📗 آن چیزها که میتوانستند باشند
👤خورخه لوئیس بورخس
از آخرین اشعار بورخس است (در مجموعهی «تاریخِ شب/Historia de la noche»، ۱۹۷۷؛ ترجمهی انگلیسی آلاستِر رید).
در این شعرِ فهرستوار و سوگنغمهگون، شاعر «امکانهای ازدسترفته» را میشمارد: رسالهی اسطورهشناسیِ ساکسون که بیدا ننوشته؛ اثرِ نامتصوَّری که دانته شاید پس از تصحیحِ بیتِ پایانیِ «کمدی الهی» تنها «دید»؛ تاریخی بدون عصرِ مصلوبشدنِ مسیح و جام شوکرانِ سقراط؛ تاریخی بدون چهرهی هلن؛ پیروزی جنوب در گتیزبورگ؛ و «عشقی که قسمتمان نشد». این ردیف از اگرها با اشارههایی به نابینایی و «پسری که نداشتم» به قلمرو شخصیِ شاعر میرسد و فقدان را به تجربهای انسانی و عام بدل میکند.
شعر، همزمان بازیِ ضدتاریخ و اعتراف است: با احضارِ «شاخههایِ نروییده» نشان میدهد چگونه هویت، ادبیات و تاریخ از دلِ انتخابها و تصادفها شکل میگیرند؛ و با لحنِ آرامِ واپسنگر، محدودیتِ انسان در برابر زمان را میپذیرد؛ درونمایهای سازگار با بنمایههای همیشگیِ بورخس دربارهی امکانهای موازی و «باغِ گذرگاههای هزارپیچ».
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom
Post #7537
719

- ❤ 7