🖇براده های الماس از پونه مقیمی
از دست دادن فرصت ها، جزئی از جریان زندگی است. نمی توان با این موضوع مبارزه کرد، حسرت خوردن، تنها واقعیت را از ما دور می کند. اما ما آن درد را باید درکش کنیم و اجازه دهیم از بدنمان عبور کند. ما به زندگی مان برسیم تا آن فرصت هم کارش تمام شود و برود، برود و جزئی از گذشته شود که قرار نیست مدام با حسرتی داغ شود.
برای دست کشیدن و رها کردن موقعیت و یا شخصی، باید اول «از دست دادن» را به نوعی تجربه کنیم. یعنی باید از دست دادن را حس کنیم و برای این حس کردن باید واقعیت های دنیا را آنگونه که هست ببینیم. مثلا برای به دست آوردن خانه بزرگ تر باید بیشتر کار کنیم و آزادی و راحتی گذشته را از دست میدهیم. برای دیدن ازدواج فرزندانمان، بودن آنها در خانه را از دست میدهیم. به هر حال برای هر بدست آوردنی نوعی از دست دادن وجود دارد.
در حقیقت این است که برای به دست آوردن یک رابطه یا یک موقعیت دیگر باید رابطه قبلی و موقعیت قبلی خود را از دست بدهیم. ما میتوانیم یا همچنان به از دست دادن هایمان بچسبیم و هر روز بیشتر احساس درماندگی کنیم، یا آنچه را مدتها قبل از دست دادیم رها کنیم و به استقبال تجربه های جدیدتر برویم.
پونه مقیمی
راﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﻣﺤﻞ ﭘﺬﯾﺮش و ﺑﻪوﺟﻮدآوردن اﻣﻨﯿﺖ اﺳﺖ ، ﻣﺎ وارد راﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ از ﻓﺸﺎرﻫﺎی زﻧﺪﮔﯿﻤﺎن ﮐﻢ ﺷﻮد و دردﻫﺎﯾﺘﺎن را راﺣﺖ ﺗﺮ ﺗﺤﻤﻞ کنیم ﻧﻪ اﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر ﻗﺮار بگیریم ﯾﺎ ﺗﺤﺖ ﺑﺎزﭘﺮسی و ﺟﺴﺘﺠﻮی روان و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎی ﻋﻤﯿﻖ ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ.
تکه هایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
ما بیشتر از هر چیزی به آغوش خودمان احتیاج داریم.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
تو برای من، جدا از هر آنچه برایت اتفاق افتاده و جدا از هر آنچه دیگران فکر میکنند، وجود داری و ارزشمند هستی. تو برای من کامل و زیبایی، با تمام تجربه های سخت و زخمهای خوب نشدهات.
پونه مقیمی
آنهایی که ما را همانگونه که هستیم میپذیرند
و تلاش میکنند لبخندهایمان عمیقتر
و آرامشمان طولانیتر باشد
همانهایی هستند که ماندگار میشوند.
پونه مقیمی
آنکه تصمیم نمیگیرد محکوم است به حرکت نکردن، اشتباه نکردن، شکست نخوردن، ناراضی بودن، خشمگین بودن و این یعنی آرام آرام مُردن!
و آنکه تصمیم میگیرد محکوم است به حرکت کردن، اشتباه کردن، شکست خوردن، پیدا کردن خودش و ساختن ورژن جدیدی از خودش.
و این یعنی آرام آرام زنده شدن.
پونه مقیمی
آیا میشود انسان باشیم و ناامیدی را تجربه نکنیم؟! ناامیدی بخشی از رشد ما است، بخشی از بزرگترشدن ما است.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
دنیا محل رنج کشیدن نیست. دنیا محل تجربهی ناپایداریهایی از جنس درد و خوشی است.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
در نهایت آدمها هیچگاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
«همیشگی» مربوط به موجود و یا وجودی غیر از انسان است.
هر آنچه به انسان ختم میشود «موقت» است.
تکه هایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
با هم عبور خواهیم کرد از دردها و بحرانها.
با هم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم.
با هم گذر خواهیم کرد از هر لحظه این زندگی غیرقابل پیشبینی،
ممنونم «خودم».
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
شاید زندگی، پیدا کردن بخشهایی از خودمان
در تکهتکههایی از یک کل منسجم است...
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
آن روز که تصمیم بگیرید خودتان را نجات دهید، نه آدمهای اطرافتان را، روز بزرگی است.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
در نهایت آدمها هیچگاه قادر به دیدن تصویر درستی از ما نیستند و این بخشی از زندگی و روابط است.
تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی
https://t.me/hezar_khom/5994
Post #5995
993
- 👏 8
- ❤ 3
- 👍 2
- 🙏 1