برفرازِ برجهای ریخته
چشمهای بومِ تیرهای که روشناند
روی سقفِ خیمهای که باد بردهاست
قطرههای قرمزِ مذابِ آهناند
باد میوزد به چینِ دامنِ درازِ شب
شب تکان نمیخورد
خوردهاست خُردههای استخوانِ مردههای شهر را
شب
اگرچه با دهان نمیخورد
چشمْ چار کردهام به چشمهی افق
که خشک...
پر بزن، چنان که تیر
در میانِ تیرهگی
بیخیالِ منظری که میشود فقط ندید
آه ای کبوترِ سفید!
#اکرام_بسیم
@ikrsim
Post #967
442
Forwarded from اکرام بسیم