TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #8970 550
5️⃣🔃

📗چنین گفت زرتشت
👤فریدریش نیچه
🔁 داریوش آشوری
📑بخش دوم (ص ۱)


بخش دوم، نقطه‌ی چرخش بنیادین در سیر فلسفی و درونی زرتشت است. در این بخش او از پیامبری شوریده‌گو که میان مردم می‌رفت و موعظه می‌کرد، تبدیل می‌شود به انسانی که به عمق خویش فرو می‌رود، در تنهایی می‌جوشد، و درمی‌یابد که نبرد واقعی بیرون از او نیست، بلکه در درونش در جریان است. اگر در بخش اول، هدف نیچه «ویران کردن ارزش‌های کهنه» بود، در بخش دوم نوبت به «خلق ارزش‌های نو» می‌رسد. زرتشت حالا در مرحله‌ای است که باید با خودش، با ترحم، با اخلاق، با آرمان، و حتی با اندیشه‌ی خودش دربیفتد.
در آغاز بخش دوم، زرتشت دوباره به کوهستان بازمی‌گردد. می‌گوید: «از میان مردم آمده بودم با گوش‌هایی ناشنوا بازگشتم.» او خسته است از نادانی و ترس مردم. حیواناتش (عقاب و مار) با او سخن می‌گویند. مار نماد دانایی‌ست و عقاب نماد غرور و اراده. زرتشت درمی‌یابد که این دو نیرو باید درون انسان متحد شوند. او می‌فهمد که هنوز خودش نیز پاک نشده، هنوز در بند ترحم و داوری است.
در گفتار «از ترحم» نیچه یکی از بنیادی‌ترین باورهای اخلاقی مسیحی را زیر سؤال می‌برد: «بپرهیز از ترحم!» ترحم برای او نشانه‌ی ضعف است، نه عشق. انسانی که از رنج دیگری می‌ترسد، در واقع از قدرت زندگی می‌گریزد. او تأکید می‌کند که رنج، بخش ضروری رشد است؛ اگر از آن بگریزی، خودت را از شکوفایی محروم کرده‌ای.
در گفتار «از کشیشان» زرتشت به‌صراحت از روحانیون انتقاد می‌کند. آن‌ها را کسانی می‌داند که از بیماربودن خود، قانون ساخته‌اند. می‌گوید: «آنان دشمنان زندگی‌اند که از ضعف خود معبد ساخته‌اند.» نیچه از زبان زرتشت توضیح می‌دهد که بسیاری از ارزش‌های مقدس، در واقع توجیهی برای ناتوانی‌اند. کشیش می‌خواهد جهان را کوچک کند تا خودش بزرگ جلوه کند.
در گفتار «از پاکان» و «از متعلمان» به نوع دیگری از زهد می‌تازد: زهد روشنفکرانه. کسانی که از زندگی فاصله گرفته‌اند و در ذهن خود پناه گرفته‌اند. زرتشت می‌گوید دانش بدون اراده، نوعی فرار است. داناییِ بی‌خطر، همان قدر مرگ‌بار است که جهل.
در گفتار «از تارعنکبوت» زرتشت از کسانی سخن می‌گوید که اخلاق را همچون توری برای تسلط بر دیگران می‌تنند. آن‌ها با نیکیِ ظاهری و قضاوت اخلاقی، دیگران را در دام گناه و پشیمانی نگه می‌دارند. این فصل در واقع تهاجمی مستقیم به اخلاقِ وجدان‌محور مسیحی است. زرتشت می‌گوید باید از هر فضیلتی که بوی ترس و تحقیر انسان می‌دهد، دوری کرد.
در گفتار «از بندگی و آزادی» زرتشت به معنای حقیقی آزادی می‌پردازد. آزادی، فقط رها شدن از ارباب نیست؛ بلکه توانِ ساختنِ خود است. کسی آزاد است که بتواند بگوید: «من چنین می‌خواهم.» او هشدار می‌دهد که آزادی برای بسیاری فقط یک شعار است؛ چون هنوز درونشان بنده‌ی ترس، عادت یا دلسوزی‌اند.
در فصل «از خودپیروزی» یکی از مهم‌ترین آموزه‌های نیچه مطرح می‌شود: انسان باید بر خود چیره شود، نه بر دیگران. خودپیروزی یعنی غلبه بر امیال کوچک، وسوسه‌ی تنبلی، و میل به امنیت. انسان برتر کسی نیست که دشمنانش را شکست دهد، بلکه کسی است که خویشتنِ کهنه‌ی خود را ویران کند.
در گفتار «از زاهدان» زرتشت با کسانی روبه‌رو می‌شود که زندگی را ترک کرده‌اند تا به حقیقت برسند. او به آنان می‌گوید که شما از حقیقت نمی‌ترسید، بلکه از زندگی می‌ترسید. پرهیز از جهان، نشانه‌ی ضعف است نه قدسیت. نیچه از زبان او فریاد می‌زند که معنویتِ حقیقی در تأیید زندگی است، نه در انکار آن.
در گفتار «از ازدواج و کودک» زرتشت ازدواج را نه به عنوان سنت یا تکلیف، بلکه به عنوان مسئولیتِ آفرینش معنا می‌کند. می‌گوید اگر نمی‌توانی فرزندی بهتر از خود به دنیا بیاوری، ازدواج نکن. فرزند فقط جسم نیست، بلکه نمادِ ارزش تازه است. انسان باید در جهان چیزی به‌جا بگذارد که از او فراتر رود.
در گفتار «از پیامبران» زرتشت به تمام پیامبران گذشته می‌تازد. می‌گوید آن‌ها با وعده‌ی بهشت و ترساندن از جهنم، عشق را از زمین ربوده‌اند. زرتشت خود را «پیامبر زمین» می‌نامد. می‌گوید: «به زمین وفادار باشید و امید خود را در ابرها مجویید.»
در فصل «از مبلغان فضیلت کوچک» او به کسانی می‌تازد که از میانه‌روی و آرامش دفاع می‌کنند. نیچه این را زهر تمدن مدرن می‌داند: تبدیلِ شور و قدرت به خونسردی و حسابگری. زرتشت می‌گوید: «خطر کنید، رنج ببرید، چون تنها از دل خطر، زندگی زاده می‌شود.»
در گفتار «از دیدارهای بزرگ» زرتشت به تجربه‌ی شخصی خود اشاره می‌کند. از رنج‌هایی می‌گوید که به او بصیرت داده‌اند. می‌گوید: «من با رنج خود دانا شدم، و با دانایی‌ام عاشق زندگی.»


#ادمین‌پیج
https://t.me/hezar_khom/8963?single

5️⃣🔃
Telegram 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم «خود را از ترحّم بپرهیز، زیرا از آن، بیماری‌های بزرگ‌تر زاده می‌شوند.» این جمله به‌خوبی روح فلسفه‌ی نیچه را در بخش دوم نشان می‌دهد: او هشدار می‌دهد که ترحم، هرچند ظاهراً نیک است، اما در واقع ادامه‌ی همان اخلاق بردگان و ضعف است که مانع آفرینش و نیروی زندگی…
  • ❤ 15
  • 👏 2
  • 🙏 2
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →