📗 یک گل سرخ برای امیلی
👤 ویلیام فاکنر
داستانی کوتاه از ویلیام #فاکنر است که نمونهای از ژانر گوتیک جنوبی است.
همهی افراد شهر در مراسم تشییع جنازهی امیلی گریرسون شرکت میکنند. او یادگار نجیبزادگان جنوبی بود که زندگی خود را منزوی از اجتماع گذراند.
پدر امیلی در جوانی مانع از معاشرت او شد. پس از مرگ او، امیلی با هومر بارون که فردی ساده از طبقهی پایین شمالی بود همراه شد. شایعه شد که آنها نامزد کردهاند.
هومر ناپدید شد. بقیهی عمر امیلی - بیش از سی سال - در تنهایی گذشت.
در جستجوی خانهی امیلی پس از تشییع جنازهاش ، مردم شهر اسکلت مردی را در تخت او پیدا میکنند. به شدت اشاره میشود که متعلق به هومر بارون است
آخرین بازماندهی خانوادهی گریرسن که خانم امیلی گریرسن است، از دنیا میرود و برای او مراسم باشکوهی برگزار میشود. از آنجایی که او ازدواج نکرده و فرزندی نداشت، هیچ بازماندهای از خانواده گریرسن باقی نمانده است.بعد از برگزاری مراسم، جلسهای میان وکیل و شهردار شهر برگزار می شود تا با مشورت یکدیگر، دربارهی اموال باقیماندهی خانواده گریرسن تصمیم گیری کنند تا اینکه...
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom
Post #8439
473

- ❤ 8
- 👍 3