سیری در ترجمه های منصوری
علی اناری در مصاحبه با خبر آنلاین میگوید: کتاب «سینوهه پزشک متخصص فرعون » نوشته «میکا والاتاری» نویسنده فنلاندی در حالی توسط ذبیحالله منصوری در دو جلد و ۹۸۹ صفحه ترجمه شد که اصل کتاب بیش از ۶۰ صفحه نیست؛ یعنی اگر کتاب والتاری را که به گفتهٔ خودش از پاپیروس های هیرو گلیف نشان ترجمه شده است و ظاهراً هیچکس جز خودش یارای تأیید صحت و سقم آن را ندارد سندی متقن در نظر بگیریم، ترجمهٔ آن به فارسی ۹۲۹ صفحه داستان اضافه دارد. وی میافزاید: «ذبیحالله منصوری و قلم شیوایش شهرهٔ دهرند اما هیچکس ترجمههای آن را که تاریخ و افسانه را توأمان با هم داشت، تاریخ صرف نخوانده و نمیخواند.» البته نمیتوان سخنان علی اناری را تماماً تأیید کرد.و بر خلاف گفتهٔ علی اناری کتاب مورد نظر ۷۸۵ صفحه است.
با نگاهی به نوشتههای ذبیحالله منصوری درمییابیم که وی بیش از آنکه مترجم باشد نویسندهای توانا بوده است. کتابهای او از نظر تاریخی سندیت دقیقی ندارند، گرچه وی تلاش بسیاری که در کتب تاریخی است به حوادث کتاب با رخدادهای دنیای واقع نیز همسان باشند، اما در برخی از اوقات نوشتههای او با تاریخ واقعی در تضاد هستند. برای نمونه در مورد قتل خواجه نظام الملک در کتاب خداوند الموت میخوانیم: «وقتی محمد طبسی به نهاوند رسید به او گفتند خواجه در شکارگاه است و او به قرق رفت و تقاضای ملاقات کرد. در محضر خواجه وی ناگهان دید که یکی از دو غلامبچه با خنجر به وی حمله کرد و او را به قتل رساند.»
اما در واقع خواجه نظامالملک در شب جمعه دوازدهم ماه رمضان سال ۴۸۵ هجری قمری در راه بغداد در محلی به نام صحنه توسط یکی از فدائیان حسن صباح به نام بو طاهر ارانی به قتل رسیده است
حسینقلی مستعان در مصاحبه با سیروس آموزگار میگوید: «همه ما میدانیم که نیمی از آنچه ذبیحالله منصوری به اسم ترجمه مینوشت، نوشتهٔ خود او بود. حتی به نظر من «نیم» هم برآورد کمی است. خود شما یکبار برای من تعریف کردید که امیرانی یک جزوهٔ سی چهل صفحهای را برای ترجمه به وی داد و او آن را در سی چهل شماره خواندنیها ترجمه کرد و بعداً هم به صورت یک کتاب قطور در ایران چاپ شد.» و سیروس آموزگار پاسخ میدهد: «بله، درست است. من خودم آنروز حضور داشتم. یکبار دیگر نیز در همین فرانسه، یک روز دکتر محمدعلی امیرمعزی را که به یقین یکی از نامداران ایرانی معاصر است، دیدم و به وی گفتم که در ایران کتاب خداوند الموت ذبیحالله منصوری را که ترجمه از یک نویسندهٔ فرانسوی بنام پل آمر است خواندهام و خیلی خوشم آمده است و میخواهم اصل کتاب را به فرانسه بخوانم. دکتر معزی غش غش خندید و گفت آن کتاب در واقع مقالهای بیش نیست و ملحقات خود منصوری آن را به صورت آن کتاب قطور درآورده است. قضاوت در این مورد کار آسانی نیست و باید با حوصلهای زیاد به تکتک کتابهایش دسترسی داشت و ترجمه را با اصل مقایسه کرد؛ دید که تا چه اندازه از متن آن الحاقات خود ذبیحالله منصوری است.
روزی منتقدی در یکی از روزنامهها به شدت از ذبیحالله منصوری انتقاد کرده بود و وی را دزد آثار ادبی خوانده بود. ذبیحالله منصوری در جوابش میگوید: «اگر انسان در زندگی قرار باشد که دزد باشد بهتر است کتاب بدزدد»
منبع : ویکی پدیا
.https://t.me/hezar_khom
Post #5512
1.05K
- 👏 8
- ❤ 7
- 👍 4
- ❤🔥 1
- 🙏 1