🔹استان ایلام و تداوم مشکلات دوران گذار؛ بازنگری در مسئلهٔ آسیبهای اجتماعی از منظر "مدیریت توسعه"
@ilam_development
✍️ عزیزکلانتری
مقدمه
افزایش میزان خودکشیها - و دیگر آسیبهایِ اجتماعی توأم با آن، منجمله خشونتهایِ نو پدید- در سطح استان ایلام طی سالیان اخیر، این سوال را به ذهن متبادر میکند که ریشههای وقوع و تداوم این مسئله و رخدادهایی مشابه را باید در چه علل و عواملی جستوجو نماییم؟ در نوشتهٔ حاضر بنا داریم این مسئله را از منظر مبحث مدیریت توسعه و مفروضات برگرفته از آن مورد بحث و واکاوی قرار دهیم. طبق مفروضات برگرفته از این باب، میزان وقوع آسیبها و مسائل اجتماعی در برخی شرایط ممکن است معلولِ طولانیشدن روند دوران گذارِ یک جامعه باشد(کندهشدن از وضعیت سنتی و نرسیدن به وضعیت جدید) که به تبع آن شیرازۀ جامعه [در گذر از همبستگی سنتی به همبستگی جدید] تا حدودی از هم میپاشد و عناصر تنظیمکننده و پیوندبخش فرد با جامعه دچار گسست میشوند و موجی از آشفتگیها و بلاتکلیفیهای تودرتو ایجاد میگردد که در آن خانوادهها با انبوهی از مشکلاتِ ناگشودنی به حال و روز خود رها میشوند، بدون آنکه در غیاب مدیریت سنتی پیشین، مدیریتی نهادگرا، قاعدهمند و آگاه به مقتضیات زمانه - چه در بستر جامعه و چه حاکم بر جامعه- در صدد چارهاندیشی و ارائهٔ راهحل پایدار برای فائقآمدن بر مشکلات و آسیبهای وارده به آنان -در دورهٔ جدید- باشد.
طبیعی است در چنین شرایطی -که نه امکان بازگشت به قدیم و استفاده از راهحلهای سنتی وجود دارد و نه وضعیت جدید از چنان کارآمدی و انسجام لازم برای پاسخگویی به مطالبات اجتماعی و اقناع نیازهای جدید برخوردار است، کلیت اجتماع محلی در انطباق و پیوند ارگانیک با وضعیت جدید، دچار مشکلات عدیدهای خواهند شد، که خودکشی و دکرکشی تنها یکی از مصادیق و نشانههای عینی آن است.
🔷طرح مسئله
همانطور که آگاهان به مسائل اجتماعی غرب کشور نیز به تناوب یادآوری و تأکید نمودهاند، استان ایلام و شهرستانهای تابعه در گذار توسعهای خود در دورهٔ زمانی بعد از انقلاب، بنا به دلایلی منجمله:«انتخاب آگاهانه یا غافلانه [نسخه قدیم] الگوی نوسازی، به عنوان الگوی مدیریت توسعه -هم از جانب دولتها و هم به تبعآن مدیریت استانی- و تکیه مدیریت مذکور بر بخش سختافزاری و وارداتی و غفلت از بُعد نرمافزاری توسعه.»[یعنی لحاظنکردن و غفلت از ابعاد اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی نوسازی و توسعه] (قاسمی،1387:1)، و غلبهٔ: "توسعهٔ خشن؛ یعنی توسعهٔ ناهمخوان با فرهنگ و بوم منطقه و همینطور توسعه با نگاه از بالا به پایین، که پذیرش اجتماعی و مشارکت مردم محلی در توسعه را[کمتر] مد نظر قرار میدهد.»(اقتباس ازسخنان دکتر موسی عنبری در آئین رونمایی از کتاب «فرهنگ، توسعه و خودکشی در غرب ایران» تألیف اردشیر بهرامی، یکشنبه 2 دی ماه 97، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)، واردِ[فاز] دورهٔ جدیدی از حیات اجتماعی خود شده است که به مصداق ضربالمثل ایرانی «از اینجا مانده و از آنجا رانده»، نه به درجه ای از توسعهٔ کارآمد و پایدار رسیده است که در سایهٔ نظم برآمده از آن،اجتماع محلی بتواند به یک سامان و همبستگی اجتماعی جدید نائل آید و نه مجالی برای متولیان محلی فرهنگ و ظرفیتهای بالقوهٔ آن باقی گذارده است،که به ایفای نقش سنتی خود در بازسازی نظمِ قدیم در پیوند با نظم جدید بپردازند. افزون بر این، تداوم این بیهنجاری در اذهان عامه، باعث بروز این احساس شده که گویی هیچ ارادۀ جدی برای برونرفت از این مشکل وجود ندارد و قرار نیست کسی به زودی برای حلوفصل این مشکل افاقۀ درستدرمانی انجام دهد. همین امر نیز به نوبۀ خود بر درماندگی اجتماعی و کاهش امید در بین طبقات مختلف اجتماعی مردم در نیل به خواستههای جدیدشان افزوده است. در چنین بزنگاهی -که جامعهشناسان از آن تحت عنوان شرایط آنومیک یاد میکنند- ما با ملقمهای از مشکلات و آسیبهای اجتماعی -که خودکشی و دکرکشی تنها یکی از مصادیق و موارد عینی آن است- مواجه هستیم که امنیت روانی و اجتماعی مردم استان را تحت تاثیر خود قرار داده است.
نتایج پیمایشهای انجامشده درخصوص ارزیابی دیدگاه مردم استان نسبت به میزان موفقیت حکومت در انجام برخی وظایف توسعهای نیز صحت این مدعا را اثبات مینماید.
س.به نظر شما حکومت در تحقق هرکدام از مواردی که نام میبرم تا چه اندازه موفق بوده است؟
جدول شماره1: توزیع فراوانی درصد پاسخ به میزان موفقیت حکومت در انجام وظایف توسعهای از دیدگاه مردم استان ایلام
صفحه یک👇
Post #10
43