لارس اسونسن میگه
میتوان میان سه نوع تنهایی - تنهایی مزمن، تنهایی موقعیتی و تنهایی گذرا فرق گذاشت.
تنهایی مزمن، وضعیتی است که در آن فردِ گرفتارِ تنهایی از اینکه روابط کافی با دیگران ندارد دائماً رنج میبرد.
تنهایی موقعیتی بر اساس تغییرهایی در زندگی پدید میآید، نظیر مرگ یکی از دوستان نزدیک یا یکی از اعضای خانواده، یا زمانی که رابطهای عاشقانه پایان میگیرد، یا بچههای شخص از نزدش میروند و از این قبیل.
این نوع تنهایی را میتوان در کتاب خاطرات عزای رولان بارت یافت که به دنبال مرگ مادرش، که همهی عمر با او زندگی کرده بود، نوشت. بارت اعتراف میکند: "یک شب زمستانی سرد. من به قدر کافی گرم هستم، اما تنهایم. میدانم که با همراهی آن "حاضرِ غایب" که به تنهایی گره خورده است، به این زندگی کاملاً طبیعی در این تنهایی، که آن بیرون گرمِ کارِ خویش است، خو خواهم گرفت.
تنهایی گذرا هر لحظه میتواند سراغمان بیاید، چه زمانی که در یک مهمانی شلوغ هستیم چه وقتی در خانه تنهاییم.
تنهایی موقعیتی گاه خیلی حادتر از تنهایی مزمن است، چون نتیجهی آشوبی است ناگهانی در زندگی و همراه با تجربهی از دست دادن.
https://t.me/hezar_khom
Post #6703
1.56K
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #معرفیکتاب برای کنار آمدن با احساس تنهایی، فلسفه تنهایی لارس اسونسن را بخوانید. https://t.me/hezar_khom

- ❤ 17
- 👍 3
- 🕊 2