📝متن کامل پاسخ دکتر یارمحمد قاسمی به پرسشهای اختصاصی «ایلام توسعه»
شهرهای ایلام، معجونی سه لایهای از شهر-روستا-ایل «شهرویل»؛ اکثریتی فاقد آمادگی برای ورود به فرآیند گذار شهری
با درود پاسخ به پرسش نخست شما مستلزم شناخت پیشینه معیشتی وساختار اجتماعی -اقتصادی مترتب برآن در ایلام است. یر اساس شواهد تاریخی بیشتر سرزمین ایلام از حدود 1000 سال پیش به علل گوناگونی که برشماری آنها در این جستار نمیگنجد به کوچگری روی اورد . اقتضائات این نوع فرماسیون اقتصادی - اجتماعی منجر به شکلگیری گونهای نرم افزار(فرهنگ) شد که پابهپای بخش سخت افزاری آن یعنی شکلبندی اقتصادی و اجتماعی و فناوریهای آن، تا دوره حکومت رضاشاه دوام آورد. با به قدرت نشستن رضاشاه و ایجاد نخستین دولت - ملت وعرضه فراوردههای مدرن وتزریق آن به بدنه جامعه وحکومت اقتضا میکرد که جامعه کوچرو ایلام و برخی دیگر از مناطق کشور از جمله لرستان، کهکیلویه وبویر احمد، چهارمحال و بختیاری قسمتی از کرمانشاه و فارس که کوچرو بودند،باید در چارچوب نظام حکمرانی جدید خود را تطبیق میدادند. از همان آغاز تجربه مدرنیته در کشور به طور عام وایلام به طور خاص گونهای مدرنیته بیقواره شکل گرفت که هنوز عواقب و پیامدهای آن در مناطقی که باهم مشابهتهای ساختار ی دارند مشهود است. شیوه حکومتمندی رضاشاه در صدد تقویت بخش سخت افزار جامعه بود واز توجه به رشد بخش نرم افزار آن غافل شد. وایلام نیز بخشی از کشور بود که چنین بیقوارگیای را تجربه میکرد. در این دوره با ایلامی مواجه هستیم که به استثنای دو منطقه از ان -یعنی دره شهر وسیروان- که شیوه معیشت آنها مبتنی بر مناسبات ارضی بود_سایر مناطق ان باید به چارچوب سیاست اسکان رضاشاه تن میدادند . به دنبال این سیاست، اتفاقی که افتاد این بود که هزاران خانوار کوچرو ناگهانی و یکشبه یکجانشین شدند. این سیاست در دوره پهلوی دوم البته با اقتدار ضعیفتری دنبال شد. استان ایلام در سالهای 1335 شمسی جمعیت شهرنشین نحیفی داشت و شاید بزرگترین شهر ان که مرکز استان استان _ یعنی ایلام - بود جمعیتی بالغ بر 10 تا 15 هزار نفر داشت. اما اتفاق بعدی در این راستا مهاجرت همین یکجانشینان روستایی وجامعه عشایری است که از اواخر دهه 40 در سراسر استان آغاز شد و باعث افزایش ناگهانی جمعیت شهرهایی شد که هیچ آمادگیای برای پذیرش مهاجران نداشتند بیشترین هجوم مهاجران به سوی شهر ایلام روانه شد به نحوی که در فاصله 3 دهه جمعیت شهر نشین ( ونه شهروند) 10برابر گردید سایر شهرهای استان کمابیش این پدیده را تجربه کردند. این در حالی است که پروسه مهاجرت و شهرنشینی در مناطق دیگر کشور به ویژه کلان شهرها چندین دهه زودتر به وقوع پیوسته بود. چنین تاخیری در پروسه شهری شدن در ایلام نیازمند نگاهی دیگر است زیرا پیشینه پدیده شهرنشینی در اغلب نقاط ایران به ما میگوید که ابتدا باید شهرنشین شد و به تدریج در سایه سیاستهای حکمرانی مفهوم شهروند را برساخت کرد به ویژه اینکه شهرهای توسعه یافتهتر کشور اول و آخر مقصد مهاجران روستایی بود در حالی که شهرهای ایلام مقصد هم روستاییان و هم عشایر شد. که همجواری وهمسایگی اینان با شهرنشینان به واسطه دیالکتیک هویتها مسائلی را ایجاد کرد که در شهرهای کلان اتفاق نیفتاد از مجموع این بحث مقدماتی استنباط من این است که شهرهای ایلام بیش از آنکه شهر به معنایی که دکتر ایمانی مد نظر دارند، باشند معجونی سه لایهای را شکل دادهاند که شاید بشود به آنها "شهرویل" اطلاق کرد. شهرویل مخفف شهر - روستا-ایل است که برآیند آن تقاطع گفتمانهاست، گفتمانهایی که چه بسا در تقابل باهم به پادگفتمان تبدیل شوند.حتی نمیشود به آنها "روستا شهر "هم گفت. بر این اساس تاخیر ایلام در روند تجربه مدرنیته انهم تجربه مدرنیته بیقواره، به این سرزمین ساختار و بافتاری منحصر به فرد داده که یکدست کردن آن با سایر کلان شهرهای کشور که پیشینه شهرنشینی وهمین طور تا حدی شهروندی دارند، خطاست. به داوری اینجانب (البته شاید این داوری غیر حقیقی باشد ) استان ایلام شهرنشین است و از حیث کمی بالغ بر 70 درصد آن را شامل می شود اماهنوز راهی دراز در پیش داردتا به گفتمان شهروندی بپیوندد زیرا شهروند شناسهاش را با شهر معرفی میکند در حالی که آحاد جمعیت شهرهای ایلام شناسه خود را هنوز با ایل و روستایشان معرفی می کنند. بنابراین اگر منظور دکتر ایمانی از فرایند گذار شهری، ورود شهرنشینان به پروسه مبادله حق و تکلیف و کنشهای مدنی و به رسمیت شناختن نظام حکمرانی دولتهاست، ساکنان شهرهای ایلام گرچه هنوز شهرنشین شدهاند اما وارد پروسه گذار شهری نشدهاند (البته چنین تقدیری در انتظارشان خواهد بود)
Post #468
137