ابراهیم هفتاد سال در انتظار پسرش زندگی کرد ،و سفر پر اضطرابش به سوی کوی موریه که باید اورا در آنجا قربانی می کرد سه روز به درازا کشید. و کیرکگور در تمام زندگی ، در تماس با عهد شکسته و عشق ماندگارش ایمان و عشقش را آزمایش کرد .زمانی که در این جا از آن سخن می گوییم برساخته از کوشش های بی وقفه است و گوش به زنگ است . به علاوه این یک زمان پر کشمکش و دیالکتیکی است که در آن فقط با اضطراب به آرامش می رسند . «تنها آن کس که به دوزخ می رود اوریدس را باز می یابد ؛ تنها آن کس که کارد بر می کشد اسحاق را به دست می آورد » و چه اضطرابی در تمام این مدت !
ترس و لرز
سورن کی یر کگور
عبدالکریم رشیدیان
صص ۱۸-۱۷
https://t.me/hezar_khom
Post #5482
1.18K
- 👏 9
- 👍 5
- ❤ 4
- 👎 1
- 🙏 1