زنها نیز دارای تمایلات و غرایز جنسی هستند. پس چرا شأن و جایگاه آنان تنها به نقش یک پرستار کودک، تسکیندهندهی عواطف، و ابزاری برای ارضای جسم و روح مردان تقلیل یافته است؟ زن زاده شدن، تراژدی غمبار زندگی من است. از زمانی که درک کردم به جای اندامهای حسی مردانه، محکوم به داشتن کالبدی زنانه هستم، تمامی اعمال، افکار و احساساتم به شدت در چارچوب تنگ «زنانگی» محبوس شد.
میل شدید من برای گفتوگو با کارگران فصلی، سربازان و ملوانان، برای سرککشیدن به محلهای حادثهخیز، برای گوش سپردن به گفتوگوهای مردم و به خاطر سپردن آنها، همگی به صرف این که دختر هستم، سرکوب و نابود شدهاند؛ چرا که یک زن همواره در معرض اتهام و دردسر است. حتی علاقهی من به مردان و شیوهی زندگانی آنان، اغلب به اشتباه، به عنوان میل به اغوا یا دعوت به خلوتهای لذتبخش تفسیر میشود.
ای کاش میتوانستم با هر کس که میخواهم، به هر شیوهای که دوست دارم، سخن بگویم. دلم میخواهد روی زمین دراز بکشم، به غرب سفر کنم و در شب، با آرامش خیال در خیابانها قدم بزنم.
برگرفته از کتاب #خاطرات_سیلویا_پلات
https://t.me/hezar_khom
Post #9454
2.29K

- ❤ 20
- 👍 6
- 😢 1
- 💔 1