TGViewer
مُداخِلات مُداخِلات @interventions · 509 subscribers
Post #569 418

Forwarded from مُداخِلات

قضیه‌ی فردوسی

هزل[۱] خرده‌سلبریتی اینستاگرامی، زینب موسوی، درباره‌ی فردوسی گستره‌ای از موضوعات را به بحث روز تبدیل کرد: از رابطه‌ی میان طنز و مظاهر ملی گرفته تا شکل داستان‌سرایی آثار ادبی تا سانسور و آزادی بیان. آن‌چه به نظرم می‌تواند جنبه‌ای دیگر از موضوع را روشن کند، فهم فردوسی/شاهنامه همچون عنصری گفتمانی است. فردوسی/شاهنامه عنصری مهم در کشاکش‌های گفتمانی یک سده‌ی گذشته در ایران بوده است. هر چند به طور دقیق نمی‌دانیم که در پیشامشروطه شاهنامه/فردوسی به چه صورتی فهمیده می‌شده است، اما کم‌وبیش می‌توانیم این روند گفتمانی را در دوران پسامشروطه، دست کم به شکلی نادقیق در این یادداشتی که می‌خوانید، بازآفرینی کرد.
فردوسی/شاهنامه در گام نخست همچون عنصری از گفتمان ناسیونالیستی مشروطه‌خواه بازسازی شد، از خانه‌های مردمان بیرون کشیده شد و پا به عرصه‌ی سیاست ملی گذاشت. این را باید از آن فردوسی/شاهنامه‌ای که دوران پهلوی اول به‌ویژه همچون مظهر گفتمان پادشاهی‌خواهی شکل یافت جدا کرد. اولی به آن شکل معتدلی از ملی‌گرایی غیرتهاجمی بی‌تفاوت نسبت به شکل حکومت (پادشاهی یا جمهوری) تعلق دارد که داستان‌های شاهنامه را همچون آثاری در شکل‌دهی به حکمرانی عادلانه درک می‌کند اما دومی به ناسیونالیسم تهاجمی و اقتدارگرا متعلق است که شاهنامه برای او چیزی نیست جز کتاب مقدس تاریخ اسطوره‌ای شاهنشاهی پیوسته و متداوم ایران‌شهری. این دو گفتمان تا همین امروز ما نیز با وجود درهم‌روی‌ها و سازگاری‌ها و نوشدن‌های مفهومی و بازسازی‌های سیاسی دوام داشته‌اند. در سطحی دیگر هر دو این‌ها شاهنامه را همچون «متن بنیان‌گذار» زبان فارسی همچون زبان ملی می‌بینند.
پیوند اندام‌وار این دو گفتمان با دو حکم‌رانی متأخر در ایران یعنی پهلوی و جمهوری اسلامی ـ چه در متن چه در حاشیه‌ی آن‌ها ـ به شکل‌گیری گفتمان سومی انجامید که تلاش کرد فردوسی/شاهنامه را از چنبره‌ی تعلق اختصاص‌یافته ناسیونالیستی برهاند و آن را همچون متنی چندسویه‌تر بخواند. این رویکرد مشخصاً از سوی نویسندگان چپ‌گرا پی گرفته شد از فرج‌الله میزانی (جوانشیر) و مصطفی رحیمی با رویکرد حزبی‌سیاسی مشخص تا شاهرخ مسکوب و باقر پرهام که آن‌ها را می‌توان مشخصاً غیرحزبی اما از نظر سیاسی چپ‌گرا در نظر گرفت.
اسلام‌گرایان هرگز نخواستند و، آن‌جا که خواستند، نتوانستند شاهنامه/فردوسی را به عنصری سازنده در گفتمان خود بدل کنند اما با تشکیل حکومت ملی در سال ۱۳۶۱ وارد رابطه‌ای پرکشاکش و پرفرازونشیب با این اثر کلاسیک زبان فارسی شدند که خود آن داستانی دیگر است.
فهم فردوسی/شاهنامه همچون عنصری گفتمانی کمک می‌کند که به نقش اساسی گفتمان‌های مسلط به برجسته‌سازی یا کم‌رنگ‌سازی این یا آن پدیده‌ی فرهنگی یا اجتماعی توجه نشان دهیم و بخشی از هیستری عمومی نسبت به این یا آن پدیده را به کارکرد گفتمانی آن‌ها مربوط بدانیم و کمتر در مسیرهای ایدئولوژیک گم‌وگور شویم.

پانوشت +++++++++++++
[۱] طنز شکل‌های گوناگونی دارد، از هزل و هجو تا تمسخر و نقیضه‌سازی و کاریکاتور و لطیفه و مانند این‌ها.
[۲] بگذارید در همین جا پژوهش‌های ادبی اکثراً دانشگاهی درباره یا حول شاهنامه را در جایگاهی جدا بنشانم. آن‌ها، با وجود سوگیری‌های محتمل گفتمانی‌شان، فراورده‌های پژوهش‌های علمی‌اند و باید آن‌ها را در جایگاهی جدا از متون و برداشت‌هایی نشاند که گرایش گفتمانی مشخصی را پی می‌گیرند.

#مطالعات_فرهنگی #یادداشت #فردوسی

@interventions
  • ❤ 1
More from @interventions
  1. Sep 25, 2026دروغ‌گوی حقیر! @interventions
  2. Sep 23, 2026نسترن یکی از رفقای نازنین با همرسانی ترانه‌ی «پاییز آمد» از پدرش یاد کرد و من هم با شنیدن‌…
  3. Sep 20, 2026حالا که این جنگْ جنگ شماست پس مسئولیت‌اش را بپذیرید روزبه آقاجری مسئولیت‌نا‌پذیری ناشی از…
  4. Sep 3, 2026وجه تمایز #جنایت_جنگی که می‌تواند در مورد #مدرسه_میناب و #عروسی_کوهستک مصداق داشته باشد، ز…
  5. Aug 29, 2026این یادداشت در ادامه‌ی بسط فهمیدن موضعی است که می‌توان آن را با تقریبی درست «چپ محورمقاومت…
  6. Aug 11, 2026«مرگ فجیع مداح آمربه‌معروف» و واکنش‌هایی که برانگیخت فرصتی بود تا از پدیداری بنویسم که گما…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →