2⃣⤴️
📌تا سرانجامِ کسی را ندانی نمیتوان حکم کرد که خوشبخت است یا نیست
📌چه کسی که خود چیزی ندارد نمیتواند آن را به دیگری ارائه دهد، یا کسی که چیزی نداند نمیتواند آن رابیاموزاند. چه کسی میتواند منکر شود که همهی جانداران آفریدهی اویند
📌افلاطون را استاد حکمت اشراق میخوانند و حکمت اشراق سرچشمهاش ذوق و شور عشق است، به این واسطه نوشتههای افلاطون در عین این که نثر است بهترین اشعار است و با آنکه همواره دم از عقل و علم میزند در واقع عشق و ذوق را افاضه میکند
📌پس عاشقی که با تن بشری ـ نه با نفس انسانی ـ عشق میورزد، نه او را قدر و قیمتی هست و نه عشق او را دوام و ثباتی. زیرا دلباختهی چیزی که دوام و بقایی ندارد چون به زیبایی شکل و رخسار که بدان دلبسته زوال یابد، خود چشم از آن میپوشد و بیشرمانه به نویدهایی که داده است وفا نکرده، عهد مودّت میشکند. امّا، دوستدار خوی و خصال نیک و فرخنده، همیشه بر میثاق محبّت و عشق استوار میماند، زیرا با مراعات انتظام و انسجام دل به چیزی داده است که برای همیشه لایتغیر و پر دوام خواهد ماند.
📌هیچ کاری به خودی خود زشت یا زیبا نیست، بلکه هر کاری که به وجه زیبایی انجام گیرد، زیباست. و اگر به شیوهی زشت و ناپسندی انجام گیرد زشت است.
📌وانگهی عشق سرچشمه بزرگترین منافع بنیآدم است و هر آدمی در آغازِ زندگی خود هیچ سود و سعادتی را همانندِ آن نتواند یافت که: «دوست بدارد و دوستش بدارند.»
📌گفت: در مورد عشق نیز وضع به همین صورت است و مفهوم و معنی عشق به طور کلّی عبارت است از: هر گونه تلاش و کوشش برای رسیدن به خوبی و خوشبختی و این بالاترین هدف و غایت هر کس است
📌«هرج و مرج عالم هستی را فرا گرفته بود، تا اینکه زمین آفریده شد، زمین مرکز ثقل اشیاء گردید. و پس از آن عشق پدید آمد.»
📌به نظر من در دنیا، نعمتی پر ارزشتر از این برای یک جوان وجود ندارد که مورد محبت فردی شریف قرار گیرد و برای یک مرد نیز نعمتی بالاتر از عشقِ به معشوق وجود ندارد. زیرا آن اصلی را که باید انسان را در راهِ رسیدن به یک زندگی باارزش و سعادتمند رهبری کند نه نزدیکان و خویشان میتوانند به کسی ببخشند و نه از ثروت و مال و مقام به دست میآید. بلکه فقط نیروی عشق است که آن را پدید میآورد.
📌سقراط خود مدّعی علم نبود و همواره به جهل خویش اقرار میکرد و از روی راستی یا بنابر مصلحت، همیشه میگفت من حقیقت را نمیدانم و به وسیلهی مباحثه با اشخاص میخواهم آن را کشف کنم و تحصیل علم نمایم. من علم و هنری ندارم، فقط هنر من این است که مانند مادرم فن قابلگی میدانم جز این که مادرم زنها را در وضع حمل مدد میکرد و من عقلها و ذهنها را مدد میکنم که زاینده شوند. یعنی علمی که در نهاد ایشان هست پیدا شود و به آن متنبه گردند
⤵️
Post #963
75
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 1⃣ 🔖موضوع این گفتگو اروس یا عشق است و این اثر مهمترین اثر افلاطون در زمینه عشق است. اثر دیگر افلاطون درباره عشق که با ضیافت هم در پیوند است فایدروس است. همچنین این رساله پیوندهایی هم با رساله فایدون دارد. ترجمه تحتاللفظی سمپوزیوم (به یونانی: سیمپوسیون)…