TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #9246 623
۴- چون ازین فارغ شدند، بو سهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند، چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر. و پس از آن شنیدم از بو الحسن حربلی که دوست‌ من بود و از مختصّان‌ بو سهل، که یک روز شراب میخورد و با وی بودم، مجلسی نیکو آراسته‌ و غلامان بسیار ایستاده و مطربان همه خوش آواز. در آن میان فرموده بود تا سر حسنک پنهان از ما آورده بودند و بداشته در طبقی با مکبّه‌ . پس گفت:
نوباوه‌ آورده‌اند، از آن بخوریم‌ . همگان گفتند: خوریم. گفت: بیارید. آن طبق بیاوردند و ازو مکبّه برداشتند. چون سر حسنک را بدیدیم همگان متحیّر شدیم و من از حال بشدم. و بو سهل بخندید، و باتّفاق‌ شراب در دست داشت، ببوستان ریخت‌، و سر باز بردند. و من در خلوت دیگر روز او را بسیار ملامت کردم، گفت: «ای بو الحسن، تو مردی مرغ دلی‌، سر دشمنان چنین باید.» و این حدیث فاش‌ شد و همگان او را بسیار ملامت کردند بدین حدیث و لعنت کردند. و آن روز که حسنک را بر دار کردند، استادم بو نصر روزه بنگشاد و سخت غمناک و اندیشه‌مند بود، چنانکه بهیچ وقت او را چنان ندیده بودم، و میگفت: چه امید ماند؟ و خواجه احمد حسن هم برین حال بود و بدیوان ننشست.

۵- و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند، چنانکه پایهایش همه فروتراشید و خشک شد، چنانکه اثری نماند تا بدستور فرو گرفتند و دفن کردند، چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چنان شنودم که دو سه ماه ازو این حدیث نهان داشتند، چون بشنید، جزعی‌ نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه بگریست بدرد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند، پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان. و ماتم پسر سخت نیکو بداشت، و هر خردمند که این بشنید، بپسندید. و جای آن بود.


«و گذشته را به رنج توان یافت، به گشتن گرد جهان و رنج بر خویشتن نهادن و احوال و اخبار بازجستن و یا کتب معتمد را مطالعه کردن و اخبار درست را از آن معلوم خویش گردانیدن.»

تاریخ بیهقی.

و حسنک قریبِ هفت سال بر دار بماند، چنان‌که پای‌هایش همه فروتراشید و خشک شد، چنان‌که اثری نماند. تا به دستوری فرودگرفتند و دفن کردند، چنان‌که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست.
و مادرِ حسنک زنی بود سخت‌جگر
. او را چنان شنودم که دوسه ماه این حدیث پنهان داشتند. چون بشنید، جَزَعی نکرد چنان‌که زنان کنند، بل‌که بگریست به درد، چنان‌که حاضران از دردِ او خون گریستند. پس گفت: بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.


#تاریخ_بیهقی ؛ ابوالفضل بیهقی، به کوششِ محمدجعفر یاحقی و مهدی سیدی، تهران: سخن، ۱۳۸۸، صص  ۲۲۹ و ۲۳۰.

https://t.me/hezar_khom/9230?single
Telegram 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم و حسنک قریبِ هفت سال بر دار بماند، چنان‌که پای‌هایش همه فروتراشید و خشک شد، چنان‌که اثری نماند. تا به دستوری فرودگرفتند و دفن کردند، چنان‌که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست. و مادرِ حسنک زنی بود سخت‌جگر. او را چنان شنودم که دوسه ماه این حدیث پنهان داشتند.…
  • ❤ 12
  • 👍 2
  • 👏 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →