عشق و فیلسوفان
ضیافت [قسمت اول]-
شخصی به نامِ آپولودوروس برای شخص دیگری که اسمش در کتاب نیامده است حرف می زند. او حرف هایش را از قولِ آریستودِیوس نقل می کند.
آریستودِیوس در مهمانیِ شامی بوده است که به افتخارِ نمایشنامه¬نویسی به نامِ آگاتون برگزار شده بود. سقراط هم در این مهمانی بوده است. هرچند دیرتر از بقیۀ مهمان ها رفته بود. بعد از صرفِ شام، یکی از مهمانها به نامِ اِریکسی ماخوس پیشنهاد می کند به جای این که خود را با سرگرمی های مرسومِ این جور مجالس سرگرم کنند، هر کس چیزی دربارۀ عشق یا به قولِ افلاطون خدای عشق بگوید، که البته منظور از خدایِ عشق هم همان خودِ عشق است. یعنی این که عشق چیزی مثلِ خدا تصور می شود. آن وقت بعضی مهمان ها وارد صحبت می شوند و هر کس چیزی دربارۀ عشق می گوید.
Post #914
165
- 👍 1