دربارهی قدرت
چگونه قدرت را میفهمیم
و شعری از #شارل_بودلر
(شاعر سمبولیست)
1821 - 1867 / پاریس، فرانسه
ترجمه محمدعلی اسلامی ندوشن
معقول باش ای درد من، و اندکی آرامتر گیر
تو شب را میطلبیدی و او هم اکنون فرا میرسد
جوّی تیره، شهر را دربرمیگیرد
کسانی را آسایش میآورد و کسانی را تشویش.
بدان هنگام که فوج رجالههای پست
در زیر تازیانهی لذت که دژخیمی غدّار است
میروند تا در جشن بندهپرور، ميوههای ندامت بچینند؛
ای درد من، دستات را به من بده و دور از آنان، از اینسو بیا.
بنگر سالهای مرده را
که در جامههای قدیمی از ایوانهای آسمان خم شدهاند.
بنگر تأسف را که لبخندزنان از قعر آبها سر برمیکشد.
خورشید محتضر را ببین که زیر طاقی میخسبد
و چون کفن درازی که بر شرق کشیده شود.
بشنو، عزیز من، بشنو شب دلآویز را که گام برمیدارد.
https://t.me/hezar_khom
Post #7701
832