TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #5575 798
4⃣🔃

#عاشق
#دوراس

مارگاریت با نام کامل #مارگریت_ژرمن_ماری_دونادیو در ۴ آوریل ۱۹۱۴ در هندوچین فرانسه زاده شد. او دارای دو برادر بزرگ‌تر بود و در سال ۱۹۲۹ برای تحصیل به سایگون رفت؛ همان زمان بود که رابطه عاشقانه با مرد چینی آغاز شد که سال‌ها بعد الهام‌بخش رمان "عاشق" گردید. دوراس نویسنده و فیلمساز پرکاری بود؛ او بیش از ۱۹ فیلم ساخت و ۶۰ کتاب شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، اقتباس و فیلمنامه نوشت. او برای فیلمنامه فیلم "هیروشیما عشق من" نیز برنده جایزه سینمایی کن شد.
زندگی دوراس پر از چالش بود. او با مصرف بیش از حد الکل دست و پنجه نرم می‌کرد و در نهایت به سرطان مری مبتلا شد. در اکتبر ۱۹۸۸ به کما رفت و پس از ۵ ماه به طور معجزه‌آسایی جان سالم به در برد. مارگریت دوراس در روز ۳ مارس ۱۹۹۶ در سن ۸۲ سالگی در پاریس درگذشت و در گورستان مون‌پارناس به خاک سپرده شد
.

رمان #عاشق به دلیل محبوبیت و عمق خود، مورد اقتباس‌های فرهنگی مختلفی قرار گرفته است. در سال ۱۹۹۲، فیلمی با همین نام و به کارگردانی ژان-ژاک آنو، کارگردان فرانسوی، با اقتباس از این رمان ساخته شد. جین مارچ در نقش دختر فرانسوی در این فیلم به ایفای نقش پرداخت. این رمان همچنین الهام‌بخش نمایشنامه‌ها و تئاترهای متعددی در سراسر جهان بوده است.


بخشی از قدرت "عاشق" در فرازهای کوتاه اما عمیق آن است که روحیه راوی و وضعیت وجودی او را بازتاب می‌دهد:

_ "زندگیم بی سرگذشت است، سرگذشتی ندارد. هیچ وقت كانونی در زندگیم نبود، نه راهی، نه خط سیری." این جمله، ماهیت غیرخطی و تکه‌تکه روایت را به خوبی نشان می‌دهد و بیانگر حس بیگانگی و پوچی درونی راوی است. او زندگی خود را بدون هدف و مسیر مشخصی می‌بیند.


_ "می‌فهمم که نمی‌تواند، جسارت آن را ندارد تا مرا به جای پدرش دوست بدارد، مرا برگزیند و با من زندگی کند. اغلب، از اینکه می‌بیند آنقدرها هم عاشق نیست تا بتواند بر هراس غلبه کند، می‌گرید."
این بخش، پیچیدگی رابطه و موانع عمیق روانی و اجتماعی را آشکار می‌کند. مرد چینی، در کنار عشقش، با هراس از شکستن هنجارهای جامعه و انتظارات خانواده‌اش (به ویژه پدرش) روبروست. این تقابل عشق و هراس، به یکی از دلایل ناکامی رابطه تبدیل می‌شود.

_ "کینه همیشه با سکوت آغاز می‌شود و فراتر از کینه در واقع همین سکوت است. هنوز اینجا هستم، اینجا، در برابر این کودکان فریب خورده، و با حفظ همان فاصله‌ای که با رمز و راز دارم. من هیچ وقت ننوشته‌ام، خیال کرده‌ام که نوشته‌ام، هیچ وقت دوست نداشته‌ام، خیال کرده‌ام که داشته‌ام. من هیچ کاری نکردم جز انتظار کشیدن، انتظار در برابر دری بسته."
"سکوت" در اینجا نمادی از دردهای ناگفته، کینه‌های فروخورده و ناتوانی در بیان خود است. "انتظار در برابر دری بسته" تصویری قدرتمند از سرنوشت محتوم و ناامیدی را به نمایش می‌گذارد. اعتراف به "خیال کرده‌ام که دوست داشته‌ام" و "خیال کرده‌ام که نوشته‌ام" نیز به جنبه اتوفیکشن و تردید در مرز میان واقعیت و تخیل اشاره دارد.

_ "حالا می‌بینم که چهره‌ام در عنفوان جوانی، در هجده‌سالگی، در پانزده‌سالگی حتی، خبر از چهره‌ای می‌داد که بعدها، به علت الکل، در سالهای میانه عمرم نصیبم شد. کاری که الکل کرد خدا هم نکرده بود، قصد کشتنم را داشت، بله، کشتن. این چهره سرشته به الکل، پیش از الکل هم بر من ظاهر شده بود، الکل آن را تثبیت کرد. گرچه زمینه‌اش در من فراهم بود و من هم، مثل دیگران، پی برده بودم، عجیب اینکه حتی پیش‌بینی هم کرده بودم. البته اشتیاق هم در من بود." (نمونه‌ی اتوفیکشن خوبی است با نگاهی از آینده به گذشته).

ـ "دچار اندوهی شده‌ام که انتظارش را می‌کشیدم، اندوهی که ریشه‌اش در خود من است. راستش، من همیشه غمگین بوده‌ام. این غمگینی را حتی در عکس‌های دوران کودکیم هم می‌بینم، این اندوه را، این همیشه آشنا را، من همواره در خود داشته‌ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که می‌توانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم."

_ "بوی کارامل اتاق را پر کرده است. بوی پسته شامی، شوربای چینی، گوشت سرخ کرده، سبزیجات، عطر یاسمن، گرد و غبار، بخور کندر، دود زغال چوب (در اینجا زغال گداخته را توی سبد می‌گذارند و در کوچه‌ها می‌فروشند). بوی شهر در اینجا شبیه بوی دهکده‌های مستعمره‌نشینِ اطراف بوته‌زار است، شبیه بوی جنگل."

_ "او می‌گوید که با فرارسیدن شب، به محض تاریک شدن، تمام می‌شود. تنها با بذله‌گویی می‌تواند احساساتش را بیان کند. می‌فهمم که نمی‌تواند، جسارت آن را ندارد تا مرا به جای پدرش دوست بدارد، مرا برگزیند و با من زندگی کند. اغلب، از اینکه می‌بیند آنقدرها هم عاشق نیست تا بتواند بر هراس غلبه کند، می‌گرید. تهورش در وجود من خلاصه می‌شود، و حقارتش در ثروت پدرش."

#ادمین

https://t.me/hezar_khom/5571

4⃣🔃
Telegram کانال تخصصی هزار خُم... https://t.me/hezar_khom 🔃
  • ❤ 6
  • 👏 5
  • ❤‍🔥 2
  • 👍 2
More from @hezar_khom
  1. Oct 2, 2026🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن…
  2. Oct 2, 2026📌برترین کانالهای Vip درتلگرام 👈🏻 ادبیات 👉🏻 👈🏻 قانون جذب 👉🏻 👈🏻 آموزش زبان👉🏻 👈…
  3. Oct 2, 2026👤گراهام گرین در دوم اکتبر ۱۹۰۴ در انگلستان به دنیا آمد و در سوم آوریل ۱۹۹۱ در سوئیس از دن…
  4. Oct 2, 2026👤گراهام گرین 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿ملیت انگلیسی نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمنامه‌نویس انگلیسی، در…
  5. Oct 2, 2026📗بندهش 👤 نویسنده:فَرْنْبَغ دادَگی ✍ گزارنده: مهرداد بهار 🖨 انتشارات توس،چاپ اول۱۳۶۹ 📄ت…
  6. Oct 2, 2026🌹۱۰ مهر، زادروز استاد مهرداد بهار، گرامی باد! چنین گوید در دین که زمان نیرومند‌تر از هر د…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →