⤴️3⃣
📌در جایی از قول سقراط میفرماید: «هیچکس حق ندارد راضی شود که در گمراهی و نادانی بماند و نیز کسی نباید حقیقت را پنهان کند.»
📌عاشق بازاری که عشق او به صورت است و تن و نه به سیرت و جان، عشقی پست دارد. چنین عشقی پایدار نیست، چه عشق، چیزی است گذرنده و فانی و در معرض تغییر و دگرگونی. از این رو وقتی نشاط جوانی گذشت عشق او هم زایل میشود و عاشق بال میگشاید و به دنبال عشقی دیگر پرواز میکند و قول و عهد خویش را میشکند و همه چیز را فراموش میکند. امّا عشقی که به خلق و خوی شرافتمندانهیی قرین باشد پابرجاست و زایل و فانیناشدنی. پس ما باید این دونوع دلبستگان عشق را با دقت و احتیاط از همدیگر بازشناسیم و خدمت نوع شرافتمندانه را پذیرا شویم و از صحبت دیگری بگریزیم
📌شخص دانشمندتر را نیازی به کسب دانش و حکمت نیست و همچنین شخص نادان هم به تحصیل دانش نمیپردازد. زیرا خود را دانا میشمارد و بدبختی افراد نادان در همین است و همچنین است آدمی که واقعاً خردمند است! چون انسانهای دانا، دانا هستند و خود را بینیاز از طلب و جویایی دانش میدانند. آنکه نه فضیلت دارد و نه دانش، به آنچه هست خرسند است، چه زیباتر از آن را نمیشناسد و چون مورد نیاز هم نیست پس میل و رغبت به آن هم ندارد. اما آنان که در میان این دو دستهاند به طلب حکمت و دانش میپردازند و عشق بدان سبب طالب حکمت است
📌اصولی که راهنمای زندگی مردانِ شریف پُرافتخار است. نگهبانی نیرومندتر از عشق وجود ندارد. نه مال و جلال و نه قوم و خویش و در میانِ مردمان کاری را که از توانِ عشق ساخته است نتواند کرد.
📌والاّ همه میدانیم حتی وقتی که دست و پا فاسد و مضرّ شد، آن را میبُرند و به دور میاندازند
📌آری و میشنوی که بعضیها میگویند کسانی که در جستجوی نیمهی دیگر خود هستند عاشق میباشند، اما من میگویم. عاشقان نه به دنبال نیمهی خود هستند و نه به دنبال تمام خود، مگر اینکه این نیمه و این تمام، هم خوب باشد و هم نیکو. والاّ همه میدانیم حتی وقتی که دست و پا فاسد و مضرّ شد، آن را میبُرند و به دور میاندازند.
📌عاشق و معشوق هم باید هر دو یکدیگر را بیازمایند و بسنجند که در کدام نوع عشقاند. و به همین دلیل اگر معشوقی زود رام گردد زشت مینماید و پیوند عشقاش چندان شرافتی ندارد. زیرا او باید زمان کافی داشته باشد تا عاشق را کامل و تمام بیازماید. و همچنین زشت و ناپسند است اگر جوانی برای ثروت و یا به علّت زورگویی افراد ذینفوذی خود را تسلیم عشق نماید. یعنی، تاب و توان مقاومت در برابر زورگویانِ صاحب نفوذ را نیاورده و تسلیم آنان شود تا او را به ثروت و یا جاه و مقام اجتماعی برساند.
📌معلم خوب آن است که متعلم را به راهی بیندازد که او خود بتواند کشف حقایق کند، دربارهی آثار کتبی خوب نیز همین سخن را میتوان گفت، یعنی بهترین عبارت آن نیست که مستقیماً خواندنش چیزی به خواننده بیاموزد، بلکه آن است که فکر خواننده را بیدار و متنبه کند و چون فکر به کار افتاد بسا حقایق را خود کشف مینماید
📌عشق نزدیکترین دوست آدمیان است و شفابخش دردهایی است که راه خوشبختی و سعادت را بر بشر فرو بستهاند.
📌عقیدهی سقراط این بوده یا شاید عقیدهی خود افلاطون است که علم را هیچکس اگر هم داشته باشد به دیگری نمیتواند اعطا کند، بلکه حقایق همه در ذخیرهی خاطر همه کس هست جز آن که به حال کمون است و همه کس علم را در حیات قبل تحصیل نموده و در این زندگانی از آن غفلت و فراموشی دارد و معنی جهل همین غفلت و فراموشی است و کار معلم این است که متعلم را متوجه و متذکر سازد تا او علمی را که در ضمیرش نهفته و از او غایب است به یاد آورد و حاضر سازد
📌پس ای سقراط میبینی که عشق چنانکه تو پنداشتهیی تنها عشق به زیبایی نیست
📌سقراط در کنار او نشست و در جوابش گفت: چه خوب بود اگر حکمت همانند آب میبود که چون از یک ظرف لبریز گردد بتواند به ظرف خالی دیگری ریخته شود. تا هر دو به اندازه یکدیگر از هم بهرهمند شوند. در این صورت، من خود را به تأثیر مجالست با تو، از نیکبختترین خلایق میشمردم، زیرا تو با لبریزی علم و حکمت خودت ظرف خالی مرا سرشار میساختی، چه حکمت من چیزی پیچیده، مبهم، نامفهوم و به خیال نزدیکتر از حقیقت است.
⤵️
Post #964
74
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 2⃣⤴️ 📌تا سرانجامِ کسی را ندانی نمیتوان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست 📌چه کسی که خود چیزی ندارد نمیتواند آن را به دیگری ارائه دهد، یا کسی که چیزی نداند نمیتواند آن رابیاموزاند. چه کسی میتواند منکر شود که همهی جانداران آفریدهی اویند 📌افلاطون را استاد…