تکههایی از مقالهی بالا: «چاوز و دولت کمونی» نوشتهی جان بلامی فاستر (۲۰۱۵)
۱.
ساکنین نواحی جغرافیایی کوچکتر از شهر در کمونها در شمار شوراهای کمونی با هدف ایجاد خودگردانی از طریق یک مجلس کمونی که براساس اصول مشارکتی شکل گرفته است متحد میشوند. کمونها در واقع ساختارهای سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی هستند که در حوزههایی مانند تولید خوراک، امنیت مواد غذایی، مسکن، ارتباطات، فرهنگ، مراودات کمونی، بانکداری کمونی و نظامهای قضایی دخالت دارند. تمامی این موارد به صورت قانونی و با تصویب قوانین ارگانیک قدرت مردمی (Organic Laws of Popular Power) در سال ۲۰۱۰ اجرایی شدند که شامل قانون سازمانی کمونها و قانون سازمانی نظام اقتصاد کمونی است.
۲.
هنگامی که چاوز در سخنرانی اکتبر ۲۰۱۲ خود وارد مرحلهای بدون بازگشت شد، لحظهای تاریخی بود. او بر یک تحول سیاسی سوسیالیستی در تمام سطوح، به قصد انتقال قطعی قدرت سیاسی به مردم اصرار داشت، و این به معنای بازگشتناپذیرساختن انقلاب بود. [...]. تجزیه و تحلیل چاوز به وضوح در مفهوم «بازتولید متابولیک اجتماعی» مزاروش ریشه دارد. نظام سرمایه، در این دیدگاه، نظامی است سراسری از بازتولید، نوعی متابولیسم نظاممند، هر چند در شکلی که انسانها را از خود، یکدیگر، جامعه و طبیعت بیرونیشان بیگانه میکند. بنابراین، ایجاد یک اقتصاد سیاسی سوسیالیستی واقعی نیازمند نهادسازی یک دولت کمونی بدیل است که به عنوان پایهی تولید و مبادله اجتماعی عمل کند. دولتی که از متابولیسمی ارگانیک برخوردار خواهد بود که به اندازه خود سرمایهداری حیاتی است (و در واقع حیاتیتر چون بیگانه نشده) و خود را بر اساس قدرت دموکراسی پیشگام پایهگذاری کند.
۳.
همانطور که مایکل لبوویتز اشاره کرده است، هدف سوسیالیسم قرن بیستم که چاوز آغازگر آن شناخته میشود، ایجاد «سوسیالیسم به عنوان یک نظام ارگانیک» بود. چاوز در ژانویهی ۲۰۰۷، اهداف اجتماعی ـ اقتصادی کلی انقلاب سوسیالیستی بولیواری را با معرفی انگارهی «مثلث بنیادی سوسیالیسم» (بار دیگر بر پایهی نظرات مزاروش) ــ ترکیبی از دارایی اجتماعی، تولید اجتماعی و ارضای نیازهای اجتماعی ــ ارائه کرد. از نظر لبوویتز ــ که به درخواست چاوز نقش مهمی در تفسیر قطعات مرتبط با این موضوع در فراسوی سرمایه مزاروش داشت و منجر به صورتبندی مثلث بنیادی سوسیالیسم چاوز شد ــ این موضوع نقطه عطفی اساسی است: «یک بار دیگر، گام نظری چاوز را میتوان در کتاب فراسوی سرمایه مزاروش پیدا کرد. مزاروش با استناد به مارکس بر ضرورت درک سرمایهداری به عنوان یک نظام ارگانیک با ترکیبی خاص از تولید ـ توزیع ـ مصرف تأکید میکند، که در آن تمام عناصر همزمان وجود دارند و یکدیگر را پشتیبانی میکنند. به نظر او شکست تجربههای سوسیالیستی قرن بیستم به دلیل شکست در فرارفتن از «دور باطل رابطهی سرمایهای» است، یعنی ترکیب دورپیماییها که «همگی در هم پیچیدهاند و یکدیگر را متقابلاً تقویت میکنند» و به این ترتیب مقوم «دیالکتیک معیوب نظام علاجناپذیر و اتلافگر سرمایه» است. به طور خلاصه، عدم موفقیت (یا تلاش) در جایگزینی تمام بخشهای «کلیت مناسبات بازتولیدی موجود» به معنی شکست در «فرارفتن از سرمایه» است».
۴.
با این حال، حتی زمانی که این بحرانها و حملات علیه انقلاب بولیواری انجام میگرفت، دولت مادورو انقلاب را به پیش میبرد. شعار اصلی مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری مادورو «یا کمون یا هیچ چیز» بود که از سخنرانی چاوز، «تغییر در زمامداری»، برگرفته شده بود. زمانی که چاوز در اکتبر ۲۰۱۲ در بارهی دور جدید انقلابی سخنرانی کرد، تقریباً هیچ کمون ثبت شدهای وجود نداشت، (اگرچه تعداد زیادی در حال شکلگیری بودند و برخی از آنها در اوایل سال ۲۰۱۰ در سطح مردمی ظاهر شده بودند). در سپتامبر ۲۰۱۳، بیش از ۴۰،۰۰۰ انجمن ثبتشده کمون وجود داشتند (برخی از آنها مربوط به سال ۲۰۰۶ بودند)، در حالیکه تعداد کمونهای ثبتشده از هزار فراتر رفته بود و قدرت سیاسی قابل توجهی در اختیار دولت کمونی نوظهور قرار میگرفت.[۳۵] مادورو با وجود کاهش مخارج دولت (که آن را با کاهش حقوق خودش آغاز کرد) بودجهی سال ۲۰۱۵ برای کمونها را ۶۲ درصد افزایش داد. او کمونها را «تجلی بیشینهی دموکراسی» و «سوسیالیسم محض» میخواند. او در کنفرانس اقتصاد کمونی ملی در فوریه ۲۰۱۴ اعلام کرد که هدف فقط ایجاد دولت شورایی نیست، بلکه اقتصاد شورایی نیز جزو این اهداف بوده است: «دموکراتیزه کردن داراییها، ایجاد شکلهای جدیدی از دارایی اجتماعی مانند کمونی، برای تقویت دموکراسی مشارکتی و پیشگام ضروری است.»
Post #261
206