اسفار کلمه و رویا
خیلی پیشتر از اینکه خودم را چیز دیگری بنامم، مفتخر بودم به نام نامی شاعر. 😁 از اواخر دورهی راهنمایی در اوزان و قوالب قدیم و حالوهوایی مثنویوار و سپس با رویکردی اجتماعیسیاسی نظم میبافتم تا آنکه کمی پیشتر آمدم و چه لذتی بردم از قالب چارپاره. چارپاره امکان شخصیترشدن زبان و احساسات را برایم فراهم کرد.
خیلی زود پای شعر نیمایی به میان آمد و درگیری زبانی و فکریام با سنتی آغاز شد که میتوانیم شعر مدرن ایران بنامیماش. این شعر مدرن، خود، به مسیرهای گوناگونی رفته که اگر پای تقسیمبندی به میان آید، شاید بتوان رگهای پررنگی از برخی از این مسیرها در شعرهایم دیده شود اما دست کم خودم، در این اولین مجموعهشعرم، خودم را تماماً متعلق به این یا آن مسیر مشخص نمیدانم.
به هر روی، خیلی دیر به فکر انتشار چنین مجموعهشعری افتادم. یکی از دلایل اصلیاش طوفانی بود که در پایان دبیرستان در آن فرو رفتم: مشخصاً جامعهشناسی انتقادی و بهویژه سنت مارکسی آن. هر چند عمیقاً به وادی دیگری کشیده شده بودم اما شعر و شاعری همراهم پیش آمد و نه من او را رها کردم و نه اوْ من را.
مجموعه «اسفار کلمه و رویا» دربردارندهی شعرهایم از آخر دههی هفتاد تا پاییز ۹۸ است. کتاب کمحجمی از کار در آمده چرا که بسیاری شعرها حذف یا دور ریخته شدند. متأسفانه چند شعر سانسور شدند تا این کتاب مجوز بگیرد. به دلایلی شخصی و غیر شخصی، باید این کتاب را، چه با سانسور چه بیسانسور، منتشر میکردم، به همین دلیل به سانسور تن دادم تا منتشر شود. به هر حال شعرهای سانسورشده را در همینجا منتشر خواهم کرد.
آنچه در پایین آمده، مصاحبهای است درباره همین مجموعهشعر که در ایبنا منتشر شد. حالا که کتاب اسفار کلمه و رویا را انتشارات #سیب_سرخ احتمالاً تا پایان این هفته به بازار میفرستد، بد نیست این مصاحبه را اینجا بگذارم.
پینوشت: آدم شوخطبعی در کامنتهای این مصاحبه نکتهای بامزه گفته که تأکید میکنم، از دستش ندهید. 😁
@Interventions
https://bit.ly/3e8yjiQ
Post #170
253