این زندگی را، همانگونه که اکنون آن را میزیی و زیستهای، باید باز هم بیپایان، بارها و بارها بزینی.
این جمله هستهی اندیشهی «بازگشت ابدی» نیچه است. او میگوید تصور کن روزی دیوی نزدت آید و بگوید که همین زندگی، با تمام رنجها، شادیها، اشتباهها و لحظههایش، باید بیپایان بارها تکرار شود؛ نه چیزی را بتوانی عوض کنی، نه چیزی را حذف. در برابر چنین اندیشهای، واکنش تو چیست؟
اگر وحشتزده شوی، یعنی هنوز زندگی را تمامقد نپذیرفتهای. اما اگر بتوانی با لبخند و رضایت بگویی «آری، همین زندگی را باز هم میخواهم»، در آن لحظه به والاترین شکل «آریگویی به زندگی» رسیدهای. این همان نقطهای است که زرتشت از نفی و اعتراض میگذرد و به پذیرش، خنده و آزادی میرسد؛ یعنی عشق به سرنوشت، یا همان دوست داشتنِ زندگی چنانکه هست، با همهی تکرارش
«چنان زندگی کن که اگر ناچار شدی همین زندگی را بار دیگر و بیپایان تکرار کنی، باز هم آن را بخواهی.»
چنین گفت زرتشت، فریدریش نیچه، ترجمه داریوش آشوری، بخش سوم،شفایافته، صفحه ۲۴۵
https://t.me/hezar_khom
Post #8972
571






- ❤ 12
- 👍 2
- 🙏 1