🔰تلاقی دو روایت از رنج و بیداری در ادبیات عراق و ایران؛
همسایههای دور و نزدیک؛ غائب طعمه فرمان و احمد محمود
🔸این یادداشت به بررسی شباهتهای ساختاری و روایتی میان رمان «درخت نخل و همسایهها» اثر غائب طعمه فرمان و رمان «همسایهها» اثر احمد محمود، در تلاشی برای بازخوانی تأثیرات متقابل و ریشههای رئالیستی در ادبیات منطقه در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی میپردازد
🔸دربارهی کتاب «درخت نخل و همسایهها» که لقب «نقطهی عطفی» در رمان امروز عراق را گرفته است، مترجم کتاب گفته است: «این کتاب واجد همهی خصلتها و خصایص هنر رماننویسی و سرآغاز دورهی تازهای از حیات داستاننویسی در عراق است. ستایش ناقدان از این رمان چنان بود که آن را نخستین رمان عراقی، به معنی دقیق هنری و تام و تمام عبارت، شمردهاند.» (پیشگفتار مترجم، صفحهی ۵ تا ۱۰)
🔸نویسنده، غائب طعمه فرمان، که نظرهای جالبی دربارهی انعکاس صدای «تاریخ» در ادبیات دارد، در این رمان سرنوشت مجموعهای از انسانهای شوربخت را بر زمینه و در برههای از تاریخ کشورش، با رویکردی واقعگرایانه و به دور از تعصب و داوریهای شعارگونه تصویر کرده است.
🔸در رمان «همسایهها» با چیزهایی از این شرایط و انعکاس آنها در داستان روبهرو هستیم. شرایطی که طی آن، روایتی داستانی، متأثر از دیدگاه نویسنده، بر بستر حوادث پیش از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حزب توده، اعتصابات و... شکل میگیرد و شخصیت اصلی داستان دچار تحولی انقلابی میشود. اما چطور؟
🔸در مورد تشابهات این دو اثر، علاوه بر گذر از مرحلهی نوجوانی دو قهرمان متفاوت داستانها، میتوان به فضای محدود خانه و محلههایی اشاره کرد که خاستگاه آن دو نوجوان است. در این دو مکان، آدمهای ساده، فقیر و گاه زیرک، با دردها و زبانی مشترک و قابلباور زندگی میکنند.
🔸نویسنده داوری و نتیجهگیری دربارهی این مجموعهی وقایع را به خواننده وامیگذارد؛ خوانندهای که در طول داستان، غمخوارانه با زندگی آن آدمها آشنا شده است. جزئیات دیگر داستان نیز با روابطی علت و معلولی در یکدیگر تنیده شدهاند.
🔸نویسندهی متوفای این رمان که بیشتر عمر خود را خارج از زادگاهش، عمدتاً در روسیه، سپری کرده و مترجم آثار کلاسیک روسی نیز بوده است، با تواضع و صداقت گفته است که این رمان را با تأثیر از کتابهای «فونتامارا» و «نان و شراب» اثر ایگناتسیو سیلونه نوشته است.
ibna.ir/x6K5C
@ibna_official
Post #32006
127