🔰کندوکاوی در اساطیر ایرانی در گفتوگو با ابوالقاسم اسماعیلپور؛
چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی
اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به معنی دوگانهپرستی نیست-تیموریان از ایرانی هم ایرانیتر شدند!
🔸ابوالقاسم اسماعیلپور گفت: اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به نظرم اندیشهای پویاست و اصلا به معنی دوگانهپرستی نیست، چنانکه بعضی از متعصبان چنین تصور کردهاند. اندیشۀ ستیز خیر و شر و چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی بیشتر از مضامین دیگر اساطیر ایران تأثیرگذار بوده، چون ستیز با شر و ظلمت و رویارویی با عوامل شر و تاریکی خودش باعث پویایی و حرکت اجتماعی و فرهنگی شده است.
🔸یکی از دلایل مهم شکلگیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطورههای یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش میکرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. بهراستی در سرزمینی نیمهکویری و نیمهخشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونهگوناند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد بارانآور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشکسالی آپوش است. انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
🔸دوگانگی اهورامزدا و اهریمن در ادواری پس از اشو زرتشت شکل گرفته و حاصل اندیشۀ ثنوی مغان و اقشاری از موبدان دورۀ ساسانی بوده است، چه خود اشو زرتشت پیامبری یگانهپرست بوده و در اندیشۀ گاهانی، اهورامزدا خدای بزرگ و آفریننده است و صراحتا در برابر اهریمن قرار ندارد، بلکه این دوگانگی در تقابل سپنتامینو (مینوی مقدس) و انگرهمینو (مینوی بد و شریر) دیده میشود، اما در اعصار متأخر، مغان باور اصیل زرتشتی را تحریف کردند و آن را به سمت ثنویت پیش بردند. از این جهت، ستیز کیهانی در باور اوستای متأخر کاملا مشهود است. از آن زمان به بعد، دوگانگی فراتر از باور دینی قرار میگیرد و به یک باور فرهنگی ادبی و هنری بدل میشود. تأثیر فرهنگی آن را در باور تضاد دو دنیای مینویی و گیتیایی میتوان دید. مضمونی که بر اندیشۀ افلاطونی نیز تأثیرگذار بود و مضمون مینویی را با مُثُل افلاطونی میتوان قیاس کرد. از بُعد ادبی، تضاد جهان مادی و روحانی-معنوی در مضامین ادبیات فارسی سیطره دارد و تقریبا میشود گفت که به یک مضمون بنیادی بدل شده است. از بُعد هنری، در مینیاتورها و نگارههای مانوی میتوان به چنین دوگانگی کیهانشناختی برخورد.
🔸نبرد نهایی خیر و شر را در پیروزی فرجامین هرمزد بر اهریمن و دیوان باید دید و در ادوار حماسی این مضمون به صورت پیروزی کیخسرو بر افراسیاب متجلی میشود. درواقع، پیروزی نهایی خیر بر شر، یک مضمون سوشیانسی و آخرالزمانی است که در اساطیر و فرهنگ و ادیان ایرانی سیطرۀ بیشتری دارد تا اساطیر و فرهنگ و ادیان غیر ایرانی. در اساطیر تمدنهای دیگر مثل یونان و روم باستان، این نبرد و ستیز بین خدایان بر سر کسب پیروزی خیر بر شر نیست، بلکه در پی رقابت یا حسادت دو گروه خدایان است، در آنجا خدایان المپ در ستیز با تیتانها قرار میگیرند و مضمون اصلی کسب قدرت و سیطرۀ بیشتر بر جهان است،
🔸️بخشهای اصلی کتاب، مثل ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی، ساختار اساطیری شاهنامه، آیین زروانی و تأثیر آن بر ادبیات ایرانی و بازتاب فرهنگ ایران باستان در آثار عطار، بدون شک نشان دادهاند که اسطورههای ایرانی از روزگار باستان تا دوران پسااسلامی در شکلگیری فرهنگی و جهاننگرۀ ایرانیان نقشی اساسی داشتهاند. ستیز کیهانی یعنی ستیز تکوین جهان در اندیشۀ ایرانی که سیطرهای حدودا سه هزار ساله دارد؛ ساختار بنیادی شاهنامه و حماسههای دیگر ایرانی نشان میدهد که چقدر در استقرار و استحکام هویت ایرانی نقش داشته است. اصلا شما وقتی بعضی از آثار عطار نیشابوری مثل منطقالطیر، مصیبتنامه و الهینامه را میخوانید، اگر عمیقتر بررسی کنید، میبینید که عطار به عنوان پیشکسوت مولانا، چقدر تحت تأثیر اندیشه و اساطیر باستانی ایران بوده است. در این کتاب، با ذکر شواهد به اثبات این نکته پرداختهام که درک ویژگی هویت ایرانی، بدون تدقیق در اساطیر و ادیان کهن ایرانی، درکی کامل و همهجانبه نخواهد بود.
ibna.ir/x6K4v
@ibna_official
Post #32026
92