بخشهایی از متن پاسخهای #بوریس_کاگارلیستکی به پرسشها. بوریس کاگارلیتسکی نظریهپرداز مارکسیست، استاد جامعهشناسی در دانشکدهی علوم اجتماعی و اقتصادی مسکو و سردبیر رابکور است. برخی کتابهایش عبارتند از: «میان طبقه و گفتمان: روشنفکران چپ در دفاع از سرمایهداری» (راتلج، 2020)، «امپراتوری پیرامون: روسیه و سیستم جهانی» (پلوتو، 2007) و «بازسازی در روسیه: چرا سرمایه داری شکست خورد» (ورسو، 1995).
«بیشتر مردم نه برنامههای سیاسی تلویزیون را تماشا میکنند و نه برنامهی رسانههای مخالف را در اینترنت. آنها اصلاً علاقه به هیچ نوع سیاستی ندارند. مجموع دیدگاههای سیاسی – از جمله وفاداران به حکومت و مخالفان، خواه چپ باشند یا فاشیست، لیبرال باشند یا محافظه کار – شاید 15 تا 20 درصد جمعیت و احتمالاً کمتر از 10 درصد مردم را تشکیل میدهند. بقیهی مردم کاملاً غیر سیاسی هستند.
از یک سو، این مزیت بزرگی برای رژیم است، اما در عین حال بزرگترین مشکل رژیم هم است. هیچ کس علیه دولت کاری نمیکند، اما کسی هم به نفع آن حرکت نمیکند. به همین دلیل است که کارزار واکسیناسیون کرونا شکست خورد و از این روست که پوتین نمیتواند بسیج عمومی اعلام کند. ولودیمیر زلنسکی دیروز اعلام کرد که میخواهد یک میلیون نفر را بسیج کند. روسیه نمیتواند دویست هزار نفر را بسیج کند زیرا همه فرار میکنند.»
«[پرسش] اگر اکثر روسها موضعی در قبال جنگ نمیگیرند، چه نوع نگرانیهایی دارند؟ قطعاً نگران تأثیر تحریمهای اقتصادی هستند؟
[پاسخ] وضعیت اقتصادی رو به وخامت است و ما از اواخر اوت یا سپتامبر به طور جدی این وخامت را حس خواهیم کرد. این روندی تدریجی است. یک شرکت تعطیل میشود، مردم باید به دنبال شغل جدید باشند، سپس دیگری تعطیل میشود و به همین ترتیب. برخی اجناس ناپدید میشوند، اما نه همهی اجناس.
همانطور که گفتم، اکثر روسها غیرسیاسی هستند. آنها دلمشغول کار، خانواده، نزدیکترین دوستان و شاید خانه و حیوانات خانگی خود هستند. روسها خیلی مذهبی هم نیستند، اگرچه کلیسا به عنوان یک نهاد سیاسی نقش مهمی ایفا میکند. آنچه مهم است این است که زندگی خانوادگی شما دستنخورده باشد، آنگاه میتوانید بقیهی چیزها را تحمل کنید.»
«پوتین بارها وعده کرد که روند انتقال را آغاز کند، اما هرگز به این کار دست نزد، زیرا وقتی جانشینی را معرفی کند، دیگر کنترلی بر اوضاع نخواهد داشت. طرح اولیهی تغییر قانون اساسی در سال 2020 که خود پوتین تصویب کرد، در مورد سازماندهی دورهی انتقال به گونهای بود که پوتین مانند ایران بهنوعی آیتاللهالعظمی بدل میشود. سپس ناگهان در همان روزی که دوما قصد داشت به این اصلاحیه رای دهد، والنتینا ترشکووا [نمایندهی طرفدار پوتین در دوما] ناگهان خواستار طولانی شدن دورهی ریاست جمهوری پوتین شد و البته همه در عرض بیست دقیقه نظر خود را تغییر دادند و به چیز دیگری رأی دادند.
آنها نهادهایی را که برای مدیریت دورهی انتقال طراحی شده بود، نابود کردند، بنابراین اکنون آنها انتقالی بدون هیچ قانون و قاعدهای دارند که خود پوتین مدیریت میکند. برای این کار به اختیارات فوقالعاده نیاز دارید. چگونه اختیار فوقالعاده به دست میآورید؟ با جنگ.»
«جنبش مستقل اتحادیهای در روسیه بسیار ضعیف است. اتحادیههای رسمی صرفاً بخشی از دولتاند و ربطی به جنبش کارگری ندارند.
در مورد حزب کمونیست فدراسیون، اساساً سه گرایش وجود دارد. اول، رهبران حزب کمونیست. آنها کاملاً در سیستم ادغام شدهاند و هر کاری که به آنها گفته شود انجام میدهند. سپس شما اعضای عادی حزب را دارید که عمدتاً با جنگ مخالفاند – افرادی مانند آندری دانیلوف. و مثل همیشه نوعی جناح میانه وجود دارد، سیاستمدارانی که خاموش و منتظرند ببینند چه کسی برنده میشود.
دیگر حزب سوسیال دموکرات، روسیهی عادلانه، حتی بدتر است. آنها اظهارات فوقالعاده جنگطلبانه و تقریباً فاشیستی میکنند، اما تعداد زیادی از افراد حزب را ترک کردهاند، و بدنهی این حزب عملاً از دست رفته است. من اعضایی را میشناسم که بسیار منتقدند، اما ترجیح میدهند سکوت کنند. فراتر از آن، البته چپ مستقلی هم وجود دارد که بیشتر در یوتیوب و تلگرام فعال است.»
@interventions
Post #363
459
- ❤ 1