یادداشتهای بازخوانی تاریخ و آگاهی طبقاتی
لوکاچ عجب نقد درخشانی به کار خودش یعنی تاریخ و آگاهی طبقاتی وارد میکنه: «نکتهای که بیش از هر چیز جلب توجه میکند این است که تاریخ و آگاهی طبقاتی برخلاف مقاصد ذهنی نویسندهاش، بهطور عینی گرایشی را در تاریخ مارکسیسم نمایندگی میکند که هم از نظر خاستگاههای فلسفی و هم به لحاظ تأثیرات سیاسیاش، تنوعی بسیار گسترده دارد اما خواسته یا ناخواسته ریشهی هستیشناسی مارکسیسم را میزند. منظورم گرایشی است که مارکسیسم را صرفاً نظریه و فلسفهای اجتماعی میداند و نظرگاه آن را در مورد طبیعت نادیده میگیرد یا رد میکند».
این دقیقاً مسألهای است که امروز هم با آن مواجهایم.
مقدمهی ۱۹۶۷ لوکاچ بر کتاب خودش یک خودانتقادی دقیق و نمونهوار است.
@interventions
Post #173
218