🔰اقتصاد تازه اقتباس ادبی؛
چه کسی تصمیم میگیرد کدام کتاب فیلم شود؟
🔸اقتباس ادبی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مسیرهای تولید فیلم و سریال تبدیل شده است؛ مسیری که در آن انتخاب کتاب دیگر صرفاً به ناشر و تهیهکننده محدود نمیماند و رفتار مخاطبان نیز به بخشی از معادله تبدیل شده است.
🔸رابطه سینما و ادبیات چیز تازهای نیست. از اقتباسهای کلاسیک هالیوود تا سریالهای امروزی، کتاب همیشه یکی از منابع اصلی داستان برای صنعت تصویر بوده است. تفاوت امروز در مقیاس و سازوکار انتخاب است.
🔸برای صنعت تصویر، کتاب یک منبع داستانی امتحان پسداده است. کتاب پیش از تبدیلشدن به فیلم، فرصتی برای آزموده شدن داشته است. نویسنده، ناشر و بازار کتاب بخشی از مسیر را طی کردهاند و واکنش خوانندگان اطلاعاتی درباره جذابیت اثر در اختیار صنعت قرار داده است. البته موفقیت یک کتاب به تنهایی برای خرید حقوق اقتباس کافی نیست. تهیهکننده باید ببیند داستان از نظر تصویری چه ظرفیتی دارد، هزینه تولید آن چقدر است، چه مخاطبی خواهد داشت و آیا میتوان آن را به یک فیلم یا مجموعه چندقسمتی تبدیل کرد. در این مرحله، شبکههای اجتماعی یک لایه اطلاعاتی تازه ایجاد کردهاند.
🔸اینکه یک کتاب در شبکههای اجتماعی محبوب شده، به این معنا نیست که الگوریتم مستقیماً تصمیم میگیرد چه فیلمی ساخته شود. فرایند اقتباس همچنان از مسیر حقوق مالکیت ادبی، نمایندهی نویسنده، ناشر، تهیهکننده، سرمایهگذار، پلتفرم، فیلمنامهنویس و کارگردان عبور میکند. حتی بازارهایی برای اتصال مستقیم این حلقهها ایجاد شدهاند.
🔸منطق شبکههای اجتماعی با منطق ادبیات یکسان نیست. شبکهی اجتماعی برای جلب توجه کوتاه مدت طراحی شده است. محتوا باید در چند ثانیه مخاطب را متوقف کند. یک جمله عاشقانه، یک پایان غافلگیرکننده، یک شخصیت جذاب یا یک صحنه جنجالی میتواند میلیونها بازدید ایجاد کند. ادبیات اما با زمان دیگری کار میکند.
🔸در ایران، شرایط با بازارهای بزرگ جهانی متفاوت است. ایران سابقه قابل توجهی در اقتباس دارد از «گاو» و «دایره مینا» تا «شازده احتجاب» و «درخت گلابی». در سالهای اخیر نیز نمونههایی مانند «بامداد خمار»، «سووشون» و آثار اقتباسی سازمان سینمایی سوره نشان دادهاند که همچنان ظرفیتهایی برای پیوند میان کتاب و تصویر وجود دارد. اما مسئله اصلی هنوز نبود یک زنجیره منسجم میان صنعت نشر و صنعت تصویر است.
🔸آیا میتوان از «مخاطب» بهعنوان سرمایهی اقتباس استفاده کرد؟ این شاید یکی از مهمترین پرسشهایی باشد که صنعت نشر و سینمای ایران باید به آن پاسخ دهد. وقتی یک ناشر کتابی را منتشر میکند، اطلاعاتی درباره فروش آن دارد. اگر همزمان بداند چند نفر درباره کتاب در شبکههای اجتماعی حرف میزنند، کدام شخصیتها بیشتر مورد توجهاند، چه میزان محتوای کاربرساز دربارهی اثر تولید شده مخاطبان چه بازیگرانی را برای نقشها پیشنهاد میکنند، کدام بخشهای داستان بیشتر مورد بحث قرار میگیرند و چه تعداد مخاطب پس از دیدن یک معرفی، کتاب را میخرند، آنوقت تصویر دقیقتری از ظرفیت اقتباس به دست میآورد. این دادهها قرار نیست جای نویسنده، فیلمنامهنویس یا تهیهکننده را بگیرند. کارکرد آنها چیز دیگری است و آن کاهش بخشی از عدم قطعیت در تصمیمگیری است.
ibna.ir/x6JWD
@ibna_official
Post #31994
99