«مسئولیت اجتماعی دانشگاه» در این روزها بیش از هر چیز به عبارتی کلیدی برای توجیه بازاریسازی دانشگاهها بدل شده است. به این معنا که گویا اگر دانشگاهی بخواهد باارزش باشد باید نخست خود را به «جامعه» (بخوانید «جامعهی بازار») ثابت کند. صرفاً بازارگرایان نیستند که از این عبارت بهره میبرند بلکه هر شکلی از سخنگفتن از آن به معنای پیشفرضگرفتن شکلی از دانشگاه است که به شکلی خاص سازمان یافته باشد. در این مقاله کوشیده شده که همین شکلهای پیشفرضگرفتهشده، اما اغلب درکناشده یا ابرازنشده، در گفتارهای حول «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» واکاوی شوند و از خلال نقدشان بدیلی واقعی پیش گذاشته شود.
این مقاله به همراه دکتر #عباس_کاظمی، دکتر #رضا_ماحوزی و دکتر #محمدرضا_کلاهی نوشته شده و در فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران انتشار یافته است.
https://www.jicr.ir/article_503.html
@interventions
Post #414
1.3K