🔰یادداشتی درباره نمایش «گردبادک»؛
پوسته آهنین نخل
🔸نمایش «گردبادک» به نویسندگی و کارگردانی رحیم رشیدیتبار در خانه هنرمندان ایران رویصحنه است و به نمایشنامه آن به تازگی توسط نشر افراز منتشر شده است.
🔸پالت رنگی نمایش به شدت خاکی، بیتکلف و خیرهکننده است؛ خیره کننده! همچنین استفاده بهینه از آکسسوار در این نمایش انتخابی جالب است. کارگردان از تجملگرایی پرهیز کرده. تعویض نور، نبض نمایش است. تعویض فارغ از تمهیدهای گلدرشت، شکننده دگماتیسم است و تماشاگر را در تمرکزی غریب، به گوش دادن وامیدارند. این است هنر کارگردانی!
🔸️ در نقطهای که تراژدی به کاملترین شکل خود میرسد. ستیلا به جای فرار از خطر یا تسلیم شدن در برابر تقدیر تلخ عشیرهاش (پسرعمویش دل در گرو کس دیگری دارد، اما بار سنگین تحمل ناپذیر سنت عشیره، او را به ازدواج با ستیلا میخواند و خود ستیلا این ازدواج را پذیرا نیست) اینبار همراه با پسرعموی خود و خدابنده راهی میدان مین میشود تا منطقه را کاملا پاکسازی کند. همهچیز شلاقی اتفاق میافتد. قدم گذاشتن او روی مین، یک انتخاب آگاهانه و ایثارگرانه توسط کارگردان است. او میرود تا زمین را از خشم مینها پاکسازی کند تا این غدد، گریبانگیر دیگر مردمان نشوند.
🔸️کارگردانی با درک درست از ریتم، تنفس صحنه، سکوتهای بهجا و بازیهای متکی بر دروننگری و در جاهایی برونریزی در خدمت نمادگرایی بازیگران، اثری فراتر از تئاتر مرسوم امروزه را به مخاطب ارائه میدهد. متن، هیچگاه به دام شعارزدگی نمیافتد و کلمات، وزن خود را از قلم سیال و روان نویسنده دریافت میکنند. اعتراف به ندانستن برای هرکسی سخت است، اما من نیز از کارگردانی و متن رحیم رشیدیتبار چیزهای زیادی از پیرامونم آموختم و دوچندان به جنوبی بودنم افتخار میکنم... چرا که در اساطیر جنوب، هیچ تنی بیثمر نمیمیرد؛ یا به خاک برمیگردد، یا به درخت.
ibna.ir/x6KnW
@ibna_official
Post #32192
30