🔰در «فیض بیپایان» شهید را فقط به عنوان یک رزمنده روایت نکردهام
🔸جواد کامورربخشایش گفت: تلاش کردم زندگی انسانی شهیدی را روایت کنم که از منطقهای دور از مرکز برخاسته، سختیهای فراوانی را در مبارزات سیاسی و زندگی اجتماعی پشت سر گذاشته و در نهایت، زمانی که احساس کرده حضور در جبهه وظیفه اوست، راهی جبهه شده است. اگر این زندگی درست روایت شود، نسل امروز میتواند بفهمد آرامش و امنیتی که در اختیار دارد، حاصل چه تجربهها و چه سختیهایی بوده است. این به نظرم مهمترین کارکرد چنین آثاری است
🔸یکی از مشکلات ما در معرفی شهدا این است که گاهی آنها را بیش از اندازه آرمانی میکنیم، وقتی شخصیت شهید به انسانی دستنیافتنی تبدیل میشود، ممکن است مخاطب نتواند با او ارتباط برقرار کند. من در پژوهشی که درباره آثار دهه 60 داشتم، با این مساله مواجه شدم. نمونه مشابهی را در سینما هم دیدهایم؛ جایی که ارائه قهرمانانی کاملاً آرمانی، به تدریج مخاطب را از اثر فاصله داده است. تلاش من در « فیض بیپایان» این بود که وجه انسانی شهید را نشان بدهم؛ چه نقاط قوت و چه جاهایی که ممکن است خطایی از او سر زده باشد. نکته مهم این است که اگر انسانی اشتباه میکند، میتواند آن را جبران کند. در زندگی شهید نیز نمونهای از چنین رفتاری وجود دارد.
🔸️در تاریخنگاری انقلاب و دفاع مقدس، به دلیل گذشت زمان، حافظه راوی، همیشه نمیتواند یک واقعه را دقیق، زمانمند و مکانمند بازی کند. اینجاست که پژوهشگر باید وارد شود. روایتها را کنار هم قرار میدهد، آنها را با هم تطبیق میدهد و در کنار اسناد ومدارک دیگر قرار میدهد تا به روایتی نزدیکتر به واقعیت برسد.
،🔸️برای فهم نقش یک رزمنده، باید از دوگانه جبهه و پشت جبهه عبور کرد. باید دید این انسان در محله، خانواده، پایگاه بسیج و جامعه چه کرده و چگونه با دیگران ارتباط داشته است. شهید فیض فقط زمانی که اسلحه به دست میگیرد، قابل روایت نیست. تربیت نسل، فعالیت فرهنگی، کار، خانواده، مبارزات سیاسی و حضور اجتماعی او نیز بخشی از شخصیت اوست. باید از «شهید جنگجو» عبور کنیم و به «انسان شهید» برسیم
ibna.ir/x6KtV
@ibna_official
Post #32293
157