خیابان پرهمهمه اطرافم زوزه می کشید
بلند و باریک،
سخت عزادار و با دردی پرشکوه
زنی از کنارم گذشت
با دستانی دلانگیز
ریسهی گلهای دامنش را بلند میکرد و موزون تکان میداد
چالاک و شریف
با ساقهای تندیس وارش
و من در هم کوفته و لایعقل مینوشیدم
از چشمهایش
آسمانِ کبودی را که توفان به پا میکرد
لطفی که سِحر میکرد
و لذتی که از پای در میآورد
یک آذرخش و دیگر شب!
زیباییِ درگریز
که نگاهش ناگاه دوباره متولدم کرد
آیا دیگر نخواهمت دید در فراسوی زمان؟
جایی دیگر
بسیار دور، بسیار دیر، هرگز شاید
چرا که نمیدانم بهکجا میگریزی
و تو نیز نمیدانی من کجا میروم
آه! تویی که دوستت میداشتم، آه! تویی که میدانستی!
#شارل_بودلر
مترجم: سارا سمیعی
https://t.me/hezar_khom
Post #7722
828

- ❤ 6
- ❤🔥 4