TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #65 369
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 6⃣🔃 📗عقاید یک دلقک 👤هانریش بل پدر ماری یک بار به من گفته بود: فقیر بودن چیز وحشتناکی است، اما فقط به قدر بخور و نمیر داشتن هم رنج آور است، و این همان وضعیتی است که اکثر انسان ها دچار آن هستند. صفحه ۶۶ عقاید یک دلقک هاینریش بل پدر ماری: گوش کن جوان،…
7⃣🔃

#معرفی_کتاب_اول
#عقاید_یک_دلقک
#هانریش_بل

تصور اینکه تسوپفنر می تواند و یا اجازه دارد ماری را هنگام لباس پوشیدن تماشا کند، و یا وقتی در لوله ی خمیر دندان را می بندد وراندازش کند، من را به شدت ناراحت می کرد.
از طرفی هم تصور بی توجهی تسوپفنر به منظره ی لباس پوشیدن ماری و یا بستن در لوله ی خمیر دندان، مرا می رنجاند.

صفحه ۸۷
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

با وجود کم تجربه بودنم فکر می کنم کاتولیک ها فاقد درک جزئیات هستند.

صفحه ۸۷
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

دانستن اینکه انسان ها زیر فشار و تحت تاثیر نوع جهان بینی شان دست به چه کارهایی خواهند زد اصلا کار ساده ای نیست.

صفحه ۸۷
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

سرانجام دختری با لهجه ی ساکنین راین گوشی را برداشت. صدای دخترانه اش مرا تا حدی تسلی داد. او بدون عشوه گری و با صدایی کاملا طبیعی و بی ریا و عاری از خودنمایی و با ملودی دلنواز ساکنین منطقه ی راین صحبت می کرد.
بعضی وقت ها چنان اشتیاق شنیدن صدای مردم این منطقه را دارم که در هر کجا که باشم به اطلاعات تلفن می زنم تا این لهجه ی زیبا و دلنشین را بشنوم؛ ساکنین این منطقه حرف “ر” را به کار نمی بردند، همان حرفی که بدون آن انظباط در ارتش معنای خود را از دست می دهد.

صفحه ۸۸
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

برایم غیر قابل درک است که همه سعی می کنند تنفر از شهر بن را وسیله ی ابراز استعداد و نبوغ خود قرار دهند.
بن همیشه جاذبه های ویژه ای داشته است، درست مانند زنانی که با انعطاف و ملایمت خود توانسته اند جاذبه ای خاص پیدا کنند.

صفحه ۸۸
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

وقتی زنی که جذابیت خودش را مدیون متانتش است ناگهان و بدون مقدمه شروع به رقص کان کان می کند، می توان از این نقطه حرکت کرد که از مواد نیروزا و محرک استفاده کرده است.

صفحه ۸۹
عقاید یک دلقک
هاینریش بل 

رقص کان کان: نوعی رقص زنانه ی تند و شاد که معروف به رقص رقاصه های کاباره هاست.

انتظارات نابه جا، شرم و حیای غلط و شایعات بی اساس، همه مسائلی غیرطبیعی هستند.

صفحه ۸۹
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

یک بار در یکی از مهمانی های مادرم، با یک نفر از اعضای حزب آشنا شدم که در یکی از جلسات کمیته ی مخصوص مبارزه با فحشا کنار من نشسته بود و زیر گوشم از کمبود فاحشه در بن گله کرد.

صفحه ۸۹
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

یک نفر گوشی تلفن را برداشت و با صدایی گرفته که به نظر می رسید غافلگیر هم شده باشد گفت: بله؟
با شنیدن این صدا دلسرد و ناامید شدم چون انتظار شنیدن صدای ملایم یک راهبه، و استشمام بوی قهوه ی رقیق و شیرینی خشک را داشتم، ولی به جای آن صدای خشن و زمخت مردی به گوشم رسید همراه با بوی نافذ کلم و تنباکو که باعث سرفه ام شد.
این بوی تند گل کلم را زمانی که در آموزشگاه شبانه روزی بودم می شناختم. یک بار کشیشی برای من توضیح داد که کلم شهوت جنسی را کاهش می دهد.

صفحه ۹۱ و ۹۴
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

با سماجت گفتم: به ایشان اطلاع دهید که روان برادرشان در خطر است و لطف کنند در اولین فرصت به من تلفن بزنند.
مرد با لحنی سرد گفت: روان، برادر، خطر.
آنقدر این لغات را بی تفاوت و سرد ادا کرد که گویی حرف از آشغال، کثافت و نجاست می زند. به نظرم خیلی مضحک می رسید که آنجا کشیش های آینده را تعلیم می دادند و من انتظار داشتم که او حداقل یک بار لغت روان به گوشش خورده باشد.
گفتم: موضوع خیلی خیلی مهم و حیاتی است.
تنها صدام هوم هوم آن مرد را شنیدم، گویی وقتی مسئله ای به روح و روان ارتباط پیدا می کند، نمی تواند به هیچ وجه مهم و حیاتی باشد.

صفحات ۹۲ و ۹۳
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

از اینکه بعضی از والدین کاتولیک از فرستادن دختران جوان خود به نزد یک کشیش در منزل ترس دارند، و اینکه بعضی از این کشیش ها کارهای احمقانه ای انجام می دهند، تعجبی نمی کنم.

صفحه ۹۵
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

از تماس گرفتن با کسانی که می شناختم هراس داشتم، چون فکر می کردم که مردم غریبه احتمالا منظور مرا بهتر می فهمند.

صفحه ۹۶
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

ماری از اینکه من صرفا برای از دست ندادن او آماده ی تغییر مذهب بودم سخت آزرده شد، و آن را به نوعی توهین به خودش دانست.
در حالی که فکر می کردم به این وسیله توانسته ام دل او را تا حدودی به دست آورم، اما در عمل با این حرف خود باعث گریستن او شدم. او گفت که الان مسئله ی او و من در اصل مطرح نیست، بلکه موضوع فقط بر سر “قانون و نظم” است.

صفحه ۹۸
عقاید یک دلقک
هاینریش بل

ماری گفت: تو از زیر بحث و رفع اختلافات به نوعی شانه خالی می کنی. بگو ببینم اصلا تو چه می خواهی؟
گفتم تو را می خواهم، و نمی دانم آیا می توان به زنی جمله ای زیباتر و خوشایندتر از این گفت یا نه؟

صفحه ۱۰۰
عقاید یک دلقک
هاینریش بل
📚
https://t.me/Ketab_Khom/5?single
7⃣🔃
  • ❤ 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →