نه آن دو چشم غزل یا نه آن دو لب غزل است
که گیسوان تو تنها، وجب وجب غزل است
نسیم در یخنت دست برد و توفان شد
جویده گفت انار است یا عنب، غزل است
مریضها همه با دیدنت شفایابند
تیارها همگی میکنند تب، غزل است
دمی برون بنشین از کتاب و جزوه، سپس
ببین که این چه عبث وان چه بیسبب غزل است
گُزیده از همه گلهای بینِ باغ تو را
که از میانهٔ اشعار، منتخب غزل است
تو ماه شو که همه شاعرانه مات شوند
«ستاره نیست» بگویند و «نیست شب غزل است»
زمانه ایست که اندوه و غم فراوان است
خوشا که نیست اگر شادی و طرب، غزل است...
اکرام بسیم
@ikrsim
Post #976
278