یکی از ماندگارترین و کلیدیترین تصاویر رمان «ناقوس شیشهای»، توصیف حالت روانی راوی با این عبارات است:
«احساس میکردم زیر یک ناقوس شیشهای بزرگ حبس شدهام و در هوای مردهی خودم دارم خفه میشوم».
«احساس میکردم در خلائی مطلق و سکوتی مرگبار به سر میبرم؛ مانند "چشم طوفان" که در میان هرج و مرج جهان، آرام و بیحرکت ایستاده است».
حباب شیشه ، سیلویا پلات ، ترجمه گلی امامی
این جملات از زبان «اِستر گرینوود»، راوی داستان، هستند. «ناقوس شیشهای» نمادی است از ذهنِ دربستهی فردی افسرده در پوستۀ شفافی که او را از جهان جدا میکند، طوری که میتواند زندگی را ببیند اما هیچگاه آن را لمس یا درک نکند. زیر این ناقوس، هوا ایستاده و مرده است، صداها خفه میشوند و فریادهای درونی به جایی نمیرسند. پلات تجربهٔ درونی و غیرقابل بیان افسردگی را به زبانی شاعرانه و بیرحمانه دقیق تبدیل میکند و احساس «حضور داشتن در جهان، اما زندگی نکردن در آن» را به شکلی ملموس و فراموشنشدنی به تصویر میکشد.
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom
Post #9428
1.52K



- ❤ 11
- 👏 1