عدم وفاداری به متن اصلی و انتقادها
دربارهٔ ماهیت ترجمههای ذبیحالله منصوری در کتاب تاریخ ترجمه ادبی از فرانسه به فارسی (۱۳۹۳) چنین ذکر شده است: «باید اذعان کرد که از دههٔ سی خورشیدی به بعد، به موازات ظهور چند مؤسسهٔ انتشاراتیِ متعهد، دهها ناشر خصوصی دیگر نیز شروع به فعالیت کردند، اما متأسفانه بعضی از آنها به انتشار کتابهای پرتیراژِ عامهپسند روی آوردند و لذا بازار شبهترجمهها و ترجمههای تکراریِ کممایه که اغلب نثر فارسی سالمی نداشت، بیش از پیش رونق گرفت. در این آشفته بازار، عدهای نیز پا به میدان نهادند که کتابهایشان چه بسا به دلیل برخورداری از عنوانهای زیبا یا نثری فریبنده، اغلب بیش از کتابهای مترجمان خوب و طراز اول به فروش میرسید. از جملهٔ این افراد پرکار و خستگیناپذیر که به ویژه در عرصهٔ ترجمهٔ رمان، کارنامهای باورنکردنی از خود به جا گذاشتند ذبیحالله منصوری و عنایت الله شکیبی پور (هر دو با بیش از ۱۰۰ ترجمه) بودند.»
منصوری کتابهای بسیاری تألیف و ترجمه کرده است. او در سبک نویسندگی خود دارای روش خاصی بود. اما در فرایند ترجمه طرفدار سبک بسط و گسترش کتب بود. او در ترجمه به رعایت امانت در برگردان پیام نویسندگان کتابهای اصلی وفادار نبود. در بسیاری از موارد اطلاعات خویش را نیز به کتابها میافزود. او معتقد بود ترجمه بر دو گونه است نوعی که در آن مترجم، لغت به لغت ترجمه میکند و به متن اصلی وفادار است و نوعی دیگر که خود آن را اقتباس مینامید مترجم این اختیار را داشت که ایدهٔ اولیه نویسنده را گسترش دهد. نقل است که اصلاً شخصیتی به نام «پل آمیر» در تاریخ ادبیات فرانسه وجود ندارد و عدهای هم معتقدند که «خداوند الموت» پرداختهٔ ذهن منصوری بوده است.
او بهخاطر سبک خاصاش بارها مورد انتقادهای شدید و بعضاً استهزاء قرار گرفت. رضا براهنی در کتاب «کیمیا و خاک» او را بهشدت مورد انتقاد داد و نوشت "آقای ذبیحالله منصوری طرفدار مدرسهٔ بسط است یعنی که رمان ۶۰۰ صفحهای در دست ایشان حداقل ۱۰۰۰ صفحه میشود
منبع: ویکی پدیا
.https://t.me/hezar_khom
Post #5511
1.01K
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم .https://t.me/hezar_khom
- 👏 7
- 👍 4
- 🙏 1