📗فصل اول: «چرا و چگونه من تاریخنگار شدم؟»
موضوع اصلی فصل:
شلومو زند این فصل رو با یک اعتراف فکری و شخصی آغاز میکنه: او نمیخواد فقط تاریخ رو بازگو کنه؛ میخواد ساختارهای قدرتی رو افشا کنه که با جعل تاریخ، هویت جعلی ساختهاند.
خط فکری فصل اول:
تاریخنگاری صهیونیستی و پنهانکاری عامدانه
زند توضیح میده که چرا در نظام آموزشی اسرائیل، خیلی از دانشآموزها اصلاً یاد نمیگیرن که قوم یهود از طریق تبدیل دینی گسترش پیدا کرده، نه زاد و ولد قومی!
او با شگفتی میپرسه:
چرا تاریخنگاران اسرائیلی هرگز دربارهی یهودیان خزری صحبت نمیکنن؟ چرا دربارهی مسلمان شدن یهودیان فلسطین باستانی سکوت میکنن؟پاسخ خودش روشنه: چون روایت رسمی صهیونیسم به یک قوم خالص با ریشهای کهن نیاز داره.
خاستگاه ایدئولوژیک نگارش کتاب
زند خودش مارکسیسته، از چپ ضدهویتگرا، و اینرو مشخص میکنه:
«هویت قومی چیزی جز افسانهای سیاسی نیست که قدرتها برای کنترل ذهن تودهها میسازند.
»
او از جریانهایی مثل:
تاریخنگاری ناسیونالیستی آلمان و فرانسه
ایدئولوژیهای فاشیستی قرن بیستم
و حتی آموزههای توراتی
الهام نمیگیره؛ بلکه آنها را ابزارهای مهندسی حافظه میدونه.
یادآوری تجربه زیسته خودش
زند میگه در جوانی علاقهمند سینما و فلسفه بوده، نه تاریخ؛ اما از جایی به بعد، متوجه شده که تاریخنگاری نه فقط یک روایت علمی، بلکه یک عرصهی نبرد گفتمانی برای حقیقت و دروغ تاریخیه
او مینویسه
رت
:
«من با نوشتن این کتاب، نهتنها در برابر یک روایت تاریخی ایستادهام، بلکه در برابر یک ماشین قد
نقد تاریخنگاری ملیگرایانه (صهیونیستی)
زند وارد نقد عمیق تاریخنگاری رسمی اسرائیل میشه:
تاریخنگاری اسرائیلی به شدت selective هست؛
تنها آن بخشی از گذشته را روایت میکند که در خدمت ساخت "ملت یهود" باشد؛
وقایع ناراحتکننده یا مخرب (مثل حذف یهودیان غیراشکنازی، یا یهودیسازی قفقاز) حذف میشوند.
پرسشهای کلیدی که زند در این فصل مطرح میکند:
چرا هویت یهودی به جای اینکه دینی باشد، به صورت قومی نژادی بازنمایی میشود؟
آیا واقعاً یهودیان در سراسر جهان از یک نژاد هستند؟
چگونه یک دین جهانی، تبدیل به یک قوم خالص شد؟
چرا پروژهی ملتسازی صهیونیستی نیاز دارد که تبعید و بازگشت را واقعیت تاریخی جلوه دهد؟
خلاصه تحلیلی این فصل:
در این فصل، زند:
موضع خود را بهعنوان تاریخنگاری مقاوم در برابر گفتمان غالب مشخص میکند؛
قصد دارد از دل اسطورههای ساختگی، ریشههای واقعی پدیدهی «قوم یهود» را بیرون بکشد؛
و راه خود را از تاریخنگاری رسمیِ صهیونیستی، ناسیونالیستی، و قوممحور جدا میکند.
او تاریخ را نه یک علم بیطرف، بلکه یک میدان نبرد گفتمانها میداند.
جملهی کلیدی فصل (ترجمه ت
قری
ب
ی):
«تاریخنگاری ملی همیشه سعی دارد چیزی را اختراع کند که هیچگاه بهصورت طبیعی وجود نداشته است. قوم یهود نیز از همین سنخ است.
#ادمین
https://t.me/hezar_khom/5700
7⃣🔃