوشته را با خلاصهی نامهای که انگلس، در یازدهم مارس 1895 (چند ماه قبل از مرگ خود)، به ورنر سومبارت نوشت، به پایان برسانیم. این نامه، به نظر ما، میتواند برخی از انتقادات نادقیق یا کینهتوزانه نسبت به انگلس و مارکس را تصحیح کند: «به عقیدهی مارکس، تاریخ، تا اینجا، با توجه به اثرات کلی آن، ناخودآگاه (bewusstlos) به پیش میرود، یعنی اینکه این اثرات و نتایج بعدی آن محصول یک ارادهی عامدانه نیستند. بازیگران تاریخ، یا چیزی جز آنچه که به دست آمده است، میخواستهاند؛ یا آنکه نتایج حاصلشده، نتایجی غیر قابل پیشبینی و یا کاملاً متفاوت بوده است». و نیز، «مجموعهی تفکر مارکس یک دکترین نیست، بلکه یک روش است. اندیشهی مارکس ارائهکنندهی جزمیات آمادهشده و کامل نیست، بلکه مأخذ و مرجعی برای تحقیقات بعدی و روشی برای این تحقیقات است.»]
و این جملات آخری را باید سرلوحه کار نظری و عملی قرار داد.
@intervention
yon.ir/PvdR4
Post #58
131