🔰دو روایت از شرقشناسی؛
ادوارد سعید و رضوان السید دربارهی شرقشناسی جدید چه میگویند؟
🔸مقالهی «شرقشناسی میان ادوارد سعید و رضوان السید» نوشتهی عمر الرداد، با واکاوی دو مکتب فکری برجسته در جهان عرب، چگونگی دگرگونی شرقشناسی کلاسیک را از یک گفتمان استعماری و متنی به یک «ابزار امنیتی-اطلاعاتی» و رسانهای در جهان معاصر به تصویر میکشد.
🔸یکی از مفاهیم کلیدی که الرداد از خلال خوانش رضوان السید مطرح میکند، هشدار نسبت به شکلگیری «شرقشناسی معکوس» (الاستشراق المعکوس) در جهان عرب و اسلام است. از این منظر، السید معتقد است که برخی از جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام، بدون آگاهی، همان ساختار ذهنی و روششناختی شرقشناسی غربی را بازتولید کردهاند. در این میان، جریانهای رادیکال اسلامی با اتکا به اصالت مطلق متن کهن و انجماد روششناختی، جوامع زنده را نادیده میگیرند و جریانهای سکولار نیز با استناد به همان متون، به محکومیت مطلق تراث پرداخته و از آن میگریزند. السید استدلال میکند که رفتارهای خشونتآمیز مادی و نمادین جریانهای تندرو، در واقع «ماده خام فاخر» را برای کارشناسان امنیتی غرب فراهم کرده تا تصویر اسلامهراسانه را تثبیت کنند؛ امری که هوشیاری پژوهشگران شرقی را برای پرهیز از سقوط در دام تقابلهای ایدئولوژیک و بازتولید کلیشههای معکوس میطلبد.
🔸مقاله با اشاره به دیدگاه ادوارد سعید در کتاب «پوشش اسلام»، از تکرار کلیشههایی دربارهی مسلمانان در رسانهها و فرهنگ عمومی غرب سخن میگوید. در این بازنماییها، مسلمان میتواند در قالب تروریست، روحانی عقبمانده یا زنی تحت ستم تصویر شود. به اعتقاد نویسنده، چنین تصاویری به سادهسازی جوامع مسلمان و شکلگیری نگاههای کلیشهای دربارهی اسلام کمک میکنند.
🔸مقاله سعید و رضوان السید را در دو سوی یک بحث مشترک قرار میدهد: چگونه باید دربارهی «شرق» و «اسلام» سخن گفت و چه رابطهای میان تولید این دانش و ساختارهای قدرت وجود دارد؟ در خوانش الرداد، پاسخ سعید بیش از همه در نقد مناسبات قدرت، امپریالیسم و بازنمایی فرهنگی جستوجو میشود؛ پاسخ السید در تفکیک مکاتب شرقشناسی، توجه به تاریخ روشهای پژوهش و نقد مسائل درون جهان اسلام.
ibna.ir/x6KrJ
@ibna_official
Post #32181
49