Post #970
130
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم عشق و سکس [لکان و عشق - پل ریکور - ترجمه از داریوش برادری]
چرا عشق و رابطهی جنسی یا اروتیکی به هم احتیاج دارند؟ به این دلیل که هردو از دو جنبه گرفتار خودشان و توهمشان نشوند. اول اینکه عشق به تن و رابطهی جنسی احتیاج دارد تا دیگری را لمس بکند با زیباییها و کمبودهایش و اینگونه از دروغ عشق افلاطونی یا پاک رهایی یابد و از طرف دیگر برای اینکه با لمس تنانه عشق پی ببرد که چرا تمنامندی همیشه تنانه است و همزمان این تمنامندی بهناچار همیشه ناتمام است. اینکه عشق هر چه هم به تن معشوق دست بکشد و بخواهد در او فرو رود و با او یکی شود، باز جایی غیرقابل لمس و دیدن و چشیدن میماند. چیزی غیرقابل دستیابی میماند. بدون این نقطهی خالی عشق نمیتواند خودش را مرتب از نو بیافریند و بیشتر بخواهد و محکوم به سترونی و شکست است. این را ما در عشقهایی میبینیم که آخر در واقع از سر سیر بودن یا گرسنه بودن یک طرف خیانت میکند، تا تشنگی را دوباره بچشد. گرمای عشق را دوباره بچشد که نیاز به بیامنی خویش و لمس دگربودگی معشوق نیز دارد. زیرا عشق محکوم است مرتب بیشتر بخواهد. زیرا عشق مازاد افرین است. از طرف دیگر رابطهی جنسی به عشق و احساس احتیاج دارد (حتی در رابطهی یک شبه نیز احساس و شوری هست)، تا پی ببرد که آنچه هر چه بدنبال آن میگردد و بدان دست نمییابد، یعنی میل یگانگی جنسی و کامجویی جنسی والاتر، تنها لحظاتی در عشق ممکن است. بدون اینکه بتوان بر این ناکامی و شکست حفظ چیز ناممکن چیره شد. زیرا نه بوسیلهی عشق یا سکس میتوان دوباره از دو تا یکی ساخت و یگانه شد. اینکه تلاش دائمی برای لذت جنسی و درک مرز و مشکلات نوین این خوشی و کامجویی یا ژوئیسانس، با خودش سرانجام قبول این جملهی لکان را ببار میاورد چیزی که به معنای کاهنانه نفی لذت جنسی و امکان رابطه نیست بلکه به "رابطهی سکسی محال است" که می گوید معنای ناتوانی رابطهی جنسی و اروتیکی از چیرگی بر انشقاق درونی رابطهی جنسی و عدم دستیابی به یگانگی جنسی است. اینکه میتوانی بخوابی و لذت ببری و همزمان هر چه بیشتر میخوابی، میبینی که چیزی کم است و بیشتر میخواهی، میبینی که کامجویی جنسیات برای جلورفتن و لمس کامجویی بزرگتر نیاز به تن دادن به عشق و دلهره دارد، چه در رابطه ی کوتاه مدت یا درازمدت. وگرنه محکومی که دست به خود ارضایی مداوم بزنی حتی وقتی در رابطههای مختلف هستی؛ یعنی خود روابطهات در واقع یک خود ارضایی ممتد است و به این خاطر گرفتار یک حالت رانشی و دور باطل و بدون ارضای بهتر میشوید. موضوع این است که عشق و تن، اروتیک و احساس و عشق به یکدیگر نیاز دارند، به درجات مختلف و در روابط مختلف و شدتهای مختلف و اینکه هر دو همزمان تن به دلهره و لمس شکستی بدهند؛ اینکه عشق و لمس دیگری، اروتیک یک جایش میلنگد و باید بلنگد تا عشق و اروتیک مرتب تحول یابد و ما به قلمروهای نو وارد شویم، اینکه این قبول شکست پیش شرط این عشق و اروتیک خندان و ماجراجویانه و هزارگونه است.
- 👍 2