♦️من دانشگاهی نیستم♦️
▪️صدای خرد شدن استخوان ِ طبقات مستضعف در سالها و ماههای اخیر به وضوح شنیده میشود. بخش عمدهای از این فاجعه، در سکوت اتفاق میافتد. بیصدا. بیپژواک. بخش کوچکی از واکنش به این فشار کمرشکن نیز بروز بیرونی مییابد: از اعتراضات اجتماعی تودهوار گرفته تا ابراز خشم و نارضایتیهای در گوشی و در تاکسی و مترو و خیابان. از عدم مشارکت در انتخاباتها تا طنزهای تلخ شبکههای مجازی.
▪️تردیدی نیست که بخش عمدهای از این وضعیت، محصول ناکارآمدی نهادهای رسمی و فساد رخنه کرده و نهادینه شده در ساختارهای حکمرانی است. بحثی در این نیست. این بخش از مسأله بر چشمهای بینا و گوشهای شنوا آشکار شده است.
▪️اما مسأله تنها به نهادهای رسمی و حاکمیتی ختم نمیشود. بخشهایی از خود جامعه نیز در حال فشار آوردن بر اقشار مستعضف است. در اینجاست که غالباً جامعه تیغ به روی جامعه میکشد. این تیغ کشیدن دو شکل دارد: نخست، اشکال خرد و کوچک و غیرسیستماتیک ِ طرد کردن مستضعفین توسط "افراد" دیگری از جامعه که از دسترسیها و امکانات مادی و سیاسی و منزلتی بهرهمندی بیشتری دارند: چیزی که در جامعه تحت عناوینی مثل #ژنهای_خوب، آقازادهها، بخشی از سرمایهداران سنتی و جدید از آن یاد میشود. جامعه تا حدی به این بخش هم حساس و آگاه شدهاست.
▪️دومین نوع از این ظلم ِ جامعه به جامعه اما به صورت نهادی و سیستماتیک اتفاق میافتد: بخشهایی از جامعه که با به دست آوردن سرمایههایی، حول محور منافع مشترک، تشکل یافتهاند. این تشکلیابی و آن انباشت سرمایههای مادی و منزلتی، این توانایی را به آنها بخشیده که بتوانند با له کردن طبقات ضعیفتر، سهم بیشتری از سرمایههای ملی به چنگ بیاورند.
▪️پایاننامهی دکتری دکتر یاسر باقری در دانشگاه علامه طباطبایی، به خوبی بخشی از این ظلم جامعه به جامعه را در شکل دوم آشکار کردهاست: گروههای متشکلی نظیر اساتید دانشگاه، پزشکان، بخشی از افراد دارای سابقهی انقلابی و جنگ از جمله اقشاری هستند که با کنار هم آمدن، منافع خود را به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار ضعیف جامعه پی میگیرند. آنها هم صدا دارند و هم تریبون. هم صدایشان شنیده میشود و هم روابطی دارند که بتوانند خواستههایشان را پیگیری کنند و به کرسی بنشانند. هم از ارزش نمادین میدانی که در آن فعالیت میکنند، خواه علم و نهاد دانشگاه، خواه حوزه، خواه جنگ و انقلاب برای دنبال کردن منافع شخصی و گروهیشان استفاده میکنند. این بخشی از ظلم خردهکنندهی استخوان طبقات محروم و مستضعف است که کمتر دیده میشود. کمتر نقد میشود. شدت ِ واکنش به آن گاه از شدت ِ واکنش رسمی به نقد ناکارآییهایی دستگاههای رسمی و ساختار حکمرانی هم شدیدتر است. چون جنس ِ این فشار، بر خلاف نوع رسمی، فشاری اجتماعی است. این همان ظلمی است که من از آن به عنوان #نخبگان_علیه_جامعه نام بردهام.
▪️کمتر دورهای در چهار دههی اخیر بودهاست که شدت فشار اقتصادی کمرشکن بر طبقات مستعضف، بیش از امروز باشد. کرونا هم بر شدت این طرد و فشار افزودهاست. تحریمهای بینالمللی هم آن را تشدید کردهاست. در چنین شرایطی، جمعی از "دانشگاهیان" بیانیهای برای افزایش میزان حقوقهای میلیونی خود خطاب به مقامات کشور پیشنهاد دادهاند. در این بیانیه کوتاه، با ارجاع به ارزش علم و دانایی، از ضرورت افزایش حقوق دانشگاهیان و اساتید و افزایش سهم آن از بودجه کشور سخن گفته شدهاست و حقوق این افراد با دانشگاههای خارج از کشور مقایسه میشود. جالب آن است که تا این لحظه و فقط در کمتر از چهار روز، بیش از هزار نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور این بیانیه را امضا کردهاند. خود این بیانیه، جملات و روح حاکم بر آن، مصداقی کامل از گزارهی پیگیری منافع درونگروهی نخبگان به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار بیصدا و بیتریبون است. مصداقی از جامعهای که نخبگانش حتی در شرایطی اینقدر سخت و مهلک، به دنبال افزایش رفاه ِ نسبی خویشاند.
▪️به اسامی امضاکنندگان نگاه میکنم. از صمیم قلب میگویم: اگر لازمهی دانشگاهی بودن، چنین بیرحمی و خودخواهی افسارگسیختهای است، من در برابر کولبر ِ سرمازده، کارتنخواب رها شده، بازنشستهی ماهی سه میلیون بگیر، کارگر ِ اخراجی و حداقل مزدبگیر، دستفروش دستگیرشده، کارگر ساختمانی دور میدان مانده، مهاجر افغانستانی تحقیر شده، بلوچ و سیستانی ِ بیصدا، معلم ِ ماهی سه میلیون بگیر از دانشگاهی بودن خود شرمسارم. من را با این جماعت جمع نبندید. ما با پول شما تحصیل کردیم. با رنج شما، دکتر و مهندس شدیم. با زبری دستهای شما، کلمات دهنپر کن یاد گرفتیم و نامه نوشتن رسمی یاد گرفتیم. ما ریال به ریال بدهکار شماییم. ما به شما مدیونیم. قرار بود ما صدای رنج ِ شما باشیم. ... نه، من دانشگاهی نیستم.
اینکجا
ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه
@inkojaa
#نخبگان_علیه_جامعه
Post #152
60
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
www.karzar.net امضا کنید: کارزار اجرای قانون و درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی اعضای هیأت علمی وزارت عتف و مؤسسات تحقیقاتی وابسته متاسفانه قدرت خرید اعضای هیات علمی با افزایش نرخ تورم طی 15 سال گذشته همواره کاهش قابل ملاحظهای داشته و در حال حاضر حقوق و دستمزد این قشر به هیچ عنوان متناسب با مسئولیت و شان و منزلت اجتماعی ایشان نیست...