گذار شهری در لرستان؛ شهرنشینی بدون شهروندی کامل
🖊️مجتبی ترکارانی
دکتری جامعه شناسی توسعه و عضو انجمن جامعه شناسی لرستان
🔎 تأملی بر تحولات شهری، مهاجرت و توسعه در استان لرستان
بحث «گذار شهری» در ایران، اگرچه در سطح ملی شواهد قابلتوجهی دارد، در مناطق مختلف کشور به شکل یکسانی تجربه نشده است. تفاوتهای تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باعث شده استانهایی مانند لرستان، که با محرومیتها و محدودیتهای ساختاری بیشتری مواجه بودهاند، مسیر متفاوتی را طی کنند. از همین رو، دو گزاره مهم درباره تحولات شهری ایران نیازمند تأمل منطقهای است: نخست اینکه ایران از مرحله افزایش جمعیت شهری عبور کرده و وارد «گذار شهری» شده است؛ و دوم اینکه مهاجرتها، بهویژه به کلانشهرها، بیش از گذشته از منطق بقا فاصله گرفته و به جستوجوی رفاه و کیفیت زندگی تبدیل شدهاند. این دو گزاره در سطح ملی میتوانند بخشی از واقعیت را توضیح دهند، اما در مورد لرستان نمیتوان آنها را بدون تفکیک و تعدیل پذیرفت.
🔎 گذار شهری لرستان؛ فراتر از افزایش جمعیت
شهرنشینی را نباید فقط با افزایش سهم جمعیت شهری سنجید. اگر شهرنشینی صرفاً به معنای انتقال جمعیت از روستا به شهر باشد، لرستان نیز مانند بسیاری از مناطق ایران دهههاست این مسیر را طی میکند. اما «گذار شهری» مفهومی عمیقتر است و تغییر در اقتصاد، سبک زندگی، خانواده، روابط اجتماعی، فرهنگ و مناسبات قدرت را نیز دربرمیگیرد.
از این منظر، لرستان در وضعیتی بینابینی قرار دارد؛ نه جامعهای عمدتاً روستایی و عشایری است و نه هنوز بهطور کامل جامعهای شهری شده است. میتوان این وضعیت را «شهرنشینی هیبریدی» نامید؛ یعنی همزیستی منطق شهری با شبکهها و روابط اجتماعی پیشین. فرد ممکن است در آپارتمان شهری زندگی کند، دانشگاه برود و در اقتصاد پلتفرمی فعالیت کند، اما همچنان برای یافتن شغل، دریافت حمایت یا حل مسائل مهم زندگی به شبکه خویشاوندی و طایفهای متکی باشد. بنابراین مسئله اصلی دیگر «روستا یا شهر» نیست، بلکه چگونگی ترکیب و تعارض منطقهای اجتماعی قدیم و جدید در فضای شهری است.
اواخر دهه ۱۳۷۰ و بهویژه دهه ۱۳۸۰ را میتوان دوره شتابگیری این تحول دانست؛ دورهای که گسترش آموزش عالی، خدمات دولتی، فرصتهای تحصیل و اشتغال و مهاجرت روستا ـ شهر، روند شهریشدن را سرعت بخشید. البته این فرایند در همه نقاط استان یکسان نبوده است. خرمآباد با تمرکز خدمات اداری، دانشگاهی و درمانی، بیشتر نقش مرکز جذب جمعیت را پیدا کرده؛ بروجرد مسیر متفاوتی با پیوند بیشتر با سابقه صنعتی و تجاری داشته و در شهرهای کوچکتر و مناطق دارای پیشینه ایلی و عشایری، گاه بیشتر با تمرکز جمعیت در شهر مواجهیم تا تغییر کامل سبک زندگی. بنابراین لرستان نه یک، بلکه چند مسیر متفاوت شهریشدن را تجربه میکند.
🔎 شهرنشینی بدون شهروندی کامل
نکته مهم دیگر، تمایز میان شهرنشینی و شهروندی شهری است. ممکن است فردی در محدوده شهر زندگی کند، اما از حقوق و امکاناتی که زندگی شهری باید برای او فراهم کند برخوردار نباشد. اگر رشد جمعیت شهری با توسعه حملونقل عمومی، خدمات درمانی و آموزشی، فضای عمومی، امکانات فرهنگی، مراکز محلهای و فرصت مشارکت همراه نشود، شهرنشینی صرفاً انتقال جمعیت از یک مکان به مکان دیگر خواهد بود.
در چنین شرایطی، بخشی از کارکردهای نهادهای رسمی ممکن است توسط شبکههای غیررسمی انجام شود و فرد برای یافتن شغل یا حل مسائل خود به روابط شخصی و خویشاوندی متکی شود. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «چه تعداد از مردم شهرنشین شدهاند؟» بلکه این است که این شهرنشینی چه نوع شهر و چه نوع شهروندیای ایجاد کرده است؟ مسئله در اینجا به کیفیت شهروندی و «حق به شهر» مربوط میشود: دسترسی برابر به خدمات، فضای عمومی، فرصتهای اقتصادی و امکان مشارکت در تصمیمگیریهای شهری.
🔎 مهاجرت؛ از کیفیت زندگی تا بقا
همین تمایز درباره مهاجرت نیز ضروری است. همه مهاجرتهای لرستان را نمیتوان با یک انگیزه توضیح داد. مهاجرت یک خانوار برای آموزش بهتر، خدمات درمانی و کیفیت زندگی، با مهاجرت جوانی که برای یافتن شغل و تأمین معاش به تهران میرود، یکسان نیست.
در لرستان میتوان چند الگوی مهاجرت را از یکدیگر تفکیک کرد: مهاجرت خانوارهای طبقه متوسط برای کیفیت زندگی؛ مهاجرت جوانان برای اشتغال و معاش؛ مهاجرت تحصیلکردگان برای یافتن شغل متناسب با تخصص؛ حرکت به سمت مشاغل پلتفرمی در کلانشهرها و شکلگیری زندگی دو مکانی؛ و مهاجرتهای زنجیرهای خانوادگی و محلهای به شهرهای بزرگتر خارج از استان. بنابراین تعمیم مفهوم «مهاجرت برای کیفیت زندگی» به همه مهاجرتهای لرستان میتواند بخشی از واقعیت را پنهان کند. برای بخشی از مهاجران، مسئله همچنان بقا و یافتن امکان معاش است.
Post #462
48
- 👍 1
- 👏 1
- 👌 1